تبليغاتX
بسوی فرداهای روشن

بسوی فرداهای روشن

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
برای شیلا...نازنین همراه زیبای من.......!می دونم که شاملو رو خیلی دوست داری!

سلام ....به خاطر مشغله های زیادی که دارم سعی کردم هر هفته یک پست رو بنویسم...برای همین درباره باراک اوباما نوشتم ولی الان ایمیلی داشتم از خانوم دکتر عزیزم...نازنین شیلای زیبا....شیلا جان...می دونم که می دونی خلوص احساسم و بیان بی پیرایه اون چیزی جز علاقه نبوده و نیست....این پست رو به تو شخصا تقدیم می کنم .....

اولین ایملی که برات زدم رو یادته؟.......

اگر عشق نیست

هرگز هیچ آدمیزاده را

تاب سفری اینچنین نیست

و خوشحالم حالا که انقدر موفق هستی باورش کردی.....

فکر نمی کردم که حرفام چنین تحول شگرفی رو در تو ایجاد کنه.....و این خیلی با ارزشه که در تنهایی مادی و نه معنوی لس آنجلس و با وجود مشغله های دانشگاهی و پزشکی و سختی های خاص خودش اینقدر روان می نویسی.......خوشحالم.....شور تو شور من و حس کمال طلبی تو آرمان من هست...خوشحالم که شرایط رو درک کردی و متوجه منظورم شدی که هر کسی ممکنه عاشق بشه...ولی این مهمه که در حادثه عشق...ایستاده بسوزی....ایستاده و استوار.....

این پست...احمد شاملو رو بهت تقدیم می کنم......مطمئنا اگه طبق گفته خودت نوروز ایران دیدمت که هیچ وگرنه چند بخش از شعر های شاملو رو که با خط خودم نوشتم برات می فرستم......برای تو....برای اینکه به احساسم ارزش میگذاری و من قبلا هم گفتم که رعایت این اصل موندگاری ابدی تو در دل منو تضمین کرده عزیزم.......

منم دوست دارم و امیدوارم این عشق و  دوستی و لطافت و زیبایی آن تا سالهای سال پابرجا بمونه...

احمد شاملو
تولد ۲۱ آذر ۱۳۰۴
تهران
مرگ ۲ مرداد ۱۳۷۹
کرج، شهرک دهکدهٔ فردیس
زمینه فعالیت شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، روزنامه‌نگار و مترجم


احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵، در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه[۱] - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹؛ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۰ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، ادیب و مترجم ایرانی است. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد بود.

شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌است. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد،اما برای اولین بار درشعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به‌صورت پیشرو سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور[۲] یا شعر شاملویی[۳] یاد کرده‌اند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور می‌دانند.[۴]

شاملو علاوه بر شعر، کارهای تحقیق و ترجمه شناخته‌شده‌ای دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامیانه مردم ایران می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، زاگربی، رومانیایی، فنلاندی، ترکی[۱] ترجمه شده‌است

احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفتهٔ احمد شاملو در شعر من بامدادم سرانجام از مجموعهٔ مدایح بی‌صله به اهالی کابل برمی‌گشت. مادرش کوکب عراقی شاملو، و از قفقازیهایی بود که انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، خانواده‌اش را به ایران کوچانده‌بود[۸]. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامهٔ او در شهر رشت گرفته شده‌است و محل تولد در شناسنامه، رشت نوشته شده‌است.) دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد گذراند و از همان دوران اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عامه کرد.

دوره دبیرستان را در بیرجند، مشهد و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایران‌شهر تهران خواند و به شوق آموختن دستور زبان آلمانی در سال اول دبیرستان صنعتی ثبت‌نام کرد.

 دوران فعالیت سیاسی و زندان

در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده ژاندرمری به گرگان و ترکمن‌صحرا فرستاده شد. او هم‌راه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در آن هنگام در فعالیت‌های سیاسی شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر شد و به زندان شوروی در رشت منتقل گردید. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه (ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه‌وری و جبهه دموکرات آذربایجان به هم‌راه پدرش دستگیر شد و دو ساعت جلوی جوخه آتش قرار گرفت تا از مقامات بالا کسب تکلیف کنند. سرانجام آزاد شد و به تهران بازگشت و برای همیشه ترک تحصیل کرد.

ازدواج اول و چاپ نخستین مجموعهٔ شعر

شاملو در بیست و دو سالگی (۱۳۲۶) با اشرف‌الملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار فرزند او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. در همین سال اولین مجموعه اشعار او با نام آهنگ‌های فراموش شده به چاپ رسید و هم‌زمان کار در نشریاتی مثل هفته نو را آغاز کرد.

در سال ۱۳۳۰ او شعر بلند «۲۳» و مجموعه اشعار قطع نامه را به چاپ رساند. در سال ۱۳۳۱ به مدت حدود دو سال مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان را به عهده داشت.

دستگیری و زندان

در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار آهن‌ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده می‌شود و با یورش ماموران به خانه او ترجمهٔ طلا در لجن اثر ژیگموند موریس و بخش عمدهٔ کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و تمام یادداشت‌های کتاب کوچه از میان می‌رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه‌های یگانه‌ای از نوشته‌هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی‌آفتاب توسط پلیس ضبط می‌شود که دیگر هرگز به دست نمی‌آید. او موفق به فرار می‌شود اما پس از چند روز فرار از دست ماموران در چاپخانهٔ روزنامه اطلاعات دستگیر شده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می‌شود. در زندان علاوه بر شعر به نوشتن دستور زبان فارسی می‌پردازد و قصهٔ بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می‌نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین می‌رود[۹]. و در ۱۳۳۴ پس از یک سال و چند ماه از زندان آزاد می‌شود.

 ازدواج دوم و تثبیت جایگاه شعری

در ۱۳۳۶ با طوسی حائری ازدواج می‌کند (دومین ازدواج او نیز مانند ازدواج اول مدت کوتاهی دوام می‌آورد و چهار سال بعد در ۱۳۴۰ از همسر دوم خود نیز جدا می‌شود.) در این سال با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه خود را به عنوان شاعری برجسته تثبیت می‌کند. این مجموعه حاوی سبک نویی است. در سال ۱۳۳۹ مجموعه شعر باغ آینه منتشر می‌شود. معروف‌ترین ترانه‌های عامیانه معاصر هم‌چون پریا و دخترای ننه دریا در این دو مجموعه منتشر شده‌است. در سال ۱۳۳۶ به کار روی اشعار ابوسعید ابوالخیر، خیام و باباطاهر روی می‌آورد. پدرش نیز در همین سال فوت می‌کند. در سال ۱۳۴۰ هنگام جدایی از همسر دومش همه چیز از جملهٔ برگه‌های تحقیقاتی کتاب کوچه را رها می‌کند.

 فعالیت‌های سینمایی و تهیه نوار صوتی

در سال ۱۳۳۸ شاملو به اقدام جدیدی یعنی تهیه قصه خروس زری پیرهن پری برای کودکان دست می‌زند. در همین سال به تهیه فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت نیز می‌پردازد. این آغاز فعالیت سینمایی جنجال‌آفرین احمد شاملو است. او بخصوص در نوشتن فیلمنامه و دیالوگ‌نویسی فعال است. در سال‌های پس از آن و به‌ویژه با مطرح شدنش به عنوان شاعری معروف، منتقدان مختلف حضور سینمایی او را کمرنگ دانسته‌اند. خود او می‌گفت: «شما را به خدا اسم‌شان را فیلم نگذارید.» و بعضی شعر معروف او دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است را به این تعبیر می‌دانند که فعالیت‌های سینمایی او صرفاً برای امرار معاش بوده‌است.[۱۰] شاملو در این باره می‌گوید: «کارنامهٔ سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و در حقیقت به نحوی قلم به مزدی!»[۱۱] برخی فیلمنامه فیلم «گنج قارون» را که در سال‌های میانی دهه ۴۰ سینما را از ورشکستگی نجات داد منتسب به شاملو می‌دانند. استفادهٔ فراوان از امکانات زبان محاوره در گفت‌گوهای گنج قارون می‌تواند دلیلی بر این مدعا باشد.[۱۲]

در سال ۱۳۳۹ با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری ادارهٔ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تأسیس می‌کند و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار می‌شود.

 آشنایی و ازدواج با آیدا سرکیسیان

آیدا سرکیسیان یا آیدا شاملو با نام واقعی ریتا آتانث سرکیسیان آخرین همسر احمد شاملو است و در شعرهای شاملو، به ویژه در دو دفتر آیدا، درخت و خنجر و خاطره و آیدا در آینه به عنوان معشوقهٔ شاعر، جلوه‌ای خاص دارد. شاملو درباره تأثیر فراوان آیدا در زندگی خود به مجله فردوسی گفت: «هر چه می‌نویسم به خاطر اوست و به خاطر او... من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده‌بودم پیدا کردم».[۱۳]

شاملو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ با آیدا سرکیسیان آشنا می‌شود. این آشنایی تأثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطه عطفی در زندگی او محسوب می‌شود. در این سال‌ها شاملو در توفق کامل آفرینش هنری به سر می‌برد[۱۴] و بعد از این آشنایی دوره جدیدی از فعالیت‌های ادبی او آغاز می‌شود.

آیدا و شاملو در فروردین ۱۳۴۳ ازدواج می‌کنند و در ده شیرگاه (مازندران) اقامت می‌گزینند و تا آخر عمر در کنار او زندگی می‌کند. شاملو در همین سال دو مجموعه شعر به نام‌های آیدا در آینه و لحظه‌ها و همیشه را منتشر می‌کند و سال بعد نیز مجموعه‌یی به نام آیدا، درخت و خنجر و خاطره! بیرون می‌آید و در ضمن برای بار سوم کار تحقیق و گردآوری کتاب کوچه آغاز می‌شود.

آیدا شاملو در برخی کارهای احمد شاملو مانند مجموعه کتاب کوچه با او همکاری داشت و سرپرست این مجموعه بعد از وی می‌باشد.[۱۳]

در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه خوشه را به عهده می‌گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا ۱۳۴۸ که نشریه به دستور ساواک تعطیل می‌شود، ادامه دارد. در این سال او به عضویت کانون نویسندگان ایران نیز در می‌آید. در سال ۱۳۴۷ او کار روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره حافظ را آغاز می‌کند. نتیجه این تحقیقات بعدها به انتشار دیوان جنجالی حافظ به روایت او انجامید.

در اسفند ۱۳۵۰ شاملو مادر خود را نیز از دست می‌دهد. در همین سال به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، دعوت شد و به مدت سه سال در فرهنگستان باقی ماند.

 سفرهای خارجی

شاملو در دهه ۱۳۵۰ نیز به فعالیت‌های گسترده شعر، نویسندگی، روزنامه نگاری (از جمله همکاری با کیهان فرهنگی و آیندگان)، ترجمه، سینمایی (از جمله تهیه گفتار برای چند فیلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر) و شعرخوانی خود (از جمله در انجمن فرهنگی کوته و انجمن ایران و امریکا) ادامه می‌دهد. در ضمن سه ترم به تدریس مطالعه آزمایشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی مشغول می‌شود. در ۱۳۵۱ به علت معالجه آرتروز شدید گردن به پاریس سفر می‌کند تا زیر عمل جراحی گردن قرار گیرد. سال بعد، ۱۳۵۲، مجموعه اشعار ابراهیم در آتش را به چاپ می‌رساند. در ۱۳۵۴ دانشگاه رم از او دعوت می‌کند تا در کنگره نظامی گنجوی شرکت کند و از همین رو عازم ایتالیا می‌شود. در همین سال دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه را می‌پذیرد و به مدت دو سال به این کار اشتغال دارد.

در ۱۳۵۵ انجمن قلم و دانشگاه پرینستون از او برای سخنرانی و شعرخوانی دعوت می‌کنند و از همین رو عازم ایالات متحده آمریکا می‌شود. در این سفر او به سخنرانی و شعرخوانی در بوستون و دانشگاه برکلی می‌پردازد و پیشنهاد دانشگاه کلمبیای شهر نیویورک برای تدوین کتاب کوچه را نمی‌پذیرد. در ضمن با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و وزنیسینسکی از نزدیک دیدار می‌کند. این سفر سه ماه به طول می‌کشد و شاملو سپس به ایران باز می‌گردد.

هنوز چند ماه نگذشته که او دوباره به عنوان اعتراض به سیاست‌های دولت ایران، کشور را ترک می‌کند و به آمریکا سفر می‌کند و یک سالی در آنجا زندگی می‌کند و در این مدت در دانشگاه‌های مختلفی سخنرانی می‌کند. در ۱۳۵۷ او از آمریکا به بریتانیا می‌رود و در آنجا مدتی سردبیری هفته‌نامه «ایرانشهر» در لندن را به عهده می‌گیرد.[۲]

انقلاب و بازگشت به ایران

با وقوع انقلاب ایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، شاملو تنها چند هفته پس از پیروزی انقلاب به ایران باز می‌گردد. در همین سال انتشارات مازیار اولین جلد کتاب کوچه را در قطع وزیری منتشر می‌کند. شاملو در ضمن به عضویت هیات دبیران کانون نویسندگان ایران در می‌آید و به کار در مجلات و روزنامه‌های مختلف می‌پردازد. او در ۱۳۵۸ سردبیری هفته‌نامه کتاب جمعه را به عهده می‌گیرد. این هفته‌نامه پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف می‌شود.

شاملو در این سال‌ها مجموعه اشعار سیاسی خود را با صدای خود می‌خواند و به صورت مجموعهٔ کتاب و نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران منتشر می‌کند. از جمله اشعار این مجموعه مرگ وارطان است که شاملو اشاره می‌کند تنها برای فرار از اداره سانسور مرگ نازلی نام گرفته بوده‌است و در واقع برای بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز مسیحی ایرانی به نقل قول از مادرش در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایرانی، بوده‌است.[۱۵]

از ۱۳۶۲ با بسته‌تر شدن فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف می‌شود. هر چند خود شاملو متوقف نمی‌شود و کار ترجمه و تالیف و سرودن شعر را ادامه می‌دهد در این سال‌ها به‌ویژه روی کتاب کوچه با هم‌کاری همسرش آیدا مستمر کار می‌کند و ترجمهٔ رمان دن آرام را نیز پی‌می‌گیرد. تا آن که ده سال بعد ۱۳۷۲ با کمی‌بازتر شدن فضای سیاسی ایران آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار می‌گیرد.

۱۳۶۷ به آلمان سفر می‌کند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بین‌المللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور در این کنگره شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف حضور داشتند از جمله عزیز نسین، دِرِک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندا بِلی. عنوان سخنرانی شاملو در این کنگره «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» بود. در ادامه این سفر دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه یوته‌بوری به سوئد و ضمن اجرای شب شعر با هیئت ریسهٔ انجمن قلم سوئد نیز ملاقات می‌کند.

۱۳۶۹ برای شرکت در سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر کرد. سخنرانی وی به نام «نگرانی‌های من» و «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.» واکنش گستردهٔی در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنرانی شاملو نوشته شد. در این سفر دو عمل جراحی مهم روی گردن شاملو صورت گرفت با این حال چندین شب شعر توسط وی برگزار شد و ضمنا به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجویان ایرانی به (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی) را نیز تدریس کرد و در همین موقع ملاقاتی با لطفی علی‌عسکرزاده ریاضی‌دان شهیر ایرانی داشت.

سال ۱۳۷۰ بعد از سه سال دوری از کشور به ایران بازگشت.

 سرانجام

نمایی از محل سکونت احمد شاملو و آیدا سرکیسیان ۱۳۷۸

سال‌های آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوایی گذشت که به او تحمیل شده بود. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره می‌گویید: «راستش بار غربت سنگین‌تر از توان و تحمل من است... چراغم در این خانه می‌سوزد، آبم در این کوزه ایاز می‌خورد و نانم در این سفره‌است.»[۱۶] از سوی دیگر اجازه هیچ‌گونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمی‌شد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سال‌ها در توقیف مانده بودند. بیماری او نیز به شدت آزارش می‌داد و با شدت گرفتن بیماری مرض قندش، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایران‌مهر پای راست او را از زانو قطع کردند روزها و شب‌های دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سال‌ها کار ترجمه و به‌خصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گه‌گاه از او شعر یا مقاله‌ای در یکی از مجلات ادبی منتشر می‌شد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوهٔ نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شده‌اش را با این شیوه منتشر کرد.

سرانجام احمد شاملو در ساعت ۹ شب دوم مرداد ۱۳۷۹ درگذشت. پیکر او در روز پنج شنبه 6 مرداد از مقابل بیمارستان ایرانمهر و با حضور دهها هزار نفر از علاقه مندان وی تشییع شد. انجمن قلم سوئد، انجمن قلم آلمان، چند انجمن‌ داخلي و برخي محافل سياسي پيام‌هاي تسليتي به مناسبت درگذشت وی در اين مراسم ارسال داشتند[۱۷]

 نظرات و اعتراض‌ها

 نظرات شاملو درباره حافظ

شاملو دست به تصحیح دیوان حافظ زد و کتاب خود را با عنوان حافظ شیراز منتشر کرد. امروز این کتاب در نزد خوانندگان به حافظ شاملو مشهور است. در مقدمه این کتاب، شاملو روش تصحیح و اصول کار خود را بیان کرده‌است، به مشکلات و تحریف‌های موجود در دیوان حافظ اشاره کرده و در اینکه حافظ یک عارف مسلک بوده شک کرده و جایی می‌نویسد شاید رندی یک لاقبا و ملحد بوده‌است.

قابل ذکر است که این نظر هم با نظریات دینداران، و هم کسانی که از زاویهٔ غیر دینی به غزلیات حافظ نگریسته‌اند، تناقض دارد. به طور مثال، حتی داریوش آشوری نیز در کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ»، حافظ را یک عارف می‌داند.[۱۸]

تصحیح شاملو از دیوان حافظ مورد نقد بسیاری از حافظ پژوهان، از جمله بهاءالدین خرمشاهی قرار گرفته‌است.[۱۹]


مرتضی مطهری در کتابی با عنوان تماشاگه راز ادعای شاملو بر تحریف دیوان حافظ و دست بردن در ترتیب ابیات را، بدون اینکه نامی از شاملو ببرد، مردود دانسته‌است. مقدمهٔ حافظ شیراز شاملو پس از انقلاب در ایران اجازه چاپ نیافت و این کتاب بدون مقدمه منتشر گردید.[۲۰]

وی در سال ۱۳۵۰، در کنگرهٔ جهانی حافظ و سعدی در شیراز، گفت و گویی بحث برانگیز با روزنامه کیهان داشت.[۲۱]

 نظرات شاملو درباره فردوسی و تاریخ ایران

در سال ۱۳۶۹ به دعوت «مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران» ـ سیرا (CIRA) ـ جلساتی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا برگزار شد که هدف آن، بررسی هنر و ادبیات و شعر معاصر فارسی بود. سخنران یکی از این جلسات احمد شاملو بود، که وی با ایراد سخنانی پیرامون شاهنامه به مباحث زیادی دامن زد. شاملو این سخنرانی را در نقد روش روشنفکری ایرانی و مسوولیت‌های آن ایراد کرده و با طرح سوالی فرهیختگان ایرانی خارج از کشور را به اندیشه و یافتن پاسخ برای اصلاح و آینده ایران فرا خواند.[۲۲]

اظهار نظر شاملو درباره تاریخ ایران پیشاپیش در کتاب جمعه، در پانویس نوشتاری که قدسی قاضی‌نور درخصوص حذف مطالبی از کتاب‌های درسی پس از انقلاب به رشته تحریر درآورده بود، به چاپ رسیده بود ولی واکنش نسبت نه آنها، بعد از سخنرانی در دانشگاه برکلی نمایان شد.

برخی از معاصران در دوران حیات شاملو او را علناً و مستقیماً دربارهٔ نظراتی که در دانشگاه برکلی در مورد فردوسی و تاریخ ایران بیان کرده بود، مورد انتقاد قرار دادند[۲۳]. فریدون مشیری و مهدی اخوان ثالث از این دست بودند.

 دفترهای شعر

برای نوشتن این بخش علاوه بر منابع یاد شده در بخش کتاب‌شناسی، از احمد شاملو مجموعهٔ آثار دفترِ یکم:شعرها[۲۷] نیز استفاده شده‌است. تاریخ‌ها به‌جز مورد اول مربوط به زمان سرودن شعرهای موجود در دفتر شعر مربوطه‌است. مورد اول سال انتشار است.

لطفا به ادامه مطلب توجه کن.....

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
حقایقی در باره آبراهام لینکلن سال 2009!بخش سوم و پایانی

امیدوارم استفاده کرده باشی....این بحث رو با عکس های تقریبا جالب از اوباما تمومش می کنم.....مرسی از اینکه حوصله کردی...!

 

باراک اوباما، سناتور سیاهپوست ایلینوا در میان اشخاص تراز اول ، یکی از گزینه های مطلوب دموکرات ها در جریان رقابت انتخاباتی آمریکا محسوب می شود.
 


باراک اوباما در سال 1963 در شهر هونولولو. در این سال پدر و مادر او از هم جدا شدند. پدرش به کنیا برمی گردد. او تنها یک بار دیگر پدرش را پیش از مرگش در 1982 دوباره خواهد دید.


 

باراک اوباما پس از چند سال زندگی در اندونزی که مادرش در آن دوباره ازدواج کرد، در سن ده سالگی نزد پدربزرگ و مادربزرگش در شهر هونولولو بر می گردد. او که "باری" نیز نامیده می شد، به مدرسه پونائو، یکی از مراکز معتبر هاوایی می رود.

 

باراک پس از اینکه به عنوان یکی از طرح ریزی کنندگان جنبش های اجتماعی در محله های سیاه پوست فقیرنشین شیکاگو کار می کرد، برای مدت سه سال در دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد تحصیل کرد. این عکس مربوط به سال 1992 است.


نوامبر 1994. باراک اوباما به همراه ساره اوگول اونیانگو، زنی که پدرش را بزرگ کرده است. در این عکس باراک در جلوی خانه او در کنیا دیده می شود.



در 1992، او با میشل رابینسون، از حقوقدانان شیکاگو ازدواج می کند. حاصل این ازدواج 2 دختر به نام های "مالیا آن" (متولد 1999) و ناتاشا (متولد 2002) است.

  

در 2 نوامبر 2004، او با همسرش میشل و دخترش، در انتظار اعلام نتایج انتخابات مجلس سنا هستند.

 

 

خانواده اوباما بر روی سن در جشنی بزرگ به مناسبت انتخاب باراک به عنوان تنها سناتور سیاه پوست حوزه انتخابیه خود.

12 اکتبر 2005، باراک اوباما در ابتدای بازی بیس بال به همراه تیم خود به نام "فرشتگان آناهیم" شهر لوس آنجلس مقابل تیم "وایت ساکس" شهر شیکاگو به جمعیت سلام می کند.
 



باراک در جریان مراجعت به آفریقا از منطقه "واجیر" در شمال شرقی کنیا در مرزهای سومالی و اتیوپی دیدن به عمل می آورد. در این منطقه میلیون ها نفر با 4 سال خشکی رو در رو شده اند. او همچنین در اوت 2006 از جیبوتی بازدید می کند.

 
 
10 فوریه 2007، باراک اوباما و خانواده او در زمانی که او رسما از جاه طلبی وبلندپروازی خود برای بهره گرفتن حمایت حزب دموکرات آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری آینده صحبت به میان آورد.

 

در 16 سپتامبر 2007، باراک اوباما هنوز در نظرسنجی ها به این اندازه بالا نیامده بود، ولی یک رقیب جدی برای هیلاری کلینتون، یکی دیگر از شخصیت های تراز اول دموکرات به شمار می رود.

 

 

9 دسامبر 2007؛ در مراسمی، "اوپرا وینفری"، ستاره تلویزیون آمریکا به همراه باراک و همسرش در نیوهمشایر شهر منچستر بر روی سن بالا می رود.

 

اوباما حمایت هالیوود و ستاره های آن را جلب می کند. ویل اسمیت، مت دیمون، بن آلفرد، هال بری ... و در اینجا جورج کلونی حمایت خود را از او اعلام می دارند. جورج کلونی، هنرپیشه آمریکایی به همراه باراک که کاندیدای حزب دموکرات است، برای کنفرانسی در مورد دارفور در 27 آوریل 2006 در شهر وانشگنتن گرد هم آمده اند.

 

جان کری، کاندیدای سابق دموکرات برای تصاحب کاخ سفید در 2004 اوباما را انتخاب می کند. از نظر او، فقط باراک اوباما است که "می تواند، باید و رئیس جمهور آینده ایالات متحده خواهد شد". او این سخنان را در ایالت کارولین جنوبی در 10 ژانویه 2008 ایراد کرد.
+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
حقایقی در باره آبراهام لینکلن سال 2009!بخش دوم
امیدوارم از بخش اول راضی باشی...یک سری حواشی پیرامون پریدنت اوباما بوده که سعی کردم به اختصار اوضیح بدم.یک سری موارد که شایعاتی مضحک بود مثلا اینکه اون عرب و القاعده و .... را به دلیل بی محتوایی موضوع بی خیال می شم ولی فکر کنم بیشتر از همه نام میانی آقای اوباما مد نظر همه باشه!......ممنون می شم که حوصله کنین!....

 

نویسنده مجله تایم، عقاید غربی ها درباره نام میانی باراک، یعنی «حسین» را توضیح می دهد. درک ضعیف در ایالات متحده از معانی عمیق اسامی غیر آمریکائی، باعث شده،اوباما تنها بر بخشی از نام کاملش تاکید نماید.

نویسنده مجله تایم در مقاله ای به دلایل عدم اعلام نام کامل باراک اوباما،کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پرداخته و مطلب خود را این گونه آغاز می کند؛«باراک حسین اوباما جونیور». این اسم کامل سناتور ایلینویز است.[در بین عوام آمریکائی] این اسم برای او نه مزیت خاصی دارد و نه امتیازی منفی به شمار می‌آید.
 
او سپس می افزاید؛«اما همین چند وقت پیش بود که «بیل کانینگهام»، مجری محافظه‌کار رادیو، برای گرم کردن تنور انتخابات در سینسیناتی، چند جمله کنایه‌آمیز بار «باراک حسین اوباما» کرد و نام او

گزارش‌گران سعی کردند جنجال را طوری گزارش کنند که تا جای ممکن از بردن نام کامل باراک اوباما خودداری شود. گویی آن‌ها هم نمی خواستند که «حسین» وسط نام اوباما را بگویند. ...

 

را هم کامل به زبان آورد. «جان مک‌کین»، نامزد جمهوری‌خواهان با تأخیر از این بابت معذرت خواست. وقتی از او پرسیدند که آیا درست است که بر نام میانی باراک اوباما تاکید شود یا نه، او جواب داد: «نه. اصلا درست نیست».حرف‌های مک‌کین مورد استقبال زیادی قرار گرفت و گزارش‌گران سعی کردند جنجال را طوری گزارش کنند که تا جای ممکن از بردن نام کامل باراک اوباما خودداری شود. گویی آن‌ها هم نمی خواستند که «حسین» وسط نام اوباما را بگویند.ستاد انتخاباتی اوباما از مک‌کین به دلیل معذرت‌خواهی‌اش تشکر کرد. خب، باید توجه داشت که مک‌کین هم می‌داند که اگر قرار به تاکید روی اسامی میانی باشد، «جان سیدنی مک‌کین سوم» هم دردسرهای خودش را دارد». 

به گفته تایم ،بحث‌های آن‌لاین در باب نام‌های میانی کاندیداهای این دوره ریاست‌جمهوری آمریکا داغ است. وبلاگ‌نویس‌های

اوباما می‌توانست توضیح بدهد که چرا اسم میانی‌اش حسین است، اجدادش چه افرادی بوده‌اند و حسین بودن او چه معناهایی دارد و چه معناهایی نمی‌دهد....

 

چپ‌گراتر که شیفته اوباما هستند، می‌گویند که حسین یعنی زیبا. یک فرد محافظه‌کار هم گفته است که اوباما مسیحی است و نامی مسلمان دارد. البته اوباما هرگز مسلمان نبوده است.

تایم سپس به برخی حاشیه های دیگر درباره فضای انتخاباتی آمریکا اشاره می کند و  می نویسد؛«هیلاری کلینتون می‌گفت که انتشار عکس اوباما در کنیا، در حالی که دستار بر سر دارد، کار او نبوده است و اوباما هم داشت عجولانه این را می‌پذیرفت: «این مساله مهمی نیست و می‌توانیم آن را به کناری بگذاریم.»اوباما آن روز یک فرصت مناسب را از دست داد. او می‌توانست بگوید که چیزی ندارد که پنهان کند، و بگوید که مشکلی نیست در هنگام بازدیدهای رسمی، لباس‌های محلی را پوشید. مگر بیل کلینتون در سال 1994 در بازدید از اندونزی لباس محلی آن‌ها را نپوشید، یا مگر خود هیلاری در بازدیدش از اریتره

اوباما باید بداند که با فاصله گرفتن از تفاوت‌هایش با جامعه آمریکا، به جایی نخواهد رسید. مگر اوباما با شعار تغییرات نامزد نشده است؟...

 

در سال 1997 روسری به سر نکرد»؟

به اعتقاد نویسنده مجله تایم، اوباما حتی می‌توانست توضیح بدهد که چرا اسم میانی‌اش حسین است، اجدادش چه افرادی بوده‌اند و حسین بودن او چه معناهایی دارد و چه معناهایی نمی‌دهد. به زبان دیگر، بهتر بود خود را از نو به افرادی معرفی می‌کرد که مشتاقانه می‌خواهند بیشتر بدانند.

مهم نیست که مشاورانش چه‌ها گفته‌اند. اوباما باید بداند که با فاصله گرفتن از تفاوت‌هایش با جامعه آمریکا، به جایی نخواهد رسید. مگر اوباما با شعار تغییرات نامزد نشده است؟ 

در حالی که آن سوی میدان، جان مک‌کین به اظهارات عجیبش در طرفداری از جنگ عراق مشهور شده است. هر چه باشد او نامزد طرفدار جنگ است. او می‌داند که اگر مردم طرفدار جنگ نباشند، او انتخابات را خواهد باخت. 

تایم بر این باور است که در این سو، اوباما ریسک بزرگی نمی‌کند و او باید روی فهم طرفدارانش سرمایه‌گذاری کند، یعنی روی این که طرفداران او به شکلی منطقی، بفهمند بین باراک حسین اوباما و صدام حسین،تفاوت بسیار است.

اندكي پس از آن كه رييس‌جمهور ايران اظهار كرد ، نمي‌گذارند اوباما رييس‌جمهور آمريكا شود، اكنون مشاور ارشد و بانفوذ نظامی باراک اوباما کاندیدای ریاست جمهوری امریکا پیامی را از طرف وي به صورت رسانه ای برای محمود احمدی نژاد ارسال نموده است.

به گزارش تابناك به نقل از روزنامه واشنگتن پست، ژنرال میرل مک پیک، مشاور ارشد نظامی باراک اوباما و فرمانده بازنشسته نیروی هوایی امریکا در یک مصاحبه با این روزنامه نقطه نظرات کابینه احتمالی باراک اوباما در مورد نحوه تعامل با دولت ایران را شرح داده است.

به گزارش این روزنامه محمود احمدی نژاد که خواهان محو اسرائیل از صحنه جهان شده است، تکنولوژی هسته ای را پیگیری می نماید و به ادعاي آن، نظامیان امریکایی را با حمایت از شبه نظامیان شیعه عراق نابود می نماید و همچنین در این اواخر، ریاست جمهوری ایران اسرائیل را کثیف اعلام نموده است. اما به اعتقاد ژنرال مک پیک این رفتار ایران عکس العملی در مقابل رویه خصمانه دولت امریکا می باشد.

به اعتقاد او ایران دشمن اصلی القاعده است. او که رئیس ستاد مشترک نیروی هوایی امریکا در زمان بوش پدر بوده است، همچنین می‌گوید که ایرانیها در نبردهای اولیه با طالبان در افغانستان همکاری همه‌جانبه داشته اند. اما ما بجای تشکر از آنها، دولت ایران را در محور شرارت قرار دادیم و این پیام روشنی به ایرانیان بود که ما علاقه ای به آنها نداریم.

او که رئیس انتخاباتی کمپین باراک اوباماست، ادامه می دهد که ما بايد سخنان بوش را پس از 11 سپتامبر به خاطر بیاوریم که ایران را در لیست کشورهای محور شرارت قرار داد.

او می گوید: عقیده اوباما این است که چرا ما با ایرانیان مذاکره ننمائیم و چرا این کار انجام نشود، وقتی که ما با آنها دارای منافع مشترک می باشیم و جنگ علیه القاعده یک نمونه از این موارد است.

شورای امنیت ملی امریکا، ایران را در ماه جون سال 2001 پس از سخنرانی بوش جزو حکومتهای دارای تخاصم با امریکا اعلام نمود و وزارت دادگستری امریکا نیز 13 عضو از اعضای حزب الله سعودی را برای انفجار برجهای الخبر سعودی که در آن 19 امریکایی کشته شدند یک گروه تروریستی نامید.

او در مقابل این سوال خبرنگار روزنامه واشنگتن پست که پرسیده بود آیا سناتور اوباما با بن لادن هم دیدار می‌کند، می‌گوید: بن لادن رهبر هیچ کشوری در دنیا نیست که دارای مشروعیتی باشد، بنابراین هیچگونه ملاقاتی با او انجام نمی شود.

او که یک فرمانده جمهوریخواه بوده و با تصمیم بوش مبنی بر حمله به عراق از اردوگاه جمهوریخواهان خارج شده است، می گوید: اوباما یک ارتش قوی و محکم برای امریکا می‌خواهد و این شامل تمامی اجزاي ارتش امریکا می شود.

این نظامی باسابقه و خوشنام كه هم در میان جمهوریخواهان و هم در میان دمکراتها دارای اعتبار است، اعتقاد دارد که به این نزدیکی بسیار خوشبین است.

 

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
حقایقی در باره آبراهام لینکلن سال 2009! بخش اول
باراک اوباما

پرتره رسمی باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا ،نخستین پرتره رسمی یک رئیس جمهور آمریکا که با دوربین دیجیتال گرفته شده است.[۱] [۲]
شناسنامه
نام کامل باراک حسین اوباما جونیور دوم
زادروز ۴ اوت ۱۹۶۱
زادگاه هُنُلولو، ایالت هاوایی، آمریکا
همسر میشل اوباما
فرزندان مالیا آن (متولد ۱۹۹۸) و ساشا (متولد ۲۰۰۱) هر دو دختر
دین پروتستان، مسیحیت
اطلاعات سیاسی
تاریخ ریاست از ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹
ترتیب چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا (رئیس جمهور منتخب)
بعد از جورج دبلیو بوش
معاون(های) اول جوزف بایدن (منتخب)
جناح سیاسی حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا
پست‌های دیگر سناتور ایالات متحدهٔ آمریکا از ایالت ایلینوی
 

باراک حسین اوباما جونیور[۳] (به انگلیسی: Barack Hussein Obama II) (متولد ۴ اوت ۱۹۶۱ ایالت هاوایی)، عضو حزب دمکرات ایالات متحده آمریکا‌، سناتور جوان ایالت ایلینوی، و چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا‌ است. او از سال ۲۰۰۷ با برپایی کمپین انتخاباتی برای ریاست جمهوری، خود را به عنوان کاندیدای حزب دمکرات و به عنوان یک چهره سیاسی ملی در آمریکا شناساند. او از زمان کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸ آمریکا، پایان دادن به جنگ عراق را مطرح کرد. او در سوم ژوئن سال ۲۰۰۸ به عنوان نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری انتخاب شد.

وی چهار سال از دوران نوجوانی خود را در جاکارتا گذرانید، و زاده پدری کنیایی است. او یک مسیحی فرقه پروتستان و از شاخه کلیسای متحد مسیح (United Church of Christ) است.[۴][۵]

اوباما پنجمین رئیس جمهور چپ دست آمریکا در میان هفت رئیس جمهور اخیر این کشور (از جرالد فورد در ۱۹۷۴) تاکنون است.[۶][۷] [۸][۹]

در مراسم تحلیف وی به مقام ریاست جمهوری در تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی، در حدود دو میلیون نفر در سرمای صفر درجه در واشنگتن دی سی گردهم آمدند تا شاهد مراسم شروع دوران ریاست جمهوری باراک اوباما باشند.[۱۰]

 زندگی شخصی

اوباما و همسرش میشل

باراک حسین اوباما ۴ اوت ۱۹۶۱ در ایالت هاوایی متولد شد.[۱۱] او فرزند یک کنیایی سیاه‌پوست و یک زن سفیدپوست از اهالی ویچیتا ایالت کانزاس است.[۱۲] اما زمانی گذشته و بالاخره این ازدواج منجر به جدایی شد.[۱۳]

اگرچه پدر و پدرخوانده او هردو مسلمان بودند. اما او یک مسیحی بار آمده و در ۴ سالگی که در اندونزی زندگی می‌کرد، به جای شرکت در مدرسه «مکتب مذهبی مسلمانان» به مدارس کاتولیک و یا سکولار رفته‌است.[۱۴] اوباما هم اکنون نیز عضو کلیسای متحد می باشد.

 تحصیلات

پدر و مادر اوباما در دانشگاه هاوایی در مانوا با یکدیگر آشنا شده بودند. مادر اوباما با وجود مشکلات عدیده موفق شده بود در رشته مردم‌شناسی در همان دانشگاه مدرک دکترا دریافت کند.[۱۵]

اوباما نخست در ۱۹۸۳ لیسانس علوم سیاسی با گرایش روابط بین‌الملل [۱۶] از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد. در سال ۱۹۸۸ پس از چند سال کار در شیکاگو با گرفتن کمک هزینه تحصیلی وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شد. در هاروارد سرعت پیشرفت اوباما چنان شتاب یافت که در سال دوم تحصیل خود در هاروارد به ریاست ژورنال مشهور نشریه قانون هاروارد انتخاب گردید[۱۷]. او اولین رئیس سیاهپوست این نشریه حقوقی بود. وی در دوران ریاست خود به این سازمان که توسط نیروهای متخاصم دانشجویی اصولگرا و لیبرال منفصل گشته بود، تعادل بخشید.[۱۸] اوباما بزودی دکترای حقوق [۱۹] خود را از دانشگاه هاروارد با کسب درجه «افتخار» (به لاتین: magna cum laude) دریافت نمود. پس از فارغ التحصیل شدن به شیکاگو بازگشت و کارش به عنوان وکیل حقوق مدنی را اغاز کرد و دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو بلافاصله او را به عنوان عضو هیئت علمی استخدام کرد. اوباما در هیئت علمی دانشگاه شیکاگو از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۴ به تدریس دروس حقوق اساسی (به انگلیسی: constitutional law) در این مؤسسه می پرداخت.

 زندگی سیاسی

اوباما در ۴ ژانویه ۲۰۰۵ وارد سنا شد.با وجود تازه وارد بودن در واشنگتن او گروهی از مشاوران خبره را که معمولا سناتورهای تازه کار به آن توجهی نمی‌کنند به کار گرفت. او«پیت روز» ، کهنه سرباز قدیمی در امور سیاست ملی را به عنوان رییس ستاد خود انتخاب کرد.وی با کنار زدن هیلاری کلینتون تنها رقیب جدی خود در کنگره ملی حزب دموکرات به عنوان نامزد این حزب معرفی شد.[۲۰] او همچنین «کارن کورن بلو» اقتصاددان را به عنوان معاون سیاسی خود منصوب کرد. وی همچنین مسئولان اجرایی پیشین کلینتون، «آنتون لیک» و «سوزان رایس» را به عنوان مشاوران سیاست خارجی خودش برگزید.

اوباما پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرده و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رأی بالا به عنوان سناتور برگزیده شده‌است. وی تنها سناتوری است که عضو کمیتهٔ حزبی سیاهان کنگره‌است.«سی کیو» که هفته نامه‌ای فرا حزبی است، او را براساس تمام آرا و مصوبات سنا بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ وفادار ترین دموکرات معرفی کرده‌است . وی همچنین براساس نظرسنجی انجام گرفته از سوی مجلهٔ نشنال ژورنال به عنوان لیبرال ترین سناتور در سال ۲۰۰۷ انتخاب شده‌است.[۲۱]

 ستاد انتخابات ریاست جمهوری

 
اوباما به همراه طرفدارانش در نیوهمپشر در مبارزات انتخاباتی

باراک اوباما در فوریه سال ۲۰۰۷ در ایالات ایلینوی در یک سخنرانی اعلام کرد نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ خواهد بود. ستاد انتخاباتی وی موفق به جلب ۵۴ میلیون دلار از حامیان در نیمه نخست سال ۲۰۰۷ شد که رکوردی در جلب سرمایه نسبت به انتخابات سالهای پیش از آن بود. نظر سنجی‌ها نشان داد که او با سناتور هیلاری کلینتون دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری حزب دمکرات رقابتی تنگاتنگ دارد همچنین او در انتخابات مقدماتی مجمع حزب دموکرات در ایالت آیووا نفر اول شد و در ایالت نیوهمشایر با اختلاف ۳ درصد بعد از سناتور کلینتون در جایگاه دوم قرار گرفت.

 هزینه انتخاباتی

در سپتامبر ۲۰۰۷، اوباما در پرسشنامه‌ای در برابر سؤال آیا مایل هستید در سیستم تأمین مالی دولتی شرکت کنید، جواب «آری» داد. او اضافه کرد که فعالانه در جهت کسب توافق برای استفاده از بودجه دولتی در انتخابات عمومی، کوشش خواهد کرد.با این حال اوباما تا ابتدای سال۲۰۰۸ موفق به جمع آوری مبلغی رکورد شکن معادل ۲۳۴ میلیون دلار از طریق کمک‌های اهدایی خصوصی گردیده‌است.[۲۲]

در ژانویه ۲۰۰۸، اوباما موفق شد ۳۲ میلیون دلار کمک دریافت کند، در حالی که هیلاری کلینتون مجبور شد برای مبارزات انتخاباتی از حساب شخصی خود پنج میلیون دلار برداشت کند.[۲۳]

در آوریل ۲۰۰۸ سناتور اوباما ۴۲ میلیون دلار خرج فعالیت‌های انتخاباتی خود کرد که فاصله زیادی با ۹ میلیون دلار مخارج سناتور هیلاری کلینتون دارد.[۲۴]

باراک اوباما در رسانه‌ها

در یک بازی بسکتبال با ارتشیان آمریکایی مستقر در جیبوتی
  • هفته‌نامه تایم در شماره ۲ مه ۲۰۰۸، پنجمین فهرست سالانه «بانفوذترین زنان و مردان جهان» را منتشر کرد. در این رده‌بندی، اوباما در مقام سوم در ردهٔ «بانفوذ ترین رهبران کشورها و انقلابیون» جای داشت.[۲۵]

 جنجال کشیش جرمایا رایت

در آوریل ۲۰۰۸ باراک اوباما، در واکنش به سخنان جرمایا رایت کشیش سابق خود گفت: از نظراتی که از جانب آقای رایت بیان میشود عصبانی ام و دلتنگ شده‌ام. او همچنین سخنان جرمایا رایت را تفرقه انگیز و مخرب و در جهت منافع افرادی دانست که برای افزایش تنفر نژادی تلاش می‌کنند. جرمایا رایت دولت آمریکا را به بدرفتاری با سیاهان و انتشار عمدی ویروس عامل بیماری ایدز بین آنها متهم کرده‌است. به گفته جرمایا رایت، سیاهان آمریکا باید به خاطر ادامه بدرفتاری دولت با خود بگویند: خداوند آمریکا را به خاطر برخورد غیرانسانی با شهروندانش لعنت کند.

اوباما در واکنش به سخنان جنجالی جرمایا رایت درباره دولت آمریکا گفت: بر این باورم این سخنان تصویر درستی از دیدگاه کلیسای سیاهپوستان آمریکا ارائه نکرده‌است، این سخنان ارزش‌ها و باورهای من را به تصویر نمی‌کشد.

باراک اوباما همچنین سعی کرد از آقای رایت فاصله بگیرد. او گفت: جرمایا رایت دیگر آن فردی نیست که بیست سال پیش دیده بودم. هر رابطه‌ای که با او داشتم در نتیجه سخنان او تغییر کرده‌است.[۲۶]

 موضع گیری‌های سیاسی

اوباما و بایدن در ایلینوی

اوباما از اولین مخالفان سیاست‌های دولت بوش در عراق بوده‌است. در دوم اکتبر ۲۰۰۲ روزی که کنگره مصوبهٔ جنگ عراق را تصویب کرد و به دولت بوش مجوز جنگ را داد، اوباما در اجتماع بزرگی از مخالفان جنگ عراق در شیکاگو سخنرانی کرد.

در ۱۶ مارس ۲۰۰۳ ، هنگامی که جورج بوش اولتیماتوم چهل و هشت ساعته‌ای به صدام حسین برای خروج از عراق یا مواجهه با جنگ داده بود ، اوباما در بزرگترین اجتماع ضد جنگ در شیکاگو سخنرانی کرد و اظهار داشت که هنوز برای جلوگیری از وقوع جنگ «دیر نشده است».[۲۱] این مساله او را از سایر رقبایش در انتخابات سنا در سال ۲۰۰۴ که به جنگ رای مثبت داده بودند متمایز کرد.

اوباما به عنوان یک سناتور با مواضع لیبرال جایگاه خود را مشخص کرده با این حال در برخی موضوع‌ها چون آموزش و جلوگیری از بیماری ایدز نیز با همکاران جمهوریخواه خود همکاری کرده‌است.[۱۴]

تحریم ایران

باراک اوباما در ژوئن ۲۰۰۷ طرحی را به مجلس آمریکا ارائه کرد که سرمایه گذاران خارجی را به خروج سرمایه‌های خود از ایران تشویق می‌کند. به گفته سناتور اوباما دولت ایران از درآمدهای نفتی برای توسعه برنامه هسته‌ای خود و حمایت از گروه‌های تروریستی در خاورمیانه استفاده می‌کند و اعمال فشار بر شرکت‌ها برای قطع روابط مالی با ايران اثر تحریم‌ها را افزایش می‌دهد.[۲۷]

 اسرائیل

درآوریل ۲۰۰۸، در مناظره نود دقیقه‌ای بین هیلاری کلینتون وباراک اوباما که از شبکه تلویزیونی ای‌بی‌سی آمریکا پخش شد. اوباما در پاسخ به واکنش او به حمله ایران به اسرائیل گفت: آمریکا اقدام مناسب را انجام خواهد داد.[۲۸]

وی در سخنرانی‌ای در تاریخ ۴ ژوئن ۲۰۰۸ میلادی که در کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیلی (AIPAC) انجام گرفت، گفت که اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ «هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد». وی همچنین ایران را «بزرگترین خطر برای اسرائیل و همچنین آرامش و ثبات در منطقه خاورمیانه خواند و گفت: «خطر ایران، شدید و واقعی است و هدف من این خواهد بود که این خطر را از پیش پا بردارم».[۲۹][۳۰]

وی همچنین «اورشلیم» را پایتخت تقسیم‌ناشدنی اسرائیل خواند.[۳۱]

محبوبیت

در میان طرفداران در شهر هارتفورد

باراک اوباما اولین بار با ایراد سخنرانی اصلی در گردهمایی حزب دموکرات آمریکا درسال ۲۰۰۴ توجه بسیاری را در عرصه ملی و بین المللی جلب کرد. اوباما در این سخنرانی، که «جسارت امید» نام داشت، با تکیه بر زندگی و تاریخچه شخصی خودش به صحبت درباره آرمان‌های آمریکا پرداخت:

   
باراک اوباما
پدر من با کار زیاد و پشتکار توانست فرصت درس خواندن در مکانی جادویی «آمریکا» را بیابد. کشوری که مهد آزادی و فرصت برای بسیاری از آنهایی بود که پیشتر به این کشور آمده بودند
   
باراک اوباما


باراک اوباما بعد از پیروزی چشمگیر خود در سال ۲۰۰۴ که چند ماه پس از این سخنرانی بو دبه چهره محبوب رسانه هاو شخصیتی قابل توجه در واشنگتن تبدیل شد که دو کتاب پرفروش نیز به نام خود منتشر کرده‌است، اولی «رویاهایی از پدرم» که نه سال پیش از وارد شدن به مجلس سنا نوشته شده و متشکل از خاطرات اوست. دومی «جسارت امید: اندیشه‌هایی در بازپس‌گیری رویای آمریکایی» که بیانگر افکارش راجع به تاریخ و وضعیت کنونی ایالات متحده‌است. اوباما از حمایت اپرا وینفری، یکی از ستارگان محبوب تلویزیون آمریکا برخوردار است. این ستاره نه تنها از او خواست که نامزد انتخابات شود بلکه در تبلیغات انتخاباتی او نیز تلاش فعال دارد.[۱۴]

 شخص سال مجله تایم

 
باراک اوباما به عنوان شخص سال مجله تایم در سال ۲۰۰۸ برگزیده شد.

مجله تایم که در آخرین شماره هر سال خود چهره ،گروه ،یا موضوعی را به عنوان شخص سال برمی‌گزیند در آخرین شماره سال ۲۰۰۸ باراک اوباما رئیس جمهور منتخب ایالات متحده را به عنوان شخص سال برگزید ،این مجله باراک اوباما را بخاطر داشتن اعتماد به نفس جهت ترسیم آینده‌ای روشن و جاه طلبانه در روزگاری تیره و تار [۳۲]و همچنین به این علت که وی توانست به رغم تجربه کم با فائق آمدن بر دو نامزد قدرتمند و نیز تبعیض‌های نژادی به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و نخستین رییس جمهور سیاه پوست این کشور انتخاب شود مستحق دریافت این عنوان دانسته‌است. [۳۳]

 انتخاب به عنوان نماینده حزب دموکرات

باراک اوباما به عنوان اولین سیاه‌پوست در تاریخ کشور آمریکا که در پی یک مبارزه انتخاباتی طولانی بر رقیبش هیلاری کلینتون پیروز شده‌ بود نماینده حزب دموکرات در انتخابات سال ۲۰۰۹ انتخاب گردید.[۳۴]. سرانجام در تاریخ ۷ ژوئن سال ۲۰۰۸ تنها رقیبش هیلاری کلینتون از رقابت دست کشید و گفت بطور کامل از آقای اوباما حمایت می‌کنم[۳۵].

 رقابت با مک کین

پس از پایان انتخابات اولیه در حزب دمکرات و پیروزی اوباما،رقابت او با مک کین برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری آغاز شد.جان مک کین اوباما را به بی تجربگی در سیاست خارجی متهم می‌کند.[۳۶] در نقطه مقابل اوباما در اظهار نظری مک کین را جیره خوار شرکت‌های نفتی دانست ولی توکر بوندز سخنگوی مک‌ کین با رد این اظهارات اعلام کرد که این سناتور اوباما بود که به لایحه‌ انرژی بوش - چنی که معاهده‌ای پرسود برای کمپانی‌های نفتی بود رای مثبت داد و نه جان مک کین.[۳۷]در اوت ۲۰۰۸ باراک اوباما جوزف بایدن را به معاونت خود در این رقابت انتخاباتی برگزید[۳۸]

پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری

بارک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ۲۰۰۸ که در ۴ نوامبر برگزار شد، با کسب ۳۶۵ رأی الکترال رقیب خود مک کین را که ۱۷۳ کارت الکترال را به دست آورده بود، شکست داد به پیروزی رسید[۳۹] [۴۰] اوباما ۵۲٫۹٪ و مک کین ۴۵٫۷ ٪ از کل آراء را به دست اوردند. و از ۵۰ ایالت آمریکا، در ۲۸ ایالت اوباما و در ۲۲ ایالت مک کین پیروز شد.

همزمان در کنیا زادگاه او و جزیره اوباما در شرق آسیا که همنام اوست مردم به شادمانی پرداختند تا نخستین رئیس جمهور رنگین پوست و آفریقایی‌تبار آمریکا پس از ۴۳ ریاست جمهوری وارد کاخ سفید شود.[۴۱] دوران ریاست جمهوری او از ۲۰ ژانویه، ساعت ۱۲ ظهر به وقت شرق آمریکا آغاز شد[۴۲].

اوباما در اولین سخنرانی‌ پس از‌ پیروزی‌ در انتخابات در گرانت پارک، شیکاگو همهٔ مردم آمریکا را پیروز انتخابات خواند.

   
باراک اوباما

جوان و پیر، ثروتمند و فقیر، دموكرات و جمهوریخواه، سیاه، سفید، اسپانیایی‌زبان، آسیایی، سرخپوست، هم‌جنس‌گرا، دو‌جنس‌گرا، معلول، غیرمعلول. این آمریكایی‌ها به جهان پیغام دادند كه ما هرگز مجموعه افراد یا مجموعه ایالات قرمز و ایالات آبی نبوده‌ایم. ما امروز و همیشه ایالات متحده آمریكا هستیم و خواهیم بود.[۴۳]

   
باراک اوباما

 

پانویس

  1. New official portrait released
  2. Obama releases new official portrait The Washington Times
  3. آفتاب نیوز ،اسرار نام میانی اوباما
  4. Barack Obama, candidate for President, is 'UCC'
  5. My Spiritual Journey - TIME
  6. http://www.thestar.com/News/USElection/article/308543
  7. http://www.post-gazette.com/pg/08056/860162-294.stm
  8. http://www.guardian.co.uk/world/2008/oct/24/barack-obama-mccain-white-house-left-handed
  9. *احتمال اتفاق چنین حالتی کمتر از یک در صدهزار است. (با در نظر گرفتن چپ‌دستی حدود ۱۰٪ مردم)
  10. Inauguration Crowd Estimated At Up To 2 Million; No Arrests Reported Yet, CBC News
  11. فردا نیوز
  12. Ancestry of Barack Obama
  13. فردا نیوز
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ زندگی نامه باراک اوباما وبگاه بی بی سی فارسی
  15. The Story of Barack Obama's Mother - TIME
  16. Columbia College Today
  17. زندگینامه اولین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا فردا نیوز
  18. Obama kept Law Review balanced - Jeffrey Ressner and Ben Smith - Politico.com و ......
+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |