تبليغاتX
بسوی فرداهای روشن

بسوی فرداهای روشن

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
تکرار پست به ایرانی بودن خودمون افتخار کنیم!به درخواست مهسا و سیامک عزیز!

سلام...نمی خواستم به این زودیا پست فارسی باشه ولی سیامک و مهسا رو خیلی دوست دارم....من سعی می کنم تو پست های آینده ادررس بهترین منتخب آرشیو خودمو براتون بفرستم....اصلا یه پست جداگونه باشه...خوبه؟.....کامنت ها رو میبندم....رو پست های انگلیسی باز می کنم....ممنونم که لطف میکنین ایمیل میزنین برام...مرسی از همه اونایی که سرمو می خورن پای موبایل....شوخی کردم...دوستون دارم و آرزومند آرزوهاتونم...علی

باور کنیم که ما ایرانی ها قادر به انجام هر کاری هستیم!

پییر امیدیار

پییر امیدیار موسس و رئیس شرکتebay بنیانگذار تجارت الکترونیک در جهان

پییر امیدیار PIERRE OMIDYAR ( ایرانی زاده) موسس و رئیس شرکتeBay


پیدایش eBay , یکی از موفقترین شرکتهاى ایالات متحده آمریکا در زمینه تجارت الکترونیک از یک کلکسیون Pez شروع شد.

چهل و سومین ثروتمند جهان

پییر امیدیار در سال ۱۹۶۷ در شهر پاریس بدنیا آمد و در سنین کودکى به همراه خانواده به ایالت مریلند مهاجرت کرد. وى اولین برنامه کامپیوترى خود را در سن ۱۴ سالگى براى کتابخانه مدرسه اى که در آن مشغول تحصیل بود نوشت.

در سال ۱۹۸۸ از دانشگاه Tufts University در رشته کامپیوتر فارغ التحصیل و در یک شرکت بعنوان برنامه نویس سیستمهاى Macintosh مشغول کار شد.

سپس در یک شرکت وابسته به Apple بنام Claris مشغول کار شد.

در سال ۱۹۹۱ در تاسیس یک شرکت نرم افزار به نام Ink Development Corp همکارى کرد. این شرکت سپس به eShop تغییر نام داد . eShop در سال ۱۹۹۶ توسط شرکت Microsoft خریدارى شد.امیدیار سپس به شرکت General Magic که توسط Apple حمایت می شد پیوست.

Pez یک نوع شیرینى است که معمولا در یک ظرف کوچک پلاستیکى به شکل عروسک قرار میگیرد و برای آنکه شیرینى از آن خارج شود باید سر عرسک را به پایین فشار داد.

شبى در سال ۱۹۹۵ امیدیار مهندس جوان برنامه نویس ایرانى الاصل، با دوست دختر خود که عاشق جمع آوری Pez بود , مشغول خوردن شام بود که دوست دخترش ازآنکه شریکى براى ایجاد یک کلکسیون Pez در سانفراسیسکو را ندارد گله کرد.

امیدیار به او پیشنهاد کرد که از اینترنت براى پیدا کردن شریک تجارى استفاده کند.

بنابراین امیدیار در وب سایت کوچک خود براى دوست دخترش بخشى را براى این موضوع آماده کرد و نام آن را Auction Webگذاشت. برنامه ایکه او برروى وب سایت شخصى خود ایجاد کرد, به کاربران امکان لیست کردن وسایل مختلف خود از جمله کلکسیون Pez ، دوست دختر او را نیز میداد.

در مدتى کوتاه افراد بسیارى فروشنده و خریدار براى اقلام لیست شده بروى سایت پیدا شدند. به تدریج تعداد کاربران این سایت زیاد شدند و معاملات بسیارى از طریق آن صورت گرفت . سپس مهندس جوان با مشاهده این موضوع تصمیم گرفت که سایتى مجزا براى این کار ایجاد کند که با نام eBayشروع به کار کرد.

امیدیار با دریافت مبلغى بین ۲۵ سنت تا دو دلار به فروشندگان اجازه داد که اجناس خود را براى شرکت در حراج در سایت eBay معرفى کنند. همچنین درصدى از خریدوفروشها به او میرسید و به این ترتیب eBay موجب شد که فروشندگان و خریداران با هم به راحتى به خرید و فروش بپردازند.
بعد از ۹ ماه که اولین حراجى که در سایت eBay انجام شده بود , وى شغل خود در General Magic را رها کرد و تمام وقت خود را صرف سایت خود, براى eBay کرد.

در سال ۱۹۹۸ او تصمیم گرفت براى رونق دادن به eBay از Meg Whitman که فارغ التحصیل رشته بازرگانى بود یارى بگیرد.

بعد از مدتى eBay شعبه هاى در آلمان, ژاپن , کانادا و استرالیا ایجاد کرد و روز به روز رونق یافت.در پایان سال ۱۹۹۸ کاربران این سایت به ۲/۱ میلیون نفر رسیدند و درآمدى بیش از ۷۵۰ میلیون دلار را برای eBay به ارمغان آوردند.

ایده و طرح و برنامه ریزى این جوان ایرانى زاده خلاق، و پشتکارش، وى را در لیست موفق ترین و ثروتمند ترین افراد آمریکا قرار داد.
امیدیار در سال ۲۰۰۰ علاوه بر eBay , در هیئت مدیره ePeople نیز مشغول به کار شد.

در سال ۱۹۹۹ پییر امیدیار با همان دوست دختر خود که عاشق کلکسیون Pez بود ازدواج کرد. حالا همسر امیدیار بیشتر از ۴۰۰ عدد Pez در کلکسیون خود دارد.
“من همیشه به کمک کردن به مردم براى آنکه از آنچه که هستند بهتر باشند, معتقد هستم.” امیدیار
گفته هائى درباره پییر امیدیار:
“من سعى کردم تا یک پیراهن ورزشى امضاشده توسط Michael Jordan را در مغازه خود بفروشم ولی نتوانستم. سرانجام آن را در سایت eBay عرضه کردم و توانستم آن را بسرعت بفروشم.آن وقت تصمیم گرفتم که مغاز خود را ببندم و کاسبى خود را در eBay ادامه دهم.” James Finnegan
“پییر امیدیارشخصى است با استعداد و با پشتکار، و میتواند چندین پروژه را باهم پیش ببرد. او فردیست آرام ولى بسیار متکى به نفس. تلاش امیدیار همیشه براى عرضه ساده و مفید تکنولوژى جدید براى مردم عادى است.“ Steve Schramm

امید کردستانی

معاون ارشد سایت google

بی بی سی - هفته نامه آمریکایی “تایم” در شماره سه شنبه خود ( ۲۲ ژوئیه) مطلبی به قلم لورا لاک چاپ کرده درباره امید کردستانی، معاون ارشد رییس شرکت “گوگل” که در مدتی کوتاه این جستجوگر اینترنتی را تبدیل به یک شرکت عظیم تبلیغاتی کرده است.

همه می دانند که گوگل بهترین جستجوگر اینترنتی ست.فقط کافی است عبارت مورد نظرتان را در گوگل تایپ کنید و به سرعت بهترین نتیجه ممکن را به دست آورید.

جستجوگر گوگل با استفاده از الگوریتم های بسیار دقیقش در هر روز نتیجه ۲۰۰ میلیون جستجو را ارائه می دهد.

اما این نتایج فقط در ظاهر به طور رایگان ارزانی می شود. امید کردستانی، معاون ارشد رییس “گوگل” دارد این شرکت خصوصی را به سرعت تبدیل به سازمانی می کند که سود آن سر به آسمان می زند.

تلاش های امید کردستانی باعث شده است تا بزرگترین جستجوگر اینترنتی دنیا تبدیل به یک پایگاه عظیم تبلیغاتی شود. جلب صدهزار متقاضی در ۱۸ ماه گذشته رقم چشمگیری است که به همت آقای کردستانی انجام پذیر بوده است. تحلیل گران امور مالی می گویند در آمد حاصل از جستجوهای اینترنتی گوگل تا آخر سال جاری ممکن است به یک میلیارد دلار برسد.

چهار سال پیش، زمانی که آقای کردستانی، از شرکت “نت اسکیپ” به گوگل آمد، جستجوگرهای اینترنتی به نوان ارگان های تبلیغاتی از محبوبیت خاصی برخوردار نبودند.اما آقای کردستانی ( ۴۰ ساله) به جای استفاده از شیوه های پر زرق و برق تبلیغاتی و نوشته ها و طرح های گرافیکی تبلیغاتی که به روی صفحه اینترنت می پرند، از شیوه اشتراکی استفاده کرده است.

حق اشتراک گرفتن حق اشتراک شیوه بسیار آسان اما موثری است که ” اورتور” (Overture) یکی از شرکتهای رقیب پیش از ” گوگل” آن را به کار گرفته بود.

شرکت هایی که می خواهند از طریق گوگل تبلیغ کنند باید برای حق استفاده از واژه ها پول بپردازند.هنگامی که کاربران برای جستجو واژه ای را تایپ می کنند که شرکت های مزبور حق اشتراک آن را پرداخته اند، آنگاه پیامهای تبلیغاتی شان در کنار نتایج حاصل ظاهر می شود. اگر پروازم تاخیر داشته باشد و مجبور باشم چند ساعتی را با یکی از این کارمندان در فرودگاه سپری کنم، می خواهم مطمئن باشم می توانم با او یک گفتگوی هوشمندانه داشته باشم و به من خوش بگذرد.

امید کردستانی با اینکه به کار بردن این شیوه بسیار سودمند واقع شده، گوگل می گوید که استفاده مادی ذهنیت آنها را مشغول نمی کند.

آقای کردستانی یک بار از قرار دادی چند میلیون دلاری صرف نظر کرد. وی در این مورد توضیح داد: “ما در گوگل خیلی اوقات از درآمد های هنگفت چشم پوشی می کنیم چون کیفیت و در آمد مداوم برای ما مهمتر ازمشتری کوتاه مدت ومقطعی است.” همکاران آقای کردستانی از او به عنوان “شاه پیام رسانی فوری” یاد می کنند.

او بر تمام کارمندانی که در کشورهای مختلف برای گوگل کار می کنند نظارت دارد و شخصا با آنهایی که تازه استخدام شده اند ملاقات می کند تا مطمئن شود آنها “آزمون فرودگاه” او را با موفقیت می گذرانند.

او می گوید: ” اگر پروازم تاخیر داشته باشد و مجبور باشم چند ساعتی را با یکی از این کارمندان در فرودگاه سپری کنم، می خواهم مطمئن باشم می توانم با او یک گفتگوی هوشمندانه داشته باشم و به من خوش بگذرد .



پروفسور لطفی زاده

پروفسور لطفی زاده استاد دانشگاه آمریکا و پدر منطق فازى . کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان

حسین اسلامبلچی

حسین اسلامبلچی رئیس

شرکت مخابرات آمریکا

AT&T

لطفا به ادامه مطلب توجه کن....پیشاپیش از تغییر فونت و اندازه اون معذرت می خوام....دست من نبود عزیزم.!!!!

ادامه مطلب
+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
My personality

Well i think talking about personality is so hard..but i want to send some of these to recognized myself better than the past and also to introduce myself for my new friends


Negative

Positive
Severe
Regular
Hasty in work
Faithful
Immoral in teaching
Practical
Excess in kindness
Believing
Proud more than necessary
Indefatigable untiring



Well, I think the most positive character of me is Indefatigable untiring in all of my life. It means when I want something, speacially in education work I will reach to it. Of course when I was a kid, I was so naughty and didn’t believe this rules that say if we want something, we have to try hard. Because on those days everything was available for me and I didn’t understand the real meaning of life and difficulty. Maybe on of the most important reasons were my father’s behaviors. He loved me and he prepared everything for me. Of course now he does it like the past but with a strict behavior to show me the cruel rules of life. For these reason ,now, in adolescence I will find how confrontation with my problems with out ask help others.now,I try hard to reach all of my aims in work, in my job, in my education, to reach my love and finally to make my future better than now. I mean in the best shape.


Of course talking about the most negative character needs self-confidence.its so hard for me to say all but I want say the most negative character of myself.Well,I think excessing more than enough in kindness is that. My mother and I are the same in this case. We are so kind when we face poor people, when we see homeless people… maybe you said that was great. And you think I am a kind in enough situations like others. But I disagree with you, because I have this personality in the friendship and of course you know the result of it. In the past, I was so overdosed but now better than the past try to improve my behavior but you know nobody can change the nature.well, finally, I think it is the most negative for me. The only thing can prevent me to reach all of my aims is something like that.


+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
Passages:listening part-Unit 1

Part B

Luis: Well, I guess the biggest change in my life over the last five years is that I got married. I used to be single, and now I’m not! I used to enjoy going out with friends every weekend-you know, I was a lot more sociable.Now, Im more of homebody-I like to stay at home, watch TV-that kind of thing. It’s not so bad. I guess you could say that I grew up-I was tired of going out all the time and ready to settle down and start a family.

Celine: For me the change has been with my work. I used to work in a large company. I worked in their corporate headquarter downtown in the accounting department. It was great job-good money, decent benefits. When I first started at that company, I was very young and very ambitious .But after a while, I got tired of it. I was so unhappy there and the commute was killing me! But one evening two years ago, I attended a seminar on working on company.So; I quit my job and gave it a try. It was scary at first, but after a little while I could see it was going to work out just fine for me. I couldn’t be happier.

Diana: Gosh, five years age I was a completely different person. You wouldn’t have recognized me if you’d seen me then. I talk a lot now, but I was more reserved then. And I hardly exercised at all. I never played any sports and rarely spent time outside. I was in terrible shape and worried about my health. But all that changed when I met my friend Judy.See,she convinced me to start slowly, you know, by walking every morning before work and swimming twice a week.Well,now, I spend most of my free timeoutside-hiking,swimming when the weather’s good, playing tennis or racquetball-those kinds of things.Im in pretty good shape now and feeling wonderful.

Part C

Luis: Well, My wife is always saying that I’m not very good with money, not practical at all. She’s always teasing me about my spending habits, but she’s right. When I see something I want, I just go and buy it, even if it is something I don’t really need. I guess I waste a lot of our money. We’re expecting our first child in decembe.And now that there’s going to be there of us, well, I think I do need to be more careful.

Celine: Working at home has been a real struggle. It’s been a lot harder than I imagined. I needed to be more organized, that’s for sure.So, I’ve decided to hire a part-time secretary-you know. Someone who can come in a couple of times a week and help out with the phones, the filing, and just clean up in general. I’m so busy that sometimes I kind of let things get out of hand-the office gets really messy! I sure could use some help.

Diana: Well, I started mountain climbing a year and a half ago, and I just love it.Well, the next step for me is to concentrate on that sport and see where I can go with it. I’d love to somebody-say, five or ten years from now-go mountain climbing in the Himalayas. They have some of the highest and most beautiful mountains in the world. The would be a real adventure. But before I do anything like that, I have to practice, practice, and practice! And I have to get stronger-mentally as well as physically.

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
New Experience



Hi.....im ali fadaie. well this is my first experience to make an English web log.

before everything i have to say sorry because of my spelling.i hope to improve my knowledge soon.
i have a sister who is 4 years older than me and she is teaching and studying architecture in azad university:oloom tahghighat and rudehen.she is my love now and i will do everything for her.my father is pharmacist....my mother is a retired teacher of high school.so i have a small but lovely family.
i have so many moral rules. I hate falsehood.i am so serious about it.so this means im strict engineer in my work.
for the first experience,its enough.i will update my web log 3 times in a week.on Sunday,on Tuesday,on Thursday and also Friday.
you can watch these sites to see me,if im not here:
http://www.cloob.com/name/huricane
http://www.blackhuricane.blogfa.comhttp://www.alifadaie.blogspot.com
and these are my email address:ali_fadaie2009@yahoo.com
ali_alone_20072yahoo.com
and......also fadaie2009@gmail.com

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |