
آلن فریدمن (نویسنده و محقق امریكایی): «امریكا به پیشنهاد ویلیام كیسی (رئیس سیا)، تحویل بمب های خوشه ای به عراق را در اولویت قرار داد، زیرا این سلاح را مناسب ترین و كارآمد ترین سلاح برای در هم شكستن امواج انسانی مدافعان ایرانی می دانست.
به اعتقاد او این بمب ها می توانست به یك قدرت تصاعدی واقعی و مؤثر علیه قوای ایرانی تبدیل شود. در واقع این بمبها از لحاظ تكنیكی جزء سلاح های متعارف محسوب می شوند اما در میدان نبرد همانند سلاح های نامتعارفی چون سلاح های شیمیایی میتوانند موجب كشتار وسیعی شوند.
چنانچه این بمب ها درست عمل كنند می توانند در وسعتی به اندازه 10 برابر زمین فوتبال هر كسی را كشته یا مجروح كنند.
عملاً این بمب ها چرخ گوشت های هوایی هستند و هر چیزی را در سر راه خود خرد می كنند.
جنگ ایران و عراق یكی از پیچیده ترین جنگهای جهان و منطقه بود و ما اكنون در شرایطی قرار گرفتهایم كه لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هایی از این جنگ منتشر می شود. بخشی از حقیقت، درون جنگ ماست و بخشی دیگر آن در دست 26 كشوری است كه چرخ های ماشین جنگی عراق را روغن می زدند. كه به گوشههایی از ا اشاره میكنیم:
1)خواب و خیال دشمن در مورد ایران:
تا نیم ساعت دیگر كمر ایران خواهد شكست
وفیق السامرایی(مسئول بخش ایران در استخبارات عراق):
«رأس ساعت 12 روز 22 سپتامبر 1980 (31 شهریور 1359) صدو نود و دو فروند هواپیمای جنگنده نیروی هوایی عراق، به طرف اهدافشان در خاك ایران به پرواز در آمدند. در همین لحظه فرمانده كل قوا، صدام حسین در حالی كه چفیه قرمز رنگ به سر داشت و نوار فشنگ به دور كمر خود بسته بود، بی آنكه درجات نظامی - اش را نصب كرده باشد، وارد اتاق عملیات شد.
«عدنان خیر الله» وزیر دفاع به او چنین گفت:
«سرور من! جوانها بیست دقیقه قبل به پرواز در آمدند» صدام به او پاسخ داد:« تا نیم ساعت دیگر كمر ایران خواهد شكست.»
) كمكهای تسلیحات نظامی:
شوروی بزرگترین تأمین كننده نیازهای تسلیحاتی عراق
روزنامه القبس چاپ كویت:
«شوروی یك پل هوایی برای حمل اسلحه و مهمات به عراق بر قرار كرده است.گورباچف با ارسال نامه ای به برخی سران عرب، به آنان اطمینان داده است كه شوروی اجازه نخواهد داد عراق در جنگ با ایران شكست بخورد.»
«در نوامبر 1983 بین هزار تا هزار و دویست مشاور نظامی شوروی به عراق برگشتند و 400 فروند تانك55T و 250 فروند تانك12T به عراق داده شد و مقادیر عظیمی موشك گراد، فراگ 7،سام 9 و اسكادبی در راه بود. عراق تنها كشوری بود كه از بلوك شرق به موشك اسكادبی مجهز شد.»
«در سال 1983 شوروی بار دیگر تحویل سلاح در حجم وسیع را به عراق از سر گرفت و تمامی تجهیزاتی را كه عراق در طی دو سال نخست جنگ با ایران در صحنه نبرد از دست داده بود جایگزین كرد.»
چالز فیلیپ دیوید(نویسنده كتاب جنگ خلیج فارس توهم پیروزی):
«شوروی با61% بزرگترین تأمین كننده نیازهای تسلیحاتی عراق است.»
انگلستان و ساخت شبكه پناهگاه های زیر زمینی برای صدام:
«در ژوئن 1982 صدام تصمیم گرفت برنامه پرهزینه ساخت شبكه پناهگاه های زیرزمینی را به اجرا بگذارد تا بتواند منابع استراتژیك خود را از خطر حملات هوایی مصون بدارد. بر این اساس شركت های انگلیسی طرحی را ارائه كردند كه به موجب آن برای 48 هزار سرباز پناهگاه امن ساخته می شد.
هر پناهگاه تونل پولادین داشت و می توانست تا 1200 نفر را در خود جای دهد. یكی از آنها در كنار كاخ ریاست جمهوری بنا شده بود و پر از تجهیزات الكترونیكی، كامپیوتر،تله پرینت و شبكه های ارتباطی بود و دفتر صدام را با تمام نقاط عراق در تماس دائم قرار می داد. حفاظت از این پناهگاه به گونه ای بود كه اگر كسی به داخل آنها رخنه می كرد دوربین های ویدیوئی او را می دیدند و مسلسل های خودكار نصب شده بر روی دیوار ها بر سر و روی او گلوله می باریدند.در راستای همین همكاری ها شركت ماركنی انگلیس فرستنده های مایكروویو نظامی در اختیار عراق قرار داد و شركت راكال نیز متعهد شد تا كارخانه تولید پیشرفته ترین رادیوی نظامی جهانرا به نام جاگوار در عراق احداث نماید.»
مین های ضد نفر ایتالیایی
آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریكایی):
«در یكی از پیچیده ترین خلاف كاری ها در رم، میلیون ها مین مرگ بار با استفاده از یك شركت قلابی در سنگاپور به عراق فرستاده شدند. عراق به كمك یكی از شعبات بانك «لاوورو» در شمال ایتالیا 9 میلیون مین ضد نفر به ارزش 25 میلیون دلار خریداری نمود. این مین ها ساخت شركت «والسلا» بود كه 50 درصد آن تحت مالكیت شركت فیات، گروه صنعتی بزرگ ایتالیا و تحت كنترل جیانی آنیلی 72 ساله بود كه امروزه نیز به عنوان پادشاه بدون تاج و تخت ایتالیا معروف است. برخی از مین هایی كه عراق دریافت نمود از نوع بسیار وحشتناكی است كه به راحتی می توان آنها را از هلی كوپتر پخش كرد یا به سادگی روی سطح بیابان انداخت. اگر كسی روی این مین ها پا می گذاشت پای قربانی تا مچ یا حتی ران پا قطع می شد.»
فرانسه و فروش جنگنده های میراژ
كنت تیرمن(محقق و نویسنده امریكایی):
« در ژانویه 1981، تحویل 60 فروند میراژ1F مجهز به موشك كه ابتدا از سوی والری ژیسكاردستن معلق شده بود آغاز گشت. در ژوئیه همان سال فرانسه بنی صدر و مسعود رجوی را به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفت. رجوی، پاریس را به ستاد اپوزیسیون ایران تبدیل كرد. به دنبال خروج دیپلمات های فرانسه از تهران در سال 1982 فرانسه اقدام به تحویل 5 فروند هواپیمای سوپر اتاندارد مجهز به موشك های اگزوست به عراق كرد.»
آلن فریدمن:
«تحویل سلاح تقریباً به صورت روزمره ادامه داشت . یكی از پایگاه های ناتو كه در مركز فرانسه احداث شده بود به صورت مركز بارگیری آنتونوف های نیروی هوایی عراق در آمد. این هواپیماها روزانه به این فرودگاه می آمدند و موشك های ساخت فرانسه، بمب های خوشه ای، فیوز و تجهیزات رادار را با خود به عراق می بردند.
سازمان های اطلاعاتی فرانسه در سال 1986 بر آورد كردند كه اگر سه هفته از ارسال كمك به عراق خودداری كند، آن كشور شكست خواهد خورد.(تنها فرانسه) »
خمپاره های دو زمانه فرانسه
كنت تیرمن(محقق و نویسنده امریكایی):
«معامله 6/1 میلیارد دلاری طرح ولكان یكی از شیرین ترین معاملات فرانسه با عراق بود. 83 توپی كه موضوع قرارداد ولكان بود برای طیف وسیعی از مقاطعه كاران تسلیحاتی فرانسه درآمد تولید می كرد.
درهمین راستا عراق از شركت فرانسوی TRT یك فیوز فوقالعاده پیشرفته و پیچیده خرید كه با نصب آن بر روی دماغه خمپاره ، موجب می شد تا خمپاره درست قبل از رسیدن به زمین منفجر شود. یكی از افراد ارتش فرانسه كه خمپاره اندازهای عراقی را در بیابانهای بصره آموزش می داد می گوید:«با یك بار آتش آنها هم? ایرانی ها را تا فاصله یك كیلومتری درو می كردند. همین سلاح بود كه جلوی امواج انسانی ایران را گرفت؛ درست مانند نبرد«وردن» در جنگ جهانی اول، آنها مدام آتش می كردند و ایرانی ها واقعا قتل عام می شدند.»
مصر كانالی برای فروش تسلیحات ناتو
آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریكایی):
«در طول دهه 80 حسنی مبارك رئیس جمهور مصر حدود 5/3 میلیارد دلار موشك و تسلیحات به عراق فروخت كه صدام از پرداختن بهای آن امتناع كرد. در سال 1984 او با همكاران خود در دولت مصر به توافق رسید تا با عراق بر روی برنامه سری موشك های بالستیك دارای قابلیت هسته ای همكاری كند. این برنامه پروژه كندور 2 نام گرفت. مبارك در ملاقات خود با بوش در سال 1986،مصر را به كانالی برای صدور انواع گوناگون فناوری های موشكی ناتو كه شركت های پوشش اروپا به بغداد قاچاق می كردند تبدیل ساخت.»

دکتر روح الامینی رئیس سابق انستیتو پاستور ایران نام غریبی برای بسیاری از افراد به ویژه نخبگان و چهرههای سیاسی و علمی نبود، اما حادثهای تلخ پس از انتخابات باعث شد تا وی بیشتر مورد توجه قرار گیرد. عبدالحسین روحالامینی هرچند شصت روز از فوت ناگهانی و تلخ فرزندش گذشته است، اما رخت سیاه از تن نکنده و هنوز عزادار فرزندی است که مرگ او در کنار سایر درگذشتگان مظلوم، حقایق کهریزک را آشکار کرد. وی قاطعانه پیگیر ماجرا و جمعآوری مستندات حقوقی است تا در دادگاهی که قرار است برای آمرین و متخلفان بازداشتگاه کهریزک برگزار شود با دلایل محکم خونخواهی کند. این مصاحبه در آخرین فرصتی که برایمان باقی بود تا مطالب به این شماره نشریه برسد، در دفتر دکتر روحالامینی در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران و پس از اصرارهای فراوان انجام شد. هرچند ممکن است برای شما سخت باشد، اما لطفا ابتدا کمی از محسن (فرزندتان) بگویید. شهید محسن روحالامینی، تنها بیستوپنج سال داشت؛ با اینکه دانشجوی کامپیوتر در دانشکده فنی دانشگاه تهران بود، چون تحصیل صرف او را ارضاء نمیکرد، تحصیل رسمی را رها کرد و به طور آزاد به برنامهنویسی کامپیوتر روی آورد و به قول همکلاسیهایش «مفید ساکت» بود. او همیشه با روحیه آزادگی و کنجکاوانه در جستوجوی حقیقت بود. اقناع او مثل سایر جوانان و نسل جدید همیشه کار سختی بود، چون جوابهای کلیشهای نسل ما برای او کفایت نمیکرد. پسرم اساسا با بیصداقتی و دورویی مشکل داشت. فرد خالص و شفافی بود، حوادث اخیر موجب شد تا بیش از گذشته عاطفی شود و نگران سرنوشت کشور و مردم بود. محسن نیز مانند بسیاری از جوانان این کشور دغدغه اعتلای ایران و حل مشکلات مردم را داشت و آزارش به کسی نمی رسید. شما به عنوان چهره سیاسی مورد قبول نظام شناخته شدهاید. نظرتان راجع به اتفاقاتی که بعد از انتخابات در خصوص افرادی نظیر فرزندتان رخ داد، چیست؟ ابتدا باید به این نکته تأکید کنم که خون فرزند من از دیگر قربانیان و آسیبدیدگان این حوادث رنگینتر نیست و شاید مظلومیت آنان به دلیل محروم بودن از ارتباط با مسئولان نظام و رسانهها بیشتر از خانوادههای ما باشد که در اینجا باید به شهید جوادیفر اشاره کنیم که در مظلومیت مطلق مراسم دفن و ترحیمش توسط پدر داغدیدهاش برگزار شد و پیگیریهای من تنها از طرف خودم نیست بلکه از طرف خانوادههای داغداری است که دستشان کوتاه است. بالاخره نمیشود که صورت مسأله این حوادث را پاک کرد، هرچند سادهترین راه حذف صورت مسأله است. باید گفت زمانی که فتنه بروز میکند و فضا غبار آلود می شود اظهارنظر کردن و قضاوت را سخت و پیچیده میکنند، اما میتوان در همین زمان هم با روندهایی که در اداره جامعه وجود دارد، مسایل و مشکلات را بررسی کرد اما همانگونه که رهبری انقلاب تصریح کردند، حوادث رخ داده نمیتواند مجوزی برای رخ دادن جنایت و تضییع مال و جان مردم باشد، باید بپذیریم که بسیاری از معترضان از جنس مردم بودند اما برخی خودسریها و افراط و تفریطها موجب شد، حوادث به بدترین شکل مدیریت شود و ذائقه جامعه را تلخ کرد. شما به عنوان یک شاکی پرونده کهریزک آیا حاضرید که از حق خود بگذرید؟ من قطعا از خون به ناحق ریخته شده پسرم نخواهم گذشت و از پایمال شدن خونش جلوگیری خواهم کرد. تا به نتیجه رسیدن و قصاص عاملان جنایت پیگیر موضوع هستم چون معتقدم حال که محسن از پیش ما رفته باید محسنهای مردم را دریابیم. البته من مسیر متفاوتی نسبت به سایر معترضین در پیش گرفتم و انشاءالله به نتیجه هم خواهم رسید. مسیر من قانونی است و ما باید در چهارچوب اعتماد به ارکان مستحکم قضایی که به آن معتقد هستیم و قوانینی که وجود دارد، پیگیر موضوع شویم؛ اما از پیگیری حقوق محسن و حق محسنهای مردم، صرف نظر نمیکنم و بدون اینکه مسأله احساساتی باشد و خدایی ناکرده موجب سوءاستفاده شود، پیگیر خواهم بود. خانواده ما پیگیر جدی پاسخ این پرسش هستند؛ که چرا امثال این وقایع باید پیش بیاید و چگونه تدبیر میشود که در آینده شاهد چنین حوادثی نباشیم. آیا این ادعا که حوادث اخیر و به ویژه ماجرای کهریزک، موجب سلب اعتماد از گروهی از نیروهای معتقد به نظام شده است را قبول دارید؟ از بین رفتن اعتماد ما به اصل نظام و رهبری صحیح نیست، ما به این نظام اعتماد داریم؛ برخلاف بسیاری که با کمترین مصیبتی بهجای اینکه خودشان را کنترل کنند، سراغ اصل نظام میروند. من به نظامی که با خون صدها هزار شهید و جانباز و آزاده بهدست آمده است معتقدم. اما اینکه اعتماد به کفایت، سلامت و صداقت بسیاری از مسئولان انتظامی، قضایی و امنیتی با آسیب جدی مواجه شده است سخن درستی است و باید برای حفظ اعتماد مردم به نظام، عوامل بیاعتمادکننده را کنار بگذاریم نه اینکه برای حفظ بعضی نورچشمیها، نظام را قربانی کنیم. البته باید این نظام را در مسیری اداره کرد که وضعمان بهتر از وضعیت فعلی باشد. خدای نکرده نباید عقبگردی در حرکت نظام صورت گیرد. بعضی از این فتنهها و بعضی از این بیتدبیریها و سوءتدبیرها که لطمات جدی به ما میزند، نباید ما را از مسیر اصلی منحرف کند. برخی تلاش میکنند پرونده کهریزک را به کل نظام گره بزنند و زیر سؤال رفتن عملکرد مسئولان یعنی آمران و کسانی که حکم بازداشت، انتقال و نگهداری و ضرب و شتم دستگیرشدگان در کهریزک را صادر کردند را تضعیف نظام تلقی کنند. آیا این دیدگاه از نظر شما پذیرفتنی است؟ اینکه با چنین جنایتها، کژرفتاریها و سوءتدبیرها و برخی مسایلی که لطمه جدی میزند به نظام باید برخورد شود؛ شکی نیست که نمیتوان بیعرضگیهای برخی، ناتوانیهای برخی دیگر و سوءتدبیریهای عدهای را به حساب نظام بگذاریم. ما اعتقاد داریم که خون محسن مظلوم شهید ما راهی را باز میکند برای این که بعضی از این گرفتاریها و گرههای اجتماعی سیاسی و سوء مدیریتها چه فردی و چه سیستمی اصلاح و پالایش شوند و اینها جلوی مسیر پیشرفت، ترقی و سعادت مردم و کشور ما قرار نگیرند. همه مردم این کشور یک خانوده بزرگ هستند و دل در گرو اعتلای کشور دارند و محسن ما هم یکی از آنان بود. بیتدبیری یک عده را که نباید به حساب نظام، انقلاب و رهبری بگذاریم. حتما ظرفیت بالاتر و بهتری برای اداره کشور وجود دارد. ما بیعرضگی و بیتدبیریهایمان را نباید به حساب نظام و رهبری بگذاریم. اینها باید تفکیک شوند. وقتی عرضه نداریم یک معادله چند متغیری را حل کنیم، در خودمان تجدید نظر کنیم؛ در افراد تجدیدنظر کنیم. چرا معادله را ساده و بعد صورتش را پاک میکنیم. البته نحوه عمل و رسیدگی به پرونده کهریزک نشان خواهد داد که نظام در مسیرش اهل معامله نیست؛ اگرچه برخی از مقصران و عاملان جنایتها قصد دارند با عنوان کردن اینکه مخالفان نظام از برخورد با آنها سوءاستفاده میکنند خود را به حاشیه امنیت ببرند و باز هم آبروی نظام را برای خودشان هزینه کنند؛ اما با تصریح رهبر انقلاب بر اینکه حتی خدمات درخشان این افراد و نهادها هم مانع رسیدگی به تخلفات نمیشود، از مسئولان قضایی انتظار میرود عاملان جنایت کهریزک و امثالهم در هر پست و مقامی و با هر سابقه و هرگونه حمایتی را به مجازات شرعی و قانونی خود برسانند. فکر میکنید مظلوم اصلی در رخدادهای پس از انتخابات چه کس یا کسانی بودند؟ بزرگترین مظلوم این روزهای، نظام جمهوری اسلامی است که باید در رفع مظلومیت آن کوشید. متأسفانه در بسیاری از مسایل، افرادی در سطوح پایین مساوی با نظام دیده میشوند و یا عده ای آنچنان به پستهای خود چسبیدهاند که گویا جدا شدن آنان از این جایگاهها و پستها ثلمهای به کشور وارد میکند. مشکل این است که کلمه «عذرخواهی» واژه کم استفادهای برای ماست و البته به نظر میرسد کاربرد آن در بین شرقیها به ویژه ژاپنیها بیش از ما باشد. اگر در ژاپن اتفاقی در تحت مسئولیت یک فرد بیفتد، نخستین و کمترین کاری که فرد مسئول انجام میدهد، استعفا از مقام خود است. یا مثلا در کشورهای غربی اتفاق افتاده که قطاری از ریل خارج شده و چند نفر در این حادثه جان باختهاند، اما فردی که نفر دوم یا سوم حادثه بود مسأله را به عهده گرفته و استعفا داده است. اینها نگفتهاند که اگر من در این سمت نباشم ثلمهای به کشور وارد میشود، اما متأسفانه برخی از مسئولان کشور چنین رفتاری را دارند. فکر میکنید گام نخست برای رفع این مظلومیت از نظام چیست؟ ما شاهد هستیم که برخی از مقصران تلاش میکنند تا با برهمزدن شرایط و مبهم کردن آن و همچنین از بین بردن آثار جرم و مدارک از مجازات بگریزند، در حالی که تنها راه برای رفع مظلومیت نظام مجازات مقصران است. نخست باید باز تعریفی صورت گیرد که روشن شود نظام جمهوری اسلامی مساوی با چه هست و مساوی با چه نیست و کمی هم باید توجه خود را روی سرمایههای اجتماعی معطوف کنیم و اینکه چطور میتوانیم با حرکات و رفتارهای خود نظام را تقویت و یا موجب سلب اعتماد از نظام شویم. واقعیت این است که ولایت فقیه، اسلام، قرآن و جمهوریت، عناصر و مؤلفههای نظام هستند که باید به خوبی تعریف شوند. بعضا دیده میشود که برخی کیلومترها با رهبری نظام فاصله گرفتهاند؛ گروهی گرفتار تحجر شدهاند و گروهی هم به تعبیر مناجات شعبانیه زاهق شده و به ملازمت با عمود خیمه نظام یعنی رهبری و ولایت فقیه توجه نمیکنند. باید توجه داشت که نظام و مردم دو مقوله جدا از هم نیستند و جمهوریت و اسلامیت و رهبری نظام مقولههای به هم چسبیدهای نیستند، بلکه یک نوع در هم تنیدگی بین آنها وجود دارد، اما در فتنه اخیر که پیچیدگیهای خاص خود را هم داشت، نظام مظلومیتهای مضاعفی را پیدا کرد. برخی بر این باورند که بین گرفتن حقشان از حکومت و پیروی از نظام منافاتی وجود دارد. نظر شما چیست؟ برخی فکر میکنند که وقتی از نظام دفاع میکنیم، از حق خود میگذریم چنین نیست و بلکه باید گفت که خونخواهی درباره عزیزان از دست رفته ما، به عهده نظام است و نظام در خونخواهی ایشان بر ما مقدم است، زیرا به تعبیر قرآن در قصاص و خونخواهی حیات نهفته است، یعنی خونخواهی همان حیات جامعه است. من امیدوارم که روحیه پاسخگویی، احساس مسئولیت، عذرخواهی در ردههای گوناگون تعریف شود تا به جایی برسیم تا دشمنان از ما ناامید شوند و بدانند که آب در هاون میکوبند. خدمت حضرت آیتالله جوادی آملی که رسیدیم، ایشان برای تسلی خاطر ما اظهار داشتند که «اگر بگویند به منچه و به توچه، کسی (با اشاره به بالا) هست که بگوید هم به منچه و هم به توچه.» و لذا پیگیری موضوع از سوی حکومت نافی تکلیف و وظیفه ما نیست. پیگیریهای ما معطوف به نتیجه است، ما تکلیف خود را به گونهای دنبال کردیم که به نتیجه برسیم، نه مثل عدهای که سنگ ادای تکلیف را به سینه میزنند، اما به نتیجه مطلوب نمیرسند. شما به همراه دیگر اساتید دیداری با رهبر معظم انقلاب داشتید، نگاه ایشان به دیدگاه شما چه بود؟ من در آن جلسه اعلام کردم که باید رویهها اصلاح شود تا کمتر از این حوادث رخ رهد و در آینده مظلومیت دوچندان پیش روی نظام نداشته باشیم که حضرت آقا نیز آن را تصدیق کرده و فرمودند که در این سالها گاهی اتفاقی افتاده و تخلفی از کسی سر زده که عدهای معتقد بودند باید به خاطر خدماتش، از او گذشت، اما من معتقدم که باید تخلف را در وزن و اندازه خود محاسبه کنیم. آثار تخلف را بر آن بیفزاییم و در جای خود از خدماتش هم تقدیر کنیم. ما هم معتقد به ایستادن در موضع قانون و حق هستیم و چنانچه در مجموعه منتسب به نظام جنایتی صورت گیرد، باز باید بر موضع قانون ایستادگی کرد. با خانواده قربانیان دیگر کهریزک هم ملاقاتی داشتهاید؟ نظر آنها راجع به موضوع چیست؟ بله. با هم ملاقات داشتیم. همه ما به نظام اعتماد کرده و پیگیر موضوع هستیم. با توجه به این که در آستانه برگزاری نخستین جلسه دادگاه عوامل حوادث کهریزک هستیم، ارزیابی شما از نتیجه و عاقبت این دادگاهها چیست؟ انشاءالله امیدوارم که این دادگاه به نتیجه برسد و اکنون روال خوبی برای پیگیری پرونده حاکم است. ما امیدواریم که با عوامل اصلی و پشت صحنه پرونده برخورد میشود و فقط به مجازات این چند نفر عناصر سطح پایین و محلی جنایت بسنده نشود، عدالت واقعی زمانی اجرا میشود که آمران و مجوز دهندگان انجام این جنایت که در پستهای بالای کشوری، قضایی و انتظامی قرار دارند، مجازات شوند. این نه از سر ساده لوحی است و نه خوشبینی افراطی، بلکه به این خاطر است که در مسیری حرکت کردهایم که منتج به نتیجه بوده است و به دور از هیاهوی سیاسی و رسانهای که برخی به راه انداختند، ما آرام حرکت کردیم و به نتایج خوبی هم رسیدیم و ایکاش بقیه کسانی که وارد این ماجرا شدند نیز مسیرهای قانونی را میرفتند. آیا قبول دارید که افراد متخلف در این پرونده بدون اجازه یا دستور مقامات مافوق خود به چنین جنایاتی دست نمیزدند؟ در این صورت چرا با مقامات ما فوق آنها که نقش تعیینکنندهای داشتهاند، برخورد نمیشود؟ تصور ندانستن مسایل کهریزک برای مقامات ما فوق قضایی و انتظامی غیرممکن است. در اینگونه مسایل باید مجازات شرعی و قانونی برای دستاندرکاران این حادثه در نظر گفته شود. در غیر این صورت، هم ضعیفکشی میشود و هم روندهای معیوب اصلاح نمیشود که در نهایت باعث نومیدی افکار عمومی میشود. در حالیکه برخورد با عوامل اصلی نشاط و امیدواری را به جامعه برمیگرداند؛ اما این نگرانی وجود دارد که با جابهجایی این افراد و حتی ارتقای آنان به مسئولیتهای بالاتر اینگونه القا شود که با آنها برخورد شده؛ در حالی که در هجدهم تیر شاهد بودیم با وجود آن که تنها یک نفر کشته شده بود، فرمانده نیروی انتظامی و فرمانده تهران بزرگ دادگاهی شدند، در حالی که در کهریزک چندین نفر کشته شدهاند و دهها نفر ضرب و شتم شده و آسیب دیدهاند؛ بنابراین برکناری و محاکمه علنی مقامات قضایی کشوری و انتظامی عاملان این جنایتها حداقل انتظار خانوادههای آسیبدیده است. به جز دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی با دیگر مقامات و شخصیتها هم برای پیگیری مسأله دیداری داشته اید؟ بله با رئیس قوه قضاییه و رئیس مجلس دیدارهایی انجام شد، ضمن اینکه به دیدار آیتالله جوادی آملی نیز رفتیم که ایشان خونخواهی را وظیفه نظام اسلامی دانستند و گفتند که نظام برای خونخواهی اولیتر به ولی دم است. شنیده شده که هفت نفر از افراد مرتبط و چند مقام قضایی درباره کهریزک بازداشت شدهاند. تعداد آنها هفت نفر اعلام شده، اما ظاهرا بیشتر هستند. باز هم تأکید میکنم، نباید عوامل این پرونده را به تعدادی خاص در سطوح مباشرت یا معاونت محدود کرد. آگاهان و مسئولان مافوق
ردههای قضایی، انتظامی و کشوری هم باید پاسخگو باشند.
منبع:سایت تابناک
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=64814

Hi...This post is for my English class.So my lovely friends please don't send your affectionate comments.
i will send another Persian post for my birthday and i will see you in this post by COMMENTS*SMALL CHAT.
well,well well.Talking about problem is so hard however some of people talk frankly and some of them are reserve.Any way, one of my important problems is :
I cant say no to the children in most of the time.May be it's so sweat because i don't have any baby,and when i see my friend's children i can not control myself at all.I buy so many playing toys,chocolates,... ..Maybe for fist time it is good but for the future and for my children i think i have to control myself.I can't tolerate the children weeping,I don't have any weakness in my relationship with others.Maybe,most of the time,of course in my work and also in my education i am so serious and cruel but i can't control myself when i face lovely and *gerde gholombe children!

از آنجایی که افراد جامعه به منظور تامین نیاز های اقتصادی خود مجبور به اشتغال بوده و در این راستا در محیط کار باسایر افراد و گروه های مختلف جامعه اعم از زن و مرد همکاری داشته باشند ، لذا محل کار به عنوان یکی از زمینه هایی که به شکل طبیعی امکان تظاهرات جنسی در آن میتواند محتمل باشد میتواند زمینه ساز مشکلات ارتباطی نیز گردد.
بنا بر قوانین
کار و نیز مصوبات حقوق انسانی در محیط کار هر گونه گفته یا عملی که به
نوعی رنگ جنسیتی داشته و ابراز ، نمایش و یا اعمال آن مورد پذیرش مخاطب
نبوده وی را در وضعیت معذب و ناراحت قرار دهد ، آزار جنسی قلمداد میگردد .
به عبارت دیگر اظهارنظرهای موهن و تلویحات جنسی یا اشارات تبعیضآمیز
جنسی که برای شخص مخاطب آزار دهنده باشد و باعث احساس خطر، حقارت، مرعوب
شدن یا رنج در مخاطب شود و یا در انجام کار او اختلال ایجاد کند و امنیت
شغلی او را بهخطر اندازد، مزاحمتهای جنسی کاری محسوب میشوند.
اینگونه تعدیات جنسی عبارتند از
هر گونه لمس بدنی نامناسب
طرح جوک ها و یا شوخی های توهین آمیز و یا زننده جنسی
فرستادن ایمیل های حاوی مطالب، تصاویر و یا مضامین سکسی
درخواست یا پیشنهاد جنسی
توصیفات و نظرات جنسی یا معذب سازنده راجع به شکل یا کیفیت اعضای بدن
نشان دادن تصاویر مستهجن سکسی
استفاده از عبارات و جملات تحقیر کننده در مورد جنسیت فرد
طرح سوالات جنسی در مفهوم کلی و یا سوال در مورد کیفیت ، نوع رفتار جنسی ویا جهت گیری جنسی فرد
ترغیب به تفویض شغل یا عنوان کاری بهتر در ازای برقراری تماس یا برقراری رابطه جنسی
تهدید به اخراج از کار یا گرفتن مزایای کاری ، اضافه حقوق ، مرخصی در صورت عدم تمایل برقراری تماس یا برقراری رابطه جنسی
نکته
قابل تامل اینکه مزاحمتهای جنسی بنا بر عرف و فرهنگ هر جامعه و قانونی که
شکلدهنده به حدود روابط زن و مرد هستند متفاوت تعریف میگردد. به عنوان
مثال درزیرساخت های سنت ایرانی شاید خندیدن به لطیفه های جنسی فردی که
آنسوی میز نشسته ، نوعی احترام به صاحب کار معنی گردد و علی رغم عدم
رضایت شخصی و راحت نبودن درمقوله های چون برقراری تماس بدنی ، سر باز زدن
از آنرا بیکار شدن نتیجه گیری کند لیکن در جامعه ای دیگر، که امنیت شغلی
افراد در آن تضمین شده تراست و نیز حمایت های قانونی به شکلی کاملاً جدی
امکان هر گونه سوء استفاده های جنسی در محیط کار را مسدود میکند فرد لزومی
به تحمل شرایط آزارنده ندیده و از برقراری هرگونه تماس یا رابطه جنسی نا
دلخواه میتواند امتناع ورزد و در این راستا هر حرکت نا خوشایند جنسی را
در نطفه خفه سازد ، لیکن حتی در ایندسته از کشور های مترقی و پیشرو نیز
آگاهی اذهان عمومی به حقوق جنسی و ضوابط محیط کاری اندک میباشد که نتیجه
آن خیل وسیع و آمار رو به رشدِ آزرده شونده های جنسی در این کشورها میباشد.
باید
خاطر نشان ساخت که آزار جنسی لزوماً به رفتاری که طبیعتِ سکسی داشته باشد
اطلاق نمیگردد بلکه صرف اینکه جنسیتِ شخص ، اعم از زن بودن و یا مرد بودن
فرد را زیر سوال برده و یا مورد توهین قرار دهد نیز آزار جنسی قلمداد
میگردد. اگر چه گاه مردان نیز ممکن است مورد آزار جنسی از جانب زنان قرار
گیرند لیکن طیف وسیعی از آزاردیدگان جنسی در محیط کار را زنان تشکیل
میدهند. بنا بر تحقیقات انجام شده چیزی بین 30 تا 70 درصد از زنان و10 تا
20 درصد از مردان در طول زندگی خود به نوعی درگیر یکی از انواع آزارهای
جنسی در محیط کار گشته اند.
آنتونی گیدنز، جامعهشناس، آزار
جنسی در محیط كار را استفاده از اقتدار شغلی یا قدرت برای تحمیل خواستهای
جنسی تعریف میكند لذا اغلب دست درازی و مزاحمت های جنسی در محیط کار از
سوی کارفرمایان ، روًسا و یا مسئولینی اتفاق میافتد که به نوعی در مسند
قدرت قراردارند . لیکن نباید از نظر دور داشت که در بین همکاران هم رده
نیز میتوان انواع اذیت های جنسی را به وفور مشاهده کرد.
آزار جنسی
در محیط کار ممکن است در اتاق کار، محل صرف غذا ، دستشویی ، انبار ، ماشین
اداره و یا در حین مسافرت های کاری و مهمانی های اداری بوقوع بپیوندد.
از
آنجایی که هر گونه تماس بدنی و جنسی که رضایت دو جانبه در آن لحاظ نشده
باشد ، نوعی تجاوز محسوب میگردد لذا برای فرد قربانی پیامدهای روانی از
قبیل : اضطراب ، افسردگی ، از دست دادن اعتماد به نفس ، مشکلات تغذیه ای
اعم از پر خوری یا بی اشتهایی عصبی ، مشکلات خواب ، توسل به الکل یا
دخانیات برای فراموشی ،عدم تمرکز ، احساس نا امنی ، ترس ، تحقیر و خشم
و... میتوان پیش بینی نمود.
از سویی وقوع آزار و اذیت جنسی در
محیط کار میتواند منافع یک موسسه یا کمپانی را خدشه دار ساخته خسارت های
مالی و اجتماعی بر پیکره یک نهاد تولیدی یا خدماتی وارد آورد . از جملهً
این لطمات میتوان به کاهش سطح تولیدات یا خدمات ، افت بازدهی اقتصادی ،
تخریب وجه اجتماعی کمپانی یا موسسه خدماتی ، ایجاد فضای مسموم که در آن
توانایی تمرکز و انجام وظایف محوله از سوی کارکنان مخدوش گردیده احتمال
درخواست استعفا و یا مرخصی های پیاپی کارکنان فزونی یابد . از سویی پر
واضح است که پیامدهای قانونی و نیز بهداشتی متعددی نیز متوجه ایندسته از
محیط های کاری خواهد بود.
چنانچه گفته شد هر حرکتی با مضمون جنسی
که مورد رضایت دو جانبه نباشد خشونت جنسی قلمداد میگردد به همین خاطر به
منظور کاهش پیامدهای مخرب این پدیده و جلوگیری از وقوع آن ، کلیه افراد
شاغل و نیز کلیه نهاد های کاری میبایستی با چارچوب و ضوابط کاری حاکم در
جامعه به خوبی آشنا باشند .
لذا بر گردانندگان نهادهای کاری است که نکات زیر را در محیط های کاری خود در دستور کار قرارد هند :
منظور کردن تعریفی مشخص از انظباط کاری و روشن کردن موضع راسخ کمپانی در عناد با آزار جنسی در اساسنامه کاری
ابلاغ تعریف حقوق جنسی و ضوابط ارتباطی به کلیه کارکنان
در معرض دید قرار دادن قوانین مکتوب آزار جنسی در محیط کار
به سمع رساندن اصول رفتار بین فردی در محیط کار در جلسات گروهی کارکنان
ارائه مثال های ملموس و کاربردی در تعریف آزار جنسی در محیط کار
انجام دوره ها آموزشی و ایجاد کلاس های آزار جنسی برای مسئولین و متصدیانی که با کارمندان در ارتباطند
پیگیری مجدانه مسئولین در کشف و به سر انجام رسانیدن شکایات جنسی کارکنان
تلاش در جهت ایجاد فضای سالم و بری از آزار جنسی در محیط کاری
و آنچه که کارکنانی که به نوعی در گیر یکی از انواع آزار های جنسی گشته اند باید انجام دهند :
اعلام صریح عدم رضایت و ناراحتی از فضای مسموم ایجاد شده در محیط کار به فرد متجاوز
صحبت با سایر همکاران راجع به آنچه در فضای مسموم در محیط کار در جریان است و شاهد گرفتن آنان به آزار جنسی فرد متجاوز
به آگاهی رسانیدن حرکات آزارنده فرد متجاوز به مسئولین و مدیران کاری
ثبت کلیه صحبتها ، ایمیل ها ، تصاویر، رفتار و هر گونه پیامی که فرد از
دریافت یا انجام آن معذب گشته به همراه زمان و مکانی که آن حادثه رخ داده
است
تماس با اتحادیه ، صنف ، وکیل و یا هر نهاد قانونی که از حقوق کارکنان دفاع میکند
اولین وزیر زن ایران
چند روز پیش خانم مرضیه دستجردی به عنوان اولین وزیر زن پس از انقلاب از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد گرفت ایشان پس از کسب رای اعتماد از مجلس با ابراز خشنودی از انتخابش در جمع خبرنگاران گفت:
فكر میكنم خانمها امروز به آرزوی دیرینه خود رسیدند كه یك زن در كابینه دولت قرار بگیرد و مطالبات آنها را دنبال كند، فكر میكنم این انتخاب قدم مهمی برای خانمها باشد.
اما اولین وزیر زن ایران چه کسی بود و دچار چه سرنوشتی شد
فرخ رو پارسا نخستین زن ایرانی بود که در حکومت پهلوی به وزارت رسید . او در کابینه دوم وسوم امیر عباس هویدا وزیر اموزش و پرورش بود.
فرخرو پارسا تحصیلات ابتدایی خویش را در دبستان هما در تهران سپری نمود و برای ادامه تحصیل در دوره متوسطه به دانشسرای مقدماتی رفت. وی توانست دوره متوسطه را با کسب رتبه اول به پایان رسانده و به دانشسرای عالی راه یابد. او در سال ۱۳۲۱ دانشسرای عالی را با اخذ مدرک لیسانس در رشته علوم طبیعی به پایان رسانید و به دانشگاه تهران راه یافت. وی تحصیلات دانشگاهی خویش را در رشته پزشکی ادامه داد و توانست در سال ۱۳۲۹ با اخذ درجه دکترا از دانشگاه تهران فارغالتحصیل گردد.
فرخرو پارسا در سال ۱۳۲۱ با احمد شیرینسخن ازدواج کرد و از همان سال پس از اخذ مدرک لیسانس از دانشسرای عالی به تدریس در دبیرستانهای تهران پرداخت. او پس از پایان تحصیلات دانشگاهی تا مقطع دکترا، علیرغم اینکه در رشته پزشکی دانشآموخته شده بود کار طبابت را رها کرد و ترجیح داد که به کار فرهنگی بپردازد؛ بدین ترتیب او در وزارت فرهنگ آن دوران مشغول به کار شد.
وی در سال ۱۳۳۳خورشیدی به همراه تنی چند از همکارانش «انجمن بانوان فرهنگی» را برای دبیرستانهای دخترانه آن دوران تأسیس نمود و در سال ۱۳۳۵ به عنوان یکی از اعضای هیات رئیسه «شورای همکاری جمعیتهای بانوان ایرانی» انتخاب شد.
فرخرو پارسا همچنین نخستین مدیر کل زن در ایران بود. در سال ۱۳۳۹ با آغاز به کار دانشگاه ملی ایران، وی عهدهدار سِمَت مدیر کلی دبیرخانه دانشگاه ملی ایران شد. انتصاب یک زن به این سمت، اعتراضات زیادی را در محافل اداری، فرهنگی و سیاسی تهران به راه انداخت ولی مقامات دانشگاه توانستند از برکناری فرخرو پارسا جلوگیری کنند.
او در سال ۱۹۶۸ به عنوان وزیرآموزش و پرورش ایران انتخاب شد.
محاکمه و اعدام
پس از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی، وی متهم به: «حیف و میل اموال بیت المال و ایجاد فساد در وزارت آموزش و پرورش و کمک به نشو و نمای فحشا در آموزش و پرورش و همکاری موثر با ساواک و اخراج فرهنگیان انقلابی از وزارت فرهنگ ایران و غیره...» در دادگاه انقلاب اسلامی شعبه تهران به ریاست صادق خلخالی محاکمه شد و به عنوان «مفسد فی الارض» در تاریخ ۱۸ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ برابر با ۸ مه سال ۱۹۸۰ اعدام گردید.


جمال هر چی چشم چرونه رو عشقست
مردها به طور میانگین روزانه 43
دقیقه را صرف خیره شدن به 10 زن مختلف می كنند كه این میزان برابر با 259
ساعت یا تقریبا 11 روز در سال است كه در فاصله بین 18 تا 50 سالگی بالغ بر
11 ماه و 11 روز می شود.
به نوشته دیلی تلگراف، محققان دریافتهاند
كه تنها این نوع مردها نیستند كه جنس مخالف را ستایش می كنند بلكه زنها
نیز روزانه 20 دقیقه را صرف نگاه كردن به 6 مرد مختلف می كنند. این میزان
نیز برابر با 6 ماه به طور كلی بین 18 تا 50 سالگی است.

مارك آیرلند سخنگوی مركز كوداك لنز ویژن كه این نظرسنجی را انجام داده است، گفت: مردها مشهور به نگاه كردن به زنها هستند، اما جالب است بدانیم كه آنها واقعا چه مدت را صرف این كار می كنند. به طور كلی یك سال از زندگی مردان صرف قفل كردن چشمهای آنها بر روی جنس مخالف می شود.
وی افزود: علاوه بر این زمان باید متوجه بود كه مردان اگر بخواهند زنی را تحت تأثیر قرار دهند حتی حاضر به ول كردن كار خود و توقف فعالیتهای كاری تا انجام این كار هستند.
این
نظر سنجی بر روی 3 هزار نفر نشان داد كه سوپرماركت مهمترین نقطه تبادل این
نگاههاست و بعد از آن مشروب فروشیها و كلوپهای شبانه قرار دارند.
اما در حالی كه اكثریت مردان و زنان از اینكه كسی به آنهانگاه
كند، احساس مورد توجه قرار گرفتن می كنند، اما افراد بیشتر دوست دارند به
آنها نگاه نشود. مردها با 19 درصد در برابر زنها با 9 درصد معتقدند از
اینكه كسی به آنها خیره شود، احساس خوشحالی می كنند.
16 درصد دختران از این كار احساس ناراحتی كرده و 20
درصد نیز می گویند این كار آنها را خجالت زده می كند. بیش از 40 درصد زنان
چشم را اولین جذابیتی دانستهاند كه در نگاه اول به چشم آنها رسیده است،
در حالیكه همین تعداد از مردان معتقدند كه چشم آنها در ابتدا مجذوب وضع
كلی بدن زن می شود.
یك سوم از شركت كنندگان در این تحقیق با همسر
خود بر سر اینگونه نگاهها بحث داشته اند و یك نفر از هر 10 نفر كارشان به
جدایی از همسرشان كشیده است.
5 نقطه مهمی كه در آن مردان زنان را
زیر نظر دارند عبارتند از سوپرماركت، مشروب فروشیها، كلوپهای شبانه، محل
كار و مغازه ها و 5 نقطه مهمی كه در آن زنان مردان را زیر نظر دارند
عبارتند از: مشروب فروشیها، مغازه ها، وسایل نقلیه عمومی، سوپرماركتها و
محل كار.


