تبليغاتX
بسوی فرداهای روشن

بسوی فرداهای روشن

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
سلام.....برگشتم...!دوباره به سوی فرداهای روشن!

سلام....

برگشتم...بابت تاخیر معذرت می خوام و بابت بستن کامنت ها...والا حقیقتش هم سرم به شدت شلوغ شده بود هم اینکه یکم بیش از اندازه به من لطف داشتین.....تو این مدت ممنونم از دوستای عزیزم که با ایمیل هاشون منو دلگرم کردن...دوستای واقعی خودم....ممنونم از شیلا که دوسش دارم و خودشم اینو می دونه...ممنونم از پارمیس عزیزم که واقعا بداخلاقی های منو صبورانه تحمل می کنه.....مرسی از مژگان و ماندانا و مهسای عزیز که لطف می کنن و روزانه ایمیل می دن....معذرت می خوام که جوابتونو دیر می دم و این چیزی از علاقه من به شما گلها کم نمی کنه...مرسی مرسی مرسی از سپیده و عسل عزیزم...ممنونم از فاطیما از رم بابت عکس های خوشگلی که از ونیز برام فرستادی.....بهترین هدیه ای بود که بهم دادی....تقریبا همه دوستای نزدیکم می دونن که بی نهایت ایتالیا رو دوست دارم....ولی مجبورم باهات یه دوئل کنم...چون من یک یوونتوسی متعصبم و می دونی که آب یوونتوس و آث میلان تو یه جوب نمی ره!!!!!...ممنونم از صدف عزیزم....صدف جون....من به تو ایراد نگرفتم عزیزم...گفتم متاسفانه بچه های نسل امروز کمتر اهل تفکر هستن و بیشتر ظاهر قضایا براشون مهمه....ولی خوشگل شدی...علی رغم اینکه موی بلند رو همیشه دوست دارم برای خانوما ولی خیلی موی کوتاه بهت میاد...من که بیخودی انتخابت نمی کنم که!!!!..سیامک و شقایق عزیزم....آناهیتای گل....دکتر مهابادی عزیزم....واقعا از همتون ممنونم.....واقعا ممنونم....سعی کردم اسم همه رو بیارم اگه کسی جا موند واقعا معذرت می خوام ولی جواب ایمل همه رو دادم....شیلای عزیزم....من مدت زیادی نیست که تو facebook عضو هستم و زیاد نمی رم...بیشتر برای دیدن دوستای قدیمی....ولی اگه دوست داری باشم حتما میام.....و البته دوست جدیدی که خیلی سعی کرد ناشناس بمونه برام ولی خوب شناختمش....غزاله جون...خوشحالم که میبینمت......همه شما دوستانو دوستون دارم و در اولین فرصت برنامه گروهی میریزم که همدیگرو ببینیم.....

این پست رو تقدیم می کنم به دکتر شاهرخ مزدیسنا به خاطر همه خوبیها مهربونی ها و به خاطر تفکر سازند ه ای که بهم آرامش می ده...به امید تداوم دوستی هامون تا همیشه و برای هیمشه....شیلا...کسی که فکر نمی کردم انقدر دوسش داشته باشم....به آیدا....خانوم دکتر خوشگلم....به خاطر قلب مهربونی که همیشه داشته و داره و به مژگانم...به خاطر همه مهربونیهای قشنگش...من از این به بعد پنجشنبه ها آپدیت می کنم...سعی می کنم خبرتون کنم...اونایی هم که دوستای صمیمیم هستن که دیگه می دونن.....سعی می کنم که از این به بعد کامنت ها رو باز نگه دارم.....

این پست دست نوشته ای هست از پابلو نرودا نویسنده انقلابی شیلیایی که ترور شد....حتما در ادامه از این نویسنده بزرگ براتون خواهم گفت...و می گم که از چه طریق با کتاب هایش آشنا شدم.....دوستون دارم و آرزومند آرزوهای قشنگتون...علی

مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد
اگر سفر نكنيم
اگر مطالعه نكنيم

اگر به صداي زندگي گوش فرا ندهيم

اگر به خودمان بها ندهيم

مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد

هنگامي كه عزت نفس را در خود بكشيم

هنگامي كه دست ياري ديگران را رد بكنيم

مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد

اگر بنده ي عادتهاي خويش بشويم

و هر روز يك مسير را بپيماييم

اگر دچار روزمرگي شويم

اگر تغييري در رنگ لباس خويش ندهيم

يا با كساني كه نمي شناسيم سر صحبت را باز نكنيم

مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد

اگر احساسات خود را ابراز نكنيم

همان احساسات سركشي كه

موجب درخشش چشمان ما مي شود

و دل را به تپش در مي آورد

مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد

اگر تحولي در زندگي خويش ايجاد نكنيم هنگامي كه از حرفه يا عشق خود ناراضي هستيم

اگر حاشيه ي امنيت خود را براي آرزويي نامطمئن به خطر نياندازيم

اگر به دنبال آرزوهايمان نباشيم

اگر به خودمان اجازه ندهيم

براي يكبار هم كه شده

از نصيحتي عاقلانه بگريزيم

بياييد زندگي را امروز آغاز كنيم!

بياييد امروز خطر كنيم!

همين امروز كاري بكنيم!


اجازه ندهيم كه دچار مرگ تدريجي بشويم!

شاد بودن را فراموش نكنيم!


+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |