حتما یه بار که شده اهنگاشو تجربه کردین.....
.بد نیست دربارش بدونین......این پست رو به درخواست مژگان عزیزم درست کردم......مژگان جان....این سلیقه تو هست و من بهش احترام میگذارم...ولی من بهت گفتم که صدا و اشعار چه خواننده هایی رو دوست دارم....برام شخصیت طرف مهم نیست....اخلاقش مهم نیست....اگه بود التون جان رو دوست نداشتم که هم الکلی و هم گی هست......
.سعی می کنم تو پست آینده از التون جان برات بگم....نمی تونی اهنگ متن کارتون شیر شاه رو گوش بدی و اشک نریزی..
.نمی تونی اهنگ شمعی در باد رو بشنوی ولی فریاد نزنی.....از مایکل جکسون چندان خوشم نمیاد....شعر های انتخابیش محتوا نداره و فکر می کنم جذابیت های ظاهریش همه نقص هاشو پوشونده....اینم از زیرکیشه.....کافیه آهنگ ها و اجراها و شعر های کریس دی برگ
رو دقت کنی تا معنی اصالت رو درک کنی....البته این نظر منه ....برام خیلی با ارزشی و برای همین این پست رو برای تو و به خاطر تو ......![]()
![]()
مایکل جکسون
| مایکل جکسون | |
|---|---|
| اطلاعات هنرمند | |
| اصل/ملیت | امریکا |
| سبکها | پاپ، سول، ریتم و بلوز، دنس، دیسکو |
| مدت فعالیت | ۱۹۶۷ - تاکنون |
| ناشر(ها) | Motown, Epic, Sony, The Michael Jackson Company, Inc. |
| وبگاه | MichaelJackson.com |
مایکل جوزف جکسون (به انگلیسی: Michael Joseph Jackson) که با نام MJ هم شناخته میشود، خواننده، تهیهکننده، ترانهنویس و طراح رقص آمریکایی، از مطرحترین ستارههای موسیقی مردمی دهه ۸۰ بهشمار میرود که به خاطر حرکات رقص خیرهکننده، ویدئو کلیپهای ساختارشکن و کمک به ارتقای جایگاه هنرمندان سیاهپوست در صنعت موسیقی ايالات متحده معروف است.موسیقی، کلیپهای تصویری و شیوه زندگی او بیش از ۴۰ سال است که جزئی جداییناپذیر از فرهنگ پاپ در آمریکا و جهان بودهاست.
او نه تنها به جهت استعدادش در موسیقی، بلکه به خاطر فعالیتهای انسان دوستانه و دل مشغولیهایش نسبت به محیط زیست و زمینی که بر روی آن زندگی میکنیم، شهرت فراوان دارد. موسیقی او از رادیوهای سرتاسر جهان، از افغانستان گرفته تا زولولند، پخش شدهاست. او چندین تور جهانی برگزار کرده و جایزهای در صنعت موسیقی یافت نمیشود که مایکل آن را به خانه نبرده باشد. جوایز «هنرمند بین المللی سالِ مایکل جکسون»، «طلایه دار کلیپ موسیقی اِم.تی.وی مایکل جکسون» به یاد او که اولین دریافت کنندهٔ آنها بود، نام گذاری شدهاند. نام او بارها در کتاب رکوردهای جهانی به عناوین مختلف ثبت گردیدهاست.
مایکل در عین حال که یکی از مشهورترین خوانندههایی است که جهان تا کنون به خود دیده، بی شک کمتر فهمیده شدهترین و در اغلب موارد، بد جلوه داده شدهترین شخص در عرصه موسیقی نیز هست. نقل قولهای بسیاری از او، به غلط در روزنامهها و مجلات چاپ شده و اعمال و رفتار او پیوسته آماج بدترین توهینات و تمسخرات از جانب رسانههای گروهی قرار گرفتهاست. شیوهٔ زندگی او، هر روز بر صفحات روزنامههای محلی در سرتاسر دنیا، به استهزاء گرفته میشود.
جی کاکز در مارس سال ۱۹۸۴ در مجلهٔ تایمز نوشت: «صنعت موسیقی، معصومیت را تنها زمانی میپذیرد که بتواند دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. ویران کردن دنیای خیالی جکسون با استفاده از شایعات بی اساس و کینه جویانه، آسان تر از فهمیدن آن توأم با همدردی است.»
مایکل جکسون در شهر گری، ایالت ایندیانا در امریکا به دنیا آمد.او در یک خانوادهُ پر جمعیت زاده شد. او هشتمین فرزند از ده فرزند کاترین استر اسکورز و جوزف والتر جکسون است. مایکل از ۵ سالگی فعالیت هنریش را آغاز کرد. او در سال ۱۹۶۸ درست زمانی که ۱۰ سال داشت به همراه برادرانش گروه جکسون فایو را تشکیل دادند. معروفترین آهنگهای آنها I'll Be There، I Want You Back، ABC و The Love You Save بود. مایکل با اینکه سن کمی داشت ولی در خواندن و رقصیدن یک نابغه محسوب میشد تا جایی که گروه آنها به محبوبیت زیادی دست پیدا کرده بود.
روند پیشرفت مایکل ادامه پیدا کرد تا جایی که در سال ۱۹۷۱ به موفقیت بزرگی دست یافت و با آلبوم Got to Be There به عنوان بهترین تک خوان انتخاب شد. ولی در همین سال بود که گروه جکسون فایو از هم پاشید. در سال ۱۹۷۶ بود که باز هم مایکل به کمک برادرانش گروهی جدید به نام جکسون را تشکیل داد و از Motown جدا شدند و با کمپانی اپیک رکوردز قراردادی امضاء کردند. مایکل در سال ۱۹۷۸ در فیلم موزیکالی به نام The Wiz ایفای نقش کرد واین باعث شد که مایکل در دنیای موسیقی بیشتر مشهور شود.
آلبوم آف د وال
مایکل در سال ۱۹۷۸ اولین آلبوم انفرادی خود به نام Off The Wall را ارائه داد که در آن از صدای جدید خود بهره گرفت و به فروش نزدیک به ۱۱ میلیون دست یافت و در اروپا و امریکا در صدر پر فروشترین آلبومها قرار گرفت وجوایز زیادی به خود اختصاص داد. از معروفترین آهنگهای این آلبوم میتوان به Don't Stop 'Till You Get Enough اشاره کرد که جایزه گرمی را نیز به خود اختصاص داد.
آلبوم تریللر
لطفا به ادامه مطلب توجه کن عزیزم.....![]()
گفته بودم خیلی دنبال گرفتن مدارک مایکروسافت هستم...اینم یکی دیگه از برنامه های کوچیکی که برای آینده دارم...هم بدلیل علاقه شخصیم به کامپیوتر و هم به خاطر امنیت شغلی فراوان این رشته اونورا......به موقعش توضیح می دم....یه خورده کار کرمانم طول کشید در اولین فرصت که بیام تهران ......![]()

همه چیز درباره مدارک ماکروسافت:
این مدارك كه به مجموعه آنها MCP (Microsoft Certified Professiona)l گفته میشود، طی امتحانات استانداردی، به افرادی داده میشود كه در به كارگیری یا پیاده كردن یكی از محصولات یا فناوریهای مایكروسافت مهارت كافی كسب كردهاند.
اولین بار نبود كه درباره مدارك از ما پرسیده میشد و البته آخرین بار هم نبود. در واقع، از وقتی موسسات داخلی بسیاری كلاسهایی را برای دریافت این مدارك برگزار و برای آن تبلیغ كردهاند. اسامی این مدارك بیش از پیش سر زبانها افتاده است. اما این مدارك چیست؟
این مدارك كه به مجموعه آنها MCP (Microsoft Certified Professiona)l گفته میشود، طی امتحانات استانداردی، به افرادی داده میشود كه در به كارگیری یا پیاده كردن یكی از محصولات یا فناوریهای مایكروسافت مهارت كافی كسب كردهاند. كسب این مدارك، نشان دهنده آن است كه صاحب مدرك در به كارگیری آن محصول، محصولات یا فناوریها از نظر شركت مایكروسافت تخصص كافی دارد. از سوی دیگر، صاحب مدرك میتواند به بعضی اطلاعات فنی موجود روی سایت مایكروسافت دسترسی مستقیم داشته باشد. مایكروسافت صاحبان این مدارك را به كنفرانسها و سمینارهای فنی خود دعوت میكند و مجلهای را هم ویژه این افراد منتشر میكند.
انواع مختلف این مدارك كدامند؟
مدرك MCSA: مدرك MCSA (Microsoft Certified System Administor) به افرادی داده میشود كه در زمینه مدیریت شبكه و محیطهای سیستمی مبتنی بر سیستم عاملهای ویندوز، مهارت كافی داشته باشند.
درحال حاضر، این مدارك روی ویندوز 2000 داده میشود و برای كسب آن باید از توانایی مدیریت این سیستم عامل و مدیریت شبكه با استفاده از آن برخوردار بود. كسی نامزد دریافت این مدارك میشود و برای كسب آن در آزمون شركت میكند. باید 6 تا 12 ماه تجربه پیاده كردن و مدیریت یك سیستم عامل روی رایانه شخصی، پیاده كردن و مدیریت یك سیستم عامل روی شبكه و مدیریت شبكههایی با بیش از 200كاربر را داشته باشد.
مدرك MCSE: افرادی كه به تحلیل نیازهای یك طرح تجاری، طراحی و پیاده كردن یك زیرساخت مبتنی بر محصولات و سیستم عاملهای مایكروسافت میپردازد و بر این اساس ، راه حلهایی را به كارفرمایان ارائه میدهند. مدرك MCSE (Microsoft Certified Systems Engineer) را به عنوان تایید تواناییهایشان اخذ میكنند.در واقع، این مدرك برای مهندسان سیستم، مهندسان پشتیبانی فنی، تحلیلگران سیستم، تحلیلگران شبكه و مشاوران فنی مناسب است. این مدرك، از پرطرفدارترین و معروفترین مدارك فنی به حساب میآید.كسی كه برای كسب این مدرك اقدام میكند، باید دست كم تجربهای یك ساله در پیاده كردن و مدیریت یك سیستم عامل تحت شبكه با 2000 كاربر و در 5 نقطه فیزیكی داشته باشد. علاوه بر آن، نامزد MCSE باید دست كم یك سال تجربه در زمینه پیاده كردن و مدیریت سیستم عامل روی رایانه شخصی و طراحی زیرساخت شبكه داشته باشند.

مدرك MCDBA :MCDBA مخفف عبارت Microsoft Certified Database Administrator به مدیران پایگاه دادههای DATABASE) SQL) اختصاص دارد. كه به طراحی، پیاده سازی و مدیریت این كارگزار (Server) مشغولند. در حال حاضر، این مدرك روی SQL Server 2000 ارائه میشود.
مدرك MCT: دارندگان مدرك ( MCT (Microsoft Certified Trained استادانی هستند كه از سوی مایكروسافت، برای تدریس و آموزش دورههای مایكروسافت تاییده شدهاند. برای دریافت این مدرك باید یكی از دیگر مدارك MCP را داشت.
مدرك MCAD :MCDA كه مخفف عبارت Microsoft Certified Application Developer میباشد. مدركی است برای كسانی كه از فناوریهای مایكروسافت برای توسعه و نگهداری برنامههای كاربردی، برنامههای تحت وب و سرویسهای داده ایاستفاده میكنند. افرادی كه به XML یا.NET تسلط دارند و از آنها برای ارائه برنامههای مختلف استفاده میكنند. در این گروه قرار میگیرند. كسانی كه برای دریافت این مدرك، نامزد میشوند باید یك یا 2سال تجربه در این زمینه داشته باشند. برنامه نویسان، تحلیلگران برنامه و تولیدكنندگان نرمافزار میتوانند برای كسب این مدرك اقدام كنند.
مدرك MCSD: دارندگان مدرك (MCSD (Microsoft Certified Solution Develper افرادی هستند كه با فناوریها، سیستمهای عامل و معماری ویندوز، راهكارهای مناسبی را برای صاحبان صنایع و تجارت طراحی كرده و توسعه میدهند. دست كم یك تجربه 2ساله كاری برای خواستاران این مدرك لازم است. مهندسان نرمافزار. تحلیلگران و تولیدكنندگان برنامههای كاربردی و مشاوران فنی كسانی هستند كه داشتن این مدرك را به آنها توصیه میكنیم.
مدرك (MOS : MOS ( Microsoft Office Specialist به كسانی داده میشود كه در كار با مجموعه نرمافزارهای Office یعنی Word,Excel, outlook,powerpoint, Access و MS project مهارت كافی داشته باشند. از آنجا كه مجموعه Office در بیش از 100كشور و با 18 زبان در اختیار كاربران قرار میگیرند. میتوان آن را فراگیرترین مدرك مایكروسافت دانست. بد نیست بدانید كه ماهانه 32هزار نفر در سراسر دنیا این مدرك را دریافت میكنند.
مدرك Microsoft Office Specialist Master Instructor : این مدرك به كسانی داده میشود كه برای تدریس بخشهای مختلف Office مهارت كافی داشته باشند. خواستاران این مدرك باید دست كم از 2 سال تجربه تدریس این نرمافزارها بهره مند باشند.
حال كه با مدارك مختلف مایكروسافت و كاربرد هریك آشنا شدیم. پرسش بعدی در ذهن ما جرقه میزند: چگونه میتوانیم یك مدرك مایكروسافت دریافت كنیم؟ مایكروسافت، 6 مرحله و گاه برای شركت موفق در امتحان و كسب مدرك ذكر میكند:
Cisco Certified Network Professional
از سری مدارکی در سطح تخص در رابطه با مهارت فنی در نصب و تنظیمات و راه بری شبکه های Lan , Wan و نیز ارتباطات شبکه توسط سیستم شماره گیری تلفن برای شبکه های بزرگ بوده و نشانگر دانش و مهارت پیشرفته در زمینه شبکه میباشد ، با اخذ این مدرک یک متخصص شبکه دارای توانایی نصب و راه اندازی و عیب یابی شبکه های محلی و شبکه های وسیع ( WAN - LAN ) جهت مجموعه های بزرگ با تعداد 100 تا بیش از 500 نود میباشد.
مباحث این مدرک بر روی مواردی همچون امنیت ، شبکه های متمرکز ، کیفیت سرویس یا Quality Of Service _ QOS ، Virtual Private Network _ VPN و تکنولوژیهای Broadband تاکید دارد.
برای کسب مدرک CCNP شرکت در 4 دوره آموزشی و گذراندن موفقیت آمیز آزمونهای هر کدام از آنها الزامی است این دوره های عبارتنداز:
1- ساخت شبکه های عادی سیسکو (BSCI): در این دورها نحوه اتصال و استفاده ار روترهای سیسکو در شبکه های LAN & WAN برای سایتهای متوسط تا بزرگ آموزش داده میشود و مباحث جامعی در زمینه پروتکلهای ISIS - OSPF-EGP-BGP-EIGRP مطرح شده و داوطلبان با نوع پروتکل مسیر یابی بنام های State Link و DistanceVector آشنا میشوند. با اتمام این دوره داوطلب میتواند سرویس IOS مناسب یک روتر سیسکو را انتخاب و راه اندازی کند.
2- ساخت شبکه های چند لایه سیسکو (BCMSN): در این دوره نحوه ایجاد یک فضای شبکه بر اساس فناوری سوئیچینگ چند لایه در سرعت بالای اترنت به مدیران شبکه آموزش داده میشود. این دوره شامل مفاهیم مسیریابی و سوئیچینگ و فناوری های لایه دوم و سوم است. داوطلبان پس از طی این دوره قادر خواهند بود یک فضای سوئیچینگ چند لایه را بر پا ساخته و به کنترل ترافیک شبکه با استفاده از سیستم های احراز هویت لایه های مختلف بپردازند.
3- ساخت شبکه های راه دور (BCRAN): در این دوره داوطلب چگونگی پیکر بندی و عیب یابی شبکه هایی که در مکانهای دیگر ایجاد شده و از طریق تکنولوژی راه دور (Remote) با سایت مرکزی دسترسی دارند را فرا میگیرد . همچنین حالت عکس این عمل یعنی دسترسی راه دور به سایت مرکزی با مصرف کمترین پهنای باند نیز در این دوره مورد بحث قرار میگیرد .بطور کلی در BCRAN نوجه ویژه ای به شبکه های WAN بعمل آمده و نحوه پیکر بندی تجهیزات سیسکو و برقراری ارتباط بهینه بین سایت مرکزی و سایت شهیه ها و مسائل مربوط به کیفیت سرویس (QOS) در یک شبکه WAN تشریح میگردد. این دوره بخصوص برای مدیران شبکه هایی که مسئول اجرا و عیب یابی Backbone یک شبکه WAN هستند از اهمیت خاصی برخوردار است
4- پشتیبانی و رفع عیب شبکه (CIT): در این دوره داوطلب چگونگی عیب یابی کامپیوتر های سرویس گیرنده یا سرویس دهنده که تحت پروتکل های مختلف بهم متصل شده اند و از سوئیچها و روترهای سیسکو استفاده میکنند را فرا میگیرند. بنابراین با گذراندن دوره مذکور میتوان به تحلیل و شناسایی مشکلات در محیطهای Fast Ethernet - VLAN - Frame Relay - ICDN BRI & ... پرداخت و مشکلات پیچیده مربوط به سوئیچ ها و روترهای سیسکو را حل کرد.
یک متخصص دارای مدرک CCNP دارای مهارتهای زیر میباشد :
* توانایی استفاده از تکنولوژی جهت ساخت یک Routed Network Scalable
* ساخت شبکه با استفاده از سوئیچینگ چند لایه
* بهبود وضعیت ترافیک و کارایی شبکه و کاهش امکان خرابی آن جهت Lan ها ، Wan های Rout و سوئیچ شده و شبکه های Access Remote
* طراحی و راه اندازی اینترانتهای جهانی
* عیب یابی محیطهای شبکه اسفاده کننده از روترها و سوئیچهای سیسکو جهت Client Host ها و سرویس هاس Multi Protocol
ابتدا تصمیم بگیرید كدام مدرك برای شما مناسب است. در این تصمیم گیری، باید تجربهها و مهارتهای كاری خود را دخیل كنید و با توجه به شناختی كه از كاربرد هر یك از مدارك دارید تصمیم بگیرید.
تجربه كافی كاری كسب كنید. همانطور كه اشاره كردیم، مدارك MCDBA, MCSAو MCSE دست كم یك تجربه یك ساله و MCDA, MCSA و MCT یك تجربه 6 تا 12 ماهه كاری لازم دارند. پس عجله نكنید و به تمرین عملی بپردازید.
تجربههای خود را با دورههای آموزشی تكمیل كنید. دورههای آموزشی مختلف با استفاده از منابع معتبری همانند (MSDN (Microsoft Developer Network یا (MOC (Microsoft Officicial Curriculumبرگزار میشوند. گذراندن این دورهها به كامل شدن تجربههای شما كمك میكند.
راهنمای آزمون را در سایت مایكروسافت مطالعه كنید.
در یك آزمون غیررسمی برای كنترل تواناییهای خود شركت كنید.
برای شركت در امتحان شركت كنید.
رعایت این گامها و مراحل، شما را در كسب مدرك مورد علاقهتان یاری میكند. اما به یاد داشته باشید كه هریك از این مراحل در شرایط مناسب میتوانند نقش مثبتی در این روند داشته باشند. به طور مثال تكمیل تجربهها با استفاده از دورههای آموزشی زمانی موفق است كه این دورههای آموزشی از سوی موسسات معتبر و استادانی كه از MCT برخوردارند، ارائه شوند. استادانی كه خود موفق به كسب این مدرك نشدهاند، نمیتوانند راهنمای خوبی برای شما به حساب آیند. انتخاب و شركت در آزمونی برای كنترل تواناییها نیز در صورتی موفق و موثر است كه آزمونها با پرسشهای استاندارد و با توجه به نكات مدنظر مایكروسافت برگزار شوند. پس دقت كنید كه چه مدركی برای شما مفید است و دورههای آموزشی آن را كجا فرا میگیرد.
به تازگی دارم کتاباشو می خونم......فارغ از هر گونه وابستگی سیاسی و تنها به خاطر صداقت گفتار و لطافت احساسشون.....به شما هم پیشنهاد می کنم.......با خوندن وصیت نامه و نیایش های دکتر چمران واقعا حال غریبی بهم دست می ده....![]()
اين مروري است گذرا و سريع، بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران.
گوشه هایی از وصیت نامه شهید چمران
..به خاطر عشق است كه فداكاری می كنم. به خاطر عشق است كه به دنیا با بی اعتنائی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است كه دنیا را زیبا می بینم و زیبائی را می پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس می كنم، او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می كنم. (یکبار دیگه از اول بخون)
عشق هدف حیات و محرك زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.
عشق است كه روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می كند، مرا از خودخواهی و خودبینی می رهاند، دنیای دیگری حس می كنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می كنم. لرزش یك برگ، نور یك ستاره دور، موریانه كوچك، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می برند … اینها همه و همه از تجلیات عشق است.
برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی، كه مدتهاست با آن آشنام. ولی برای اولین بار وصیت می كنم. خوشحالم كه در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترك گفته ام. علائق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره كرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم..."
دكتر مصطفي چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.
وي تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشتة الكترومكانيك فارغالتحصيل شد و يكسال به تدريس در دانشكدة فني پرداخت.
وي در همة دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقاتعلمي در جمع معروفترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا –بركلي- با ممتازترين درجة علمي موفق به اخذ دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد.
:از 15سالگي در درس تفسير قرآن مرحوم آيتالله طالقاني، در مسجد هدايت، و درس فلسفه و منطق استاد شهيد مرتضي مطهري و بعضي از اساتيد ديگر شركت ميكرد و از اولين اعضاء انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سياسي دوران دكتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملي شدن صنعتنفت شركت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداري از نهضتملي ايران در كشمكشهاي مرگ و حيات اين دوره بود. بعد از كودتاي ننگين 28 مرداد و سقوط حكومت دكتر مصدق، به نهضت مقاومت ملي ايران پيوست و سختترين مبارزهها و مسئوليتهاي او عليه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ايران، بدون خستگي و با همه قدرت خود، عليه نظام طاغوتي شاه جنگيد و خطرناكترين مأموريتها را در سختترين شرايط با پيروزي به انجام رسانيد.
در امريكا، با همكاري بعضي از دوستانش، براي اولينبار انجمن اسلامي دانشجويان امريكا را پايهريزي كرد و از مؤسسين انجمن دانشجويان ايراني در كاليفرنيا و از فعالين انجمن دانشجويان ايراني در امريكا به شمار ميرفت كه به دليل اين فعاليتها، بورس تحصيلي شاگرد ممتازي وي از سوي رژيم شاه قطع ميشود. پس از قيام خونين 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهري مبارزات مردم مسلمان به رهبري امامخميني(ره) دست به اقدامي جسورانه و سرنوشتساز ميزند و همه پلها را پشتسر خود خراب ميكند و به همراه بعضي از دوستان مؤمن و همفكر، رهسپار مصر ميشود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر، سختترين دورههاي چريكي و جنگهاي پارتيزاني را ميآموزد و به عنوان بهترين شاگرد اين دوره شناخته ميشود و فوراً مسئوليت تعليم چريكي مبارزان ايراني به عهدة او گذارده ميشود.
به علت برخورداري از بينش عميق مذهبي، از مليگرايي وراي اسلام گريزان بود و وقتي در مصر مشاهده كرد كه جريان ناسيوناليسم عربي باعث تفرقة مسلمين ميشود، به جمال عبدالناصر اعتراض كرد و ناصر ضمن پذيرش اين اعتراض گفت كه جريان ناسيوناليسم عربي آنقدر قوي است كه نميتوان به راحتي با آن مقابله كرد و با تأسف تأكيد ميكند كه مات هنوز نميدانيم كه بيشتر اين تحريكات از ناحية دشمن و براي ايجاد تفرقه در بين مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و يارانش اجازه ميدهد كه در مصر نظرات خود را بيان كنند.
بعد از وفات عبدالناصر، ايجاد پايگاه چريكي مستقل، براي تعليم مبارزان ايراني، ضرورت پيدا ميكند و لذا دكتر چمران رهسپار لبنان ميشود تا چنين پايگاهي را تأسيس كند.
او به كمك امام موسيصدر، رهبر شيعيان لبنان، حركت محرومين و سپس جناح نظامي آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مباني اسلامي پيريزي نموده كه در ميان توطئهها و دشمنيهاي چپ و راست، با تكيه بر ايمان به خدا و با اسلحة شهادت، خط راستين اسلام انقلابي را پياده ميكند و عليگونه در معركههاي مرگ و حيات به آغوش گرداب خطر فرو ميرود و در طوفانهاي سهمناك سرنوشت، حسينوار به استقبال شهادت ميتازد و پرچم خونين تشيع را در برابر جبارترين ستمگران روزگار، صهيونيزم اشغالگر و همدستان خونخوار آنها، راستگرايان «فالانژ»، به اهتزاز درميآورد و از قلب بيروت سوخته و خراب تا قلههاي بلند كوههاي جبلعامل و در مرزهاي فلسطين اشغال شده از خود قهرمانيها به يادگار گذاشته؛ در قلب محرومين و مستضعفين شيعه جاي گرفته و شرح اين مبارزات افتخارآميز با قلمي سرخ و به شهادت خون پاك شهداي لبنان، بر كف خيابانهاي داغ و بر دامنة كوههاي مرزي اسرائيل براي ابد ثبت گرديده است.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران:
دكتر چمران با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز ميگردد. همه تجربيات انقلابي و علمي خود را در خدمت انقلاب ميگذارد؛ خاموش و آرام ولي فعالانه و قاطعانه به سازندگي ميپردازد و همة تلاش خود را صرف تربيت اولين گروههاي پاسداران انقلاب در سعدآباد ميكند. سپس در شغل معاونت نخستوزير در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر مياندازد تا سريعتر و قاطعانهتر مسئله كردستان را فيصله دهد تا اينكه بالاخره در قضية فراموش ناشدني «پاوه» قدرت ايمان و ارادة آهينن و شجاعت و فداكاري او بر همگان ثابت ميگردد.
در آن شب مخوف پاوه، همة اميدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دلشكسته در ميان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اكثريت پاسداران قتلعام شده بودند و همة شهر و تمام پستي و بلنديها به دست دشمن افتاده بود و موج نيروهاي خونخوار دشمن لحظه به لحظه نزديكتر ميشد. باران گلوله ميباريد و ميرفت تا آخرين نقطه مقاومت نيز در خون پاسداران غرق گردد. ولي دكتر چمران با شهامت و شجاعت و ايثارگري فراوان توانست اين شب هولناك را با پيروزي به صبح اميد متصل كند و جان پاسداران باقيمانده را نجات دهد و شهر مصيبتزده را از سقوط حتمي برهاند.
آنگاه فرمان انقلابي امامخميني(ره) صادر شد. فرماندهي كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهي منطقه نيز به عهدة دكتر چمران واگذار شد.
رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت درآمدند و همة تجارب انقلابي، ايمان، فداكاري، شجاعت،قدرت رهبري و برنامهريزي دكتر چمران در اختيار نيروهاي انقلاب قرار گرفت و عاليترين مظاهر انقلابي و شكوهمندترين قهرمانيها به وقوع پيوست و در عرض 15 روز شهرها و راهها و مواضع استراتژيك كردستان به تصرف نيروهاي انقلاب اسلامي درآمد و كردستان از خطر حتمي نجات يافت و مردم مسلمان كرد با شادي و شعف به استقبال اين پيروزي رفتند.
دكتر چمران بعد از اين پيروزي بينظير به تهران احضار شد و از طرف رهبر عاليقدر انقلاب، امامخميني(ره)، به وزارت دفاع منصوب گرديد.
در پست جديد، براي تغيير و تحول ارتش از يك نظام طاغوتي، به يك سلسله برنامههاي وسيع بنيادي دست زد كه پاكسازي ارتش و پياده كردن برنامههاي اصلاحي از اين قبيل است تا به ياري خدا و پشتيباني ملت، ارتشي به وجود آيد كه پاسدار انقلاب و امنيت استقلال كشور باشد و رسالت مقدس اسلامي ما را به سرمنزل مقصود برساند.
دكتر مصطفي چمران در اولين دور انتخابات مجلس شوراي اسلامي، از سوي مردم تهران به نمايندگي انتخاب شد و تصميم داشت در تدوين قوانين و نظام جديد انقلابي، بخصوص در ارتش، حداكثر سعي و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشتة ارتش به نظامي انقلابي و شايسته ارتش اسلامي تبديل شود. در يكي از نيايشهاي خود بعد از انتخاب نمايندگي مردم در مجلس شوراي اسلامي، اينسان خدا را شكر ميگويد: «خدايا، مردم آنقدر به من محبت كردهاند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كردهاند كه به راستي خجلم و آنقدر خود را كوچك ميبينم كه نميتوانم از عهده آن به درآيم. خدايا، تو به من فرصت ده، توانايي ده تا بتوانم از عهده برآيم و شايستة اين همه مهر و محبت باشم.»
وي سپس به نمايندگي رهبر انقلاب اسلامي در شورايعالي دفاع منصوب شد و مأموريت يافت تا بطور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه كند.
گروهي از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربيت و سازماندهي آنان، ستاد جنگهاي نامنظم را در اهواز تشكيل داد. اين گروه كمكم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زيادي انجام داد. تنها كساني كه از نزديك شاهد ماجراهاي تلخ و شيرين، پيروزيها و شكستها، شهامتها و شهادتها و ايثارگريهاي آنان بودند، به گوشهاي از اين خدمات كه دكترچمران شخصاً مايل به تبليغ و بازگويي آنها نبود، آگاهي دارند.
ايجاد واحد مهندسي فعال براي ستاد جنگهاي نامنظم يكي از اين برنامهها بود كه به كمك آن، جادههاي نظامي به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپهاي آب در كنار رود كارون و احداث يك كانال به طول حدود بيست كيلومتر و عرض يك متر در مدتي حدود يكماه، آب كارون را به طرف تانكهاي دشمن روانه ساخت، به طوري كه آنها مجبور شدند چند كيلومتر عقبنشيني كنند و سدي عظيم مقابل خود بسازند و با اين عمل فكر تسخير اهواز را براي هميشه از سر به دور دارند.
يكي از كارهاي مهم و اساسي او از همان روزهاي اول، ايجاد هماهنگي بين ارتش، سپاه و نيروهاي داوطلب مردمي بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده اين حركت و شيوة جنگ مردمي و هماهنگي كامل بين نيروهاي موجود، تاكتيك تقريباً جديد جنگي بود؛ چيزي كه ابرقدرتها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه اين هماهنگي در خرمشهر بوجود نيامد و نيروهاي مردمي تنها ماندند. او تصميم داشت به خرمشهر نيز برود، ولي به علت عدم وجود فرماندهي مشخص در آنجا و خطر سقوط جدي اهواز، موفق نشد ولي چندينبار نيروهايي بين دويست تا يكهزار نفر را سازماندهي كرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به كمك ديگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگي نابرابر مقابل حملات پياپي دشمن تا مدتها مقاومت كنند.
محرم ماه شهادت و پيروزي سوسنگرد:
پس از يأس دشمن از تسخير اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دلبسته بود تا روياي قادسيه را تكميل كند و براي دومينبار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانكهاي او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادي از آنان توانستند به داخل شهر راه يابند.
دكتر چمران كه از محاصره تعدادي از ياران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با فشار و تلاش فراوان خود و آيتالله خامنهاي، ارتش را آماده ساخت كه براي اولينبار دست به يك حمله خطرناك و حماسهآفرين نابرابر بزند و خود نيز نيروهاي مردمي و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازماندهي كرد و با نظمي نو و شيوهاي جديد از جانب جادة اهواز- سوسنگرد به دشمن يورش بردند. شهيدچمران پيشاپيش يارانش، به شوق كمك و ديدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوي اين شهر ميشتافت كه در محاصرة تانكهاي دشمن قرار گرفت. او ساير رزمندگان را به سوي ديگري فرستاد تا نجات يابند و خود را به حلقة محاصرة دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بيشتر بود و او هميشه به دامان خطر فرو ميرفت. در اين هنگام بود كه نبرد سختي درگرفت؛ نيروهاي كماندوي دشمن از پشت تانكها به او حمله كردند و او در مصاف با دشمن متجاوز از نقطهاي به نقطهاي ديگر و از سنگري به سنگري ديگر ميرفت. كماندوهاي دشمن او را زير رگبار گلولة خود گرفته بودند، تانكها به سوي او تيراندازي ميكردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شديد آنها سريع، چابك، برافروخته و شادان از شوق شهادت در ركاب حسين(ع) و در راه حسين(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغيير ميداد. در همين اثناء، همرزم باوفايش به شهادت رسيد و او يكتنه به نبرد حسينگونه خود ادامه ميداد و به سوي دشمن حمله ميبرد. هرچه تنور جنگ گرمتر كيشد و آتش حمله بيشتر زبانه ميكشيد، چهرة ملكوتي او، ، گلگونتر وشوق به شهادتش افزونتر ميشد تا آنكه در حين «رقص چنين ميانه ميدان» از دو قسمت پاي چپ زخمي شد. خون گرم او خوزستان درهم آميخت و نقشي زيبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفريد و هنوز هم گرمي قطرات خون او گرميبخش رزمندگان باوفاي اسلام و سرخي خونش الهامبخش پيروزي نهايي و بزرگ آنان است.
با پاي زخمي بر يك كاميون عراقي حمله برد. سربازان صدام از يورش اين شير ميدان گريخته و او به كمك جوان چابك ديگري كه خود را به مهلكه رسانده بود، به داخل كاميون نشست و با لباني متبسم، ديگران را نويد پيروزي ميداد.
خبر زخمي شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزديكي دروازة سوسنگرد، شور و هيجاني آميخته با خشم و اراده و شجاعت در ياران او و ساير رزمندگان افكند كه بيمحابا به پيش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمندة مؤمن را از چنگال صداميان نجات بخشيدند. دكتر چمران با همان كاميوني كه خود را به بيمارستاني در اهواز رسانيد و بستري شد، اما بيش از يك شب در بيمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگهاي نامنظم و دوباره با پاي زخمي و دردمند به ارشاد ياران وفادار خود پرداخت. جالب اينجا بود كه در همان شبي كه در بيمارستان بستري بود، جلسة مشورتي فرماندهان نظامي (تيمسار شهيدفلاحي، فرماندة لشگر 92، شهيد كلاهدوز، مسئولين سپاه و سرهنگ محمد سليمي كه رئيس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نمايندة امام در سپاه پاسداران (شهيدمحلاتي) در كنار تخت او در بيمارستان تشكيل شد و درهمان حال و همان شب، پيشنهاد حمله به ارتفاعات اللهكبر را مطرح كرد.
به رغم اصرار و پيشنهاد مسئولين و دوستانش، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگهاي نامنظم و حركت به تهران براي معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالي كه در كنار بسترش و در مقابلش نقشههاي نظامي منطقه، مقدار پيشروي دشمن و حركت نيروهاي خودي نصب شده بود و او كه قدرت و ياراي به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها مينگريست و مرتب طرحهاي جالب و پيشنهادات سازنده در زمينههاي مختلف نظامي، مهندسي و حتي فرهنگي ارائه ميداد. كمكم زخمهاي پاي او التيام مييافت و او ديگر نميتوانست سكون را تحمل كند و با چوب زيربغل به پا خاست و بازهم آمادة رفتن به جبهه شد.
به دنبال نبرد بيست و هشتم صفر (پانزدهم ديماه 59) كه منجر به شكست قسمتي از نيروهاي ماشد و فاجعة هويزه به بار آمد، ديگر تاب نشستن نياورد، تعدادي از رزمندگان شجاع و جان بر كف را از جبهه فرسيه انتخاب كرد و با چند هليكوپتر كه خود فرماندهي آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زيربغل دست به عملي بيسابقه و انتحاري زد. او در حالي كه از درد جنگ به خود ميپيچيد و از ناراحتي ميخروشيد، آمادة حمله به نيروهاي پشت جبهه و تداركاتي دشمن در جاده جفير به طلايه شد كه به خاطر آتش شديد دشمن، هليكوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هويزه بگذرند و حملة هوايي دشمن هليكوپترها را مجبور به بازگشت ساخت كه وي از اين بازگشت سخت ناراحت و عصباني بود.
معاهدات و قانون بین الملل
مذاکرات سازمان ملل در قالب معاهده به پیشگیری از مشاجرات بین المللی منجر میشوند. مثل کنواکسیون قانون ویا هر گونه اختلافی در مورد کاربرد آزاد اقیانوسها در دادگاه ویژه مورد حل وفصل قرار بگیرد.
دادگاه بین المللی (ICJ) با هدف حل و فصل مشاجرات بین کشورها تاسیس شدهاست و از سال ۱۹۴۶ تاکنون مرجع رسیدگی به دعاوی مهمی به شرح زیر بودهاست :
کنگو در برابر فرانسه که در آن جمهوری دموکراتیک کنگو فرانسه را به بازداشت غیر قانونی روسای ایالتی کنگو و جرائم جنگی متهم نمود. و دعوی نیکاراگوئه در برابر ایالات متحده که در این دعوی نیکاراگوئه ایالات متحده را متهم نمود که نیروهای معارض حکومت را مجهز کرده است(در پی این دعوی شاهد طرح دعوی ایران در مورد تجهیز معارضین توسط آمریکا بودیم .)
در سال ۱۹۹۳ و در پاسخ به رویه «پاکسازی قومی» در یوگسلاوی سابق دبیر کل سازمان ملل دادگاه رسیدگی به جرایم نظامی در یوگسلاوی سابق را دایر کرد. در سال ۱۹۹۴ در قبال جریان نسل کشی در روآندا این شورا دیوان رسیدگی به جرائم در روآندا را تاسیس کرد. قلمرو قضایی این دو دادگاه بررسی و روشن کردن موارد نقض قوانین بین المللی که جرم محسوب میشدند بودهاست.
-
در سال ۱۹۱۸ مجمع عمومی کنفرانسی در رم برگزار کرد و بررسی تاسیس دیوان محاکم و جرایم بین المللی (ICC) پرداخت و در پی آن طرح رم به تصویب رسید و این دادگاه در سال ۲۰۰۲ تاسیس و اولین پرونده در سال ۲۰۰۶ به آن ارجاع گردید. این اولین مورد رسیدگی به اتهامات و تخلفات جنگی و نسل کشی در یک مرجع دائمی جهانی بود. اما ICC مستقل از سازمان ملل عمل میکند و پرسنل و بودجهای اختصاصی دارد اگر چه در راه شکل گیری آن مقامات سازمان ملل و سران دولتها دخالت مستقیم داشتهاند. در مورد نحوه اداره این نهاد و همکاریهای متقابل ICC و UN «توافق کامل و دوجانبه» حاصل شدهاست.
-
در سال ۲۰۰۲ سازمان ملل دادگاه ویژه سیرالئون را بخاطر جنایات جنگی در آن کشور برگزار نمود جنگهای داخلی سیرالئون
همچنین برای رسیدگی به جرائم شدید در تیمور شرقی واحد SCIU تشکیل شد.
شخصیتهای برجسته سازمان ملل
افراد و شخصیتهای برجسته بسیاری در فعالیتهای بشر دوستانه سازمان ملل مشارکت داشتهاند و از جمله آندری هپ بورن ، الینور روزولت ، دنی کی ، راجر مور ، کلینت بورگن ، آیس تی ، انجلیا جولی ،مادر ترزا ، شاکیرا و نیکول کیدمن که در اختیار UNIFEM بود.

اصلاحات
در سالیان اخیر تقاضای اصلاحات در سازمان ملل شدت گرفتهاست. البته این تقاضاها خیلی واضح و مشخص نبودهاند و اجماع نظری در مورد نحوه اصلاحات وجود نداشتهاست. عدهای خواستار ایفای نقش جدی و موثرتر سازمان ملل در امور جهانی شدهاند. عدهای معتقدند که کار سازمان باید به کمکهای بشر دوستانه محدود شود و عده زیادی خواستار عضویت در شورای امنیت و تغییر موقعیت ژئوپولتیک آن شدهاند (یعنی اضافه شدن اعضایی از آفریقا ، آمریکای جنوبی و آسیا). در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ موضوع سوء استفاده از برنامه نفت در برابر غذا در عراق در دوران صدام حسین لزوم اصلاحات را تشدید نمود. یک برنامه اصلاحی رسمی از سوی کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل اندکی پس از صدارت وی بر سازمان در اول ژانویه ۱۹۷۷ به اجرا گذاشته شد. این اصلاحات شامل تغییر عضویت دائمی در شورای امنیت ، (که همچنان نماد روابط قدرت در سال ۱۹۴۵ است)، شفاف تر ساختن بوروکراسی و ایجاد حس مسئولیت پذیری بِیشتر در میان اعضا ، دموکراتیک تر ساختن سازمان ملل و اعمال تعرفههای مناسب به شرکتهای مهمات و جنگ افزارسازی در سراسر دنیا است. در سپتامبر سال ۲۰۰۵ سازمان ملل یک جلسه جهانی در سال ۲۰۰۵ برگزار کرد که طی آن سران اکثر کشورهای عضو در شصتمین جلسه مجمع عمومی گرد آمدند. سازمان ملل این جلسه را «فرصت بسیار نادر در اتخاذ تصمیمات مهم در حوزههای توسعه ، امنیت حقوق بشر و اصلاحات در سازمان ملل» نامید. [۴] کوفی عنان پیشنهاد کرد که در مورد اصلاحات سازمان ملل و گریز از تنگنای اعمال سیستمهای بین المللی صلح و امنیت حقوق بشر و توسعه به توافقات مهمی دست یافتهاند و چالشهای اساسی پیش روی سازمان ملل در قرن ۲۱ را ارزیابی و بررسی نمودهاند. رهبران وسران کشورهای دنیا بر سرموارد زیر به توافق دست یافتهاند :
-
ایجاد کمیسیون صلح برای ارائه مکانیزم محوری در جهت کمک به کشورهای خارج شده از درگیری .
-
توافقی که جامعه بین المللی را محق میسازد وقتی دولتها نتوانند اجرای قوانین را عملی سازند تا از شهروندان مظلوم خود دفاع کنند وارد عمل شوند.
[۵];
-
یک توافق برای اختصاص منابع بیشتر به سرویسهای سازمان ملل
-
توافقنامههای مختلف برای صرف میلیاردها دلار بیشتر در راستای نیل به اهداف توسعه هزاره .
-
محکوم سازی روشن وصریح تروریسم در تمام اشکال آن
-
صندوق دموکراسی .
-
توافق بر سر تشکیل شورای معتمدین برای تکمیل ماموریت.
[۶] اگر چه کشورهای عضو سازمان ملل در راه اصلاح نظام بوروکراسی سازمان ملل به موفقیت چندانی دست نیافتند ولی عنان همچنان بر انجام اصلاحات در حوزه اختیارات خود ادامه داد. او یک دفتر ویژه جهت مدیریت سیاستهای حمایتی از سیاستهای مالی سازمان دایر کرد. در اواخر دسامبر سال ۲۰۰۵ دبیر خانه در شرف تکمیل طرح بازنگری ۵ ساله دستور جلسات مجمع عمومی بود. هدف از آن تامین بنای تصمیم گیری در مورد حذف برنامههای تکراری و موازی بود.
اهداف توسعه هزاره
اهداف توسعه هزاره شامل ۸ مورد است که هر ۱۹۱ کشور عضوسازمان ملل پذیرفتهاند تا سال ۲۰۱۵ به آنها برسند. کشورهای عضو در سپتامبر ۲۰۰۰ متعهد شدند این اهداف را دنبال کنند :
-
ازبین بردن جلوههای حاد فقر و گرسنگی
-
نیل به تحصیلات ابتدایی در سطح دنیا
-
پیشبرد برابری جنسیتی وتوانمند سازی زنان .
-
رشد سلامت زایمان
-
مبارزه با ایدز /HIV ، مالاریا ، و سایر امراض
-
کاهش مرگ و میر نوزادان
-
حصول اطمینان از حفظ محیط زیست
-
توسعه مشارکت جهانی در برابر توسعه
موفقیتها وشکستها در مسایل امنیتی
بخش بزرگی از هزینههای سازمان ملل متوجه ماموریت اصلی این سازمان مبنی بر حفظ صلح و امنیت است. بودجه حفظ صلح سازمان برای سال مالی ۲۰۰۶- ۲۰۰۵ حدود ۵ میلیارد دلار بودهاست (در حالیکه بودجه کلی سازمان ملل در دیگر امور در همین مدت زمانی معادل ۵/۱ میلیارد دلار بودهاست) و ۷۰۰۰۰ نیرو را در در ۱۷ ماموریت به سراسر دنیا اعزام کردهاست. طبق « گزارش امنیت انسانی ۲۰۰۵» [۷] که توسط سازمان مرکز امنیت انسانی در دانشگاه بریتیش کلمبیا و با همکاری نهادهای دولتی و موسسات مختلف تهیه شدهاست، پس از دوران جنگ سرد با کاهش چشمگیر تعداد جنگها، سوء استفاده از حقوق بشر و نسل کشی روبرو هستیم که دلیل آن به درستی مشخص نشدهاست. آمارهای موجود عبارتند از : - ۴۰ درصد کاهش درگیری خشونت آمیز - ۸۰ درصد کاهش درگیریهای منجر به کشتار - ۸۰ درصد کاهش نسل کشی و از بین بردن مخالفان سیاسی طبق گزارش انتشارات دانشگاه آکسفورد، فعالیتهای بین المللی که عمدتا تحت نظارت سازمان ملل بوده علت اصلی کاهش درگیریهای مسلحانه پس از جنگ سرد است و البته این گزارش اشاره میکند که مدارک برای اثبات این مدعا فراوان هستند. دراین گزارش به چندین مورد سرمایه گذاری اشاره شدهاست : [۸]
-
رشد ۶ برابری ماموریتهای سازمان ملل درامر جلوگیری از جنگ از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۲
-
رشد ۴ برابری در تلاشهای متوقف سازی درگیریها از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۲
-
رشد ۷ برابری طراحی مکانیزمهای «دوستی دبیر کل» " گروههای تماس و سایر مکانیزمهای دولتی برای حمایت از ماموریتهای برقراری صلح و حفظ صلح از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۲.
-
رشد ۱۱ برابری اعمال محدودیتها و تحریمهای اقتصادی علیه رژیمهای مختلف در دنیااز سال ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۱.
-
رشد ۴ برابری عملیات حفظ صلح در سالهای ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۹ .
این تلاشها نسبت به دوران جنگ سرد هم از نظر تعداد و هم گستردگی و پیچیدگی بیشتر و بزرگتر بودهاند. موفقیتهای سازمان ملل در عرصه برقراری و حفظ صلح عبارتند از :
-
دفتر محاسبات دولت آمیکا اعلام کرد که هزینه نیروهای حافظ صلح سازمان ملل هشت بار ارزان تر از ایجاد یک نیروی حافظ صلح در ایالات متحدهاست.[۹]
-
مطالعه نیروهای RAND در سال ۲۰۰۵ نشان میدهد که نیروهای سازمان ملل در دوسوم ماموریتهای حفظ صلح خود موفق بودهاند. این مطالعه مقایسهای نیز بین تلاشهای سازمان ملل و ایالات متحده داشتند و به این نتیجه میرسد که از بین ۸ ماموریت سازمان ملل ، ۷ مورد به برقراری صلح مربوط شدهاند و این در حالی است که در مورد آمریکا هر ۸ ماموریت نظامی ، ۴ مورد به صلح انجامیده و ۴ مورد دیگر هنوز درگیری و جنگ ادامه دارد.
اما دربسیاری موارد اعضای سازمان ملل در مورد نیل به اهداف قطعنامههای شورای امنیت و اجرای الزامی آنها موضع انفعالی اتخاذ کردهاند. مثلا عراق از ۲۸ ژوئن ۱۹۹۱ به این سو ۱۷ مورد از قطعنامههای شورای امنیت را نقض کرده و تحریمهای اقتصادی سازمان ملل را دور زدهاست. تقریبا به مدت یک دههاست که اسرائیل قطعنامه توقف شهرک سازی در کرانه باختری و غزه را نادیده میگیرد. این شکستها ریشه در ماهیت بین دولتی سازمان ملل دارد. چرا که در غالب موارد باید تمام ۱۹۱ کشور عضو به اجماع برسند حتی گاهی وقتی که اقدامات با رای ۱۰ عضو شورای امنیت به تصویب میرسند دبیر خانه از تامین منابع کامل برای انجام آن باز میماند.
مهمترین موارد شکست ماموریتهای سازمان ملل عبارت بودهاند از :
-
شکست در ممانعت از نسل کشی رواندا در سال ۱۹۹۱ که منجر به مرگ حدود یک میلیون نفر شد و علت آن عدم تصویب اقدام نظامی الزامی از سوی شورای امنیت بود.
-
شکست MONUC در اجرای قطعنامه ۱۲۹۱ UNSC جهت مداخله موثر در جنگ دوم کنگو که گفته میشود ۵ میلیون نفر کشته بر جای گذاشت ۲۰۰۲- ۱۹۹۸ (و ظاهرا هنوز درگیری در این کشور ادامه دارد) و توزیع کمکهای بشر دوستانه در این کشور جریان دارد.
-
شکست در مداخله سال ۱۹۹۵ در قتل عام سربرنیتسا علی رغم این که سازمان ملل فضای این منطقه را برای پناهندگان و ۱۰۰ نیروی حافظ صلح هلندی امن اعلام کرده بود.
-
شکست در رساندن مواد غذایی به مردم قحطی زده سومالی که معمولا مواد غذایی توسط نیروهای مسلح توقیف میشد. تلاش ایالات متحده سازمان ملل برای مقابله بااین نیروهای نظامی منجر به جنگ موگادیشو در سال ۱۹۹۳ گردید.
-
تجاوزهای جنسی توسط نیروهای حافظ صلح سازمان ملل – همواره جمعی از نیروهای حافظ صلح سازمان ملل از ملیتهای مختلف بخاطر تجاوزات جنسی و تعدی به دختران به کشورهای تابعه مسترد شدهاند. معمولا در هر ماموریت، ۸ مورد از این مسایل با وجود اقدامات نظارتی و کنترلی داخلی دفاتر سازمان ملل روی دادهاند.
[۱۲][۱۳] حداقل در ۵ کشوری که سازمان ملل در آنها حضور داشته یعنی جمهوری دموکراتیک کنگو هائینی ، بروندی دماغه سبز ، کوته دی آِیوری و لیبریا گزارش تجاوز جنسی نیروهای حافظ صلح تایید شدهاست. [۲۱] بی بی سی نیز در گزارشی تعدادی از افراد برنامه خواربار جهانی را به عنوان قانون شکن جنسی معرفی کرد. [۱۴]
| سازمان ملل متحد
United Nations | |
|---|---|
| دفتر مرکزی | منهتن ،نیویورک ،آمریکا |
| زبانهای رسمی | عربی ،چینی ،انگلیسی ،فرانسوی ،روسی و اسپانیولی |
| تعداد اعضا | ۱۹۲ کشور |
| دبیرکل | بان کی مون |
| تأسیس | ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ |
| وبگاه | UN.org |
سازمان ملل متحد سازمانی بینالمللی است که در ۱۹۴۵ میلادی تأسیس و جایگزین جامعه ملل شد. این سازمان توسط ۵۱ کشور تأسیس و در سال ۲۰۰۶ میلادی، ۱۹۲ کشور عضو داشتهاست. اعضای آن تقریباً شامل همه کشورهای مستقلی میشود که از نظر بینالمللی به رسمیت شناخته شدهاند. فقط واتیکان، که عضویت در سازمان را نپذیرفتهاست و چین ملی (تایوان) که عضویتش بعد از عضویت جمهوری خلق چین لغو شد، در سازمان ملل متحد عضو نیستند.
مقر سازمان ملل متحد در نیویورک است و کشورهای عضو و موسسات وابسته در طول هر سال با تشکیل جلسات منظم در مورد امور بینالمللی و امور اجرایی مربوط به آنها تصمیمگیری میکنند.
سازمان ملل در پایان جنگ جهانی دوم و از سوی کشورهای پیروز در آن جنگ شکل گرفت و سازمان و روال حاکم بر فعالیت آن نشان از شرایط جهانی بعد از جنگ دوم دارد. شورای امنیت قویترین نهاد سازمان ملل پنج عضو دائمی دارد که در تصمیمات این شورا حق وتو دارند.
تاریخچه
اصطلاح «ملل متحد» را نخست فرانکلین روزولت، رئیسجمهور آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم برای اشاره به متفقین بکار برد. اولین کاربرد رسمی این اصطلاح در بیانیه اول ژانویه ۱۹۴۲ ملل متحد بود که در آن متفقین از مفاد منشور آتلانتیک پشتیبانی کرده و اعلام کردهبودند که از صلح جداگانه با نیروهای محور خودداری خواهند کرد.
اندیشه ایجاد سازمان ملل متحد در کنفرانسهای مسکو، قاهره و تهران در سال ۱۹۴۳ دقیقتر شد. از اوت تا اکتبر ۱۹۴۴ نمایندگان آمریکا، شوروی، بریتانیا، فرانسه و جمهوری چین در کنفرانس دامبارتن اوکس در واشینگتن دی.سی، بر روی برنامههای تشکیل سازمان ملل کار کردند. بیشتر بحثهای این کنفرانس در مورد نقش اعضای سازمان و شرایط دعوت از آنها بود. سپس در آوریل ۱۹۴۵ در کنفرانس سان فرانسیسکو تکلیف حق وتو برای پنج عضو شورای امنیت تعیین شد. در نهایت در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ منشور ملل متحد به امضای ۵۰ کشور رسید و سازمان ملل متحد رسما تشکیل شد (لهستان در کنفرانس شرکت نداشت ولی جایی برای آن در نظر گرفته شد و بعدا منشور را امضا کرد.)
ساختمان مرکزی سازمان ملل در منهتن، نیویورک
عضویت در سازمان
در سال ۲۰۰۶، ۱۹۲ کشور عضو سازمان ملل بودهاند که تقرِِیبا همه کشورها را دربر میگیرد. از جمله کشورهای مهم و غیرعضو میتوان به جمهوری چین (تایوان) اشاره کرد که کرسی آن در سال ۱۹۷۱ به کشور جمهوری خلق چین داده شد. مجموعه حاکم بر شهر واتیکان نیز فقط عضو ناظر این سازمان است.
ستاد سازمان ملل
ساختمان ستاد فعلی سازمان در نیویورک و طی سالهای ۱۹۴۹ و ۱۹۵۰ درکنار ایست ریور بنا شدهاست. زمین این ملک را جونیور جان دی. راکفلر به قیمت ۵/۸ میلیون دلار خریداری کرد و فرزندش نلسون راکفلر را بعنوان مشاور عالی سازنده بنا در سال ۱۹۴۶ منصوب کرد و آنرا به سازمان ملل اهدا نمود.
گروهی از معماران بینالمللی طراحی آنرا انجام داده و تایید کردند که از جمله آنها میتوان به می کی بوزیر سوئیسی و اسکار نیمیر برزیلی و برخی از نمایندگان سایر کشورها اشاره کرد. رهبری این تیم معماری به عهده والاس هریسون بود. در مورد رهبری وی هنوز هم مناقشاتی وجود دارد. این ستاد به طور رسمی در ۱۹ ژانویه ۱۹۵۱ افتتاح گردید. در حالیکه مقر اصلی سازمان ملل در نیویورک واقع شده، نهادهای مهم وابسته به آن در لاهه، ژنو، وین، مونترال، کپنهاگ ، بن و رم دایر شدهاند.
دفاتر سازمان ملل از شخصیت حقوقی مجزایی برخوردار نیستند ولی از جهاتی برخی از استقلال دارند. مثلا بر اساس موافقت رسمی کشورهای میزبان، مدیریت پستی سازمان ملل متحد میتواند اقدام به چاپ تمبر برای مراسلات محلی نماید. از سال ۱۹۵۱ دفتر اصلی سازمان ملل، از سال ۱۹۶۹ دفتر ژنو، و از سال ۱۹۷۹ دفتر وین مجاز به چاپ تمبر برای خود شدهاند. همچنین سیستم ارتباط دور سازمان ملل نیز مستقل عمل میکند و هر یک از مقرهای ژنو، نیویورک و وین اینک به طور غیر رسمی در تلاش برای راه اندازی رادیوی مستقل سازمان ملل هستند.
به مرور زمان بنای اصلی رو به فرسودگی نهاده و بنا بر اِین مقرر شده طراحی ساختمان موقت جدیدی توسط فومی هلیکو ماکی در بین خیابانهای ۴۱ و ۴۲ در بزرگراه اول منهتن آغاز شود تا ساختمان فعلی گسترش یافته و ترمیم شود.
دفتر سازمان ملل متحد در ژنو مقر اروپایی این سازمان است. پیش از سال ۱۹۴۹ امور اروپایی سازمان در شهرهای مختلف مثل نیویورک و لندن انجام میگرفت.
امور مالی سازمان ملل
بودجه سازمان را کشورهای عضو بر اساس مشارکتهای داوطلبانه و برنامهریزی شده تامین میکنند. دبیرخانه سازمان ملل بر اساس ارزیابیهای موسسات مالی حرفهای بودجه ۲ سالانه سازمان را تعیین و سهم هر کشور را اعلام مینماید. طرح بودجه به مجمع عمومی ارائه میشود. مجمع عمومی بودجه را تصویب و به کشورها ابلاغ مینماید. معیار محاسبه سهم کشورها تولید ناخالص ملی هر کشور است. به این ترتیب سهم اصلی را در تامین بودجه سازمان کشورهای پرجمعیت و پیشرفته صنعتی دارند و کشورهای کوچک و جهان سومی بخش ناچیزی از هزینههای سازمان ملل را پرداخت میکنند.
مجمع سقف خاصی را برای پرداخت هر کشور در نظر گرفتهاست. در دسامبر سال ۲۰۰۰ در نظام تعیین بودجه تغییراتی حاصل شد و شرایط جهانی کشورها را هم در آن دخیل نمودند و سقف پرداخت بودجه از ۲۵ درصد به ۲۲ درصد کاهش دادند. ایالات متحده تنها کشوری است که مشمول این سقف پرداخت میشود که البته طبق برآوردها بالغ بر صدها میلیون دلار به سازمان ملل بدهکار است. طبق ارزیابیهای سال ۲۰۰۰ مهمترین کشورهای تامین کننده بودجه سازمان ملل برای سال ۲۰۰۱ عبارتند از : ژاپن (با ۶۳/۱۹ درصد)، آلمان با (۸۲/۹ درصد)، بریتانیا با (۵۷/۵ درصد)، ایتالیا با (۰۹/۵ درصد)، کانادا با (۵۷/۲ درصد)، اسپانیا با (۵۳/۲) درصد، و برزیل با (۳۹/۲) درصد. [۱]
بودجه برنامههای خاص سازمان ملل که در بودجه معمول در نظر گرفته نمیشوند (مثلا یونیسف یا صندوق توسعه انسانی ملل متحد از محل مشارکتهای داوطلبانه دولتها تامین میگردد. برخی از این کمکها به صورت اهدای محصولات کشاورزی به مردم قطحی زدهاست ولی عمدتاً کمکهای مالی هستند.
اهداف و فعالیتها
کنفرانسهای بین المللی
کشورهای عضو سازمان ملل و آژانسهای تخصصی آن به ارائه راهنماییها و اتخاذ تصمیماتی در جلسات سالانه و دورهای خود میپردازند. اداره کنندگان جلسات از مجمع عمومی، شورای اقتصادی و اجتماعی و شورای امنیت و حتی همتایان این مجامع در سایر نهادهای وابسته به سازمان ملل هستند. مثلا مجمع بهداشت جهانی و هیات اجرایی بر سازمان بهداشت جهانی نظارت میکنند.
وقتی مسئله مهمی بروز کند مجمع عمومی با برگزاری گردهمایی بین المللی توجه جهانیان را به آن جلب کرده و درباره نوع اقدام اجماع جهانی برای همکاری را بدست میآورد. از جمله این مسایل میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم :
-
کنفرانس سازمان ملل در مورد محیط زیست و توسعه)کنفرانس زمین) در ریودو ژانیرو برزیل در ژوئن ۱۹۹۲ که به تشکیل کمیسیون توسعه پایدار انجامید تا نتایج کار در دستور جلسه ۲۱ یا همان متن نهایی توافق بین دولتها در UNCEDرا پیگیری نماید.
-
کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه در قاهره مصر در سپتامبر ۱۹۹۴ که به تصویب برنامه عملکرد در جهت حل چالشهای روابط جمعیت و توسعه در ۲۰ سال آینده منجر شد.
-
کنفرانس چهارم جهانی زنان در پکن ، چین در سپتامبر ۱۹۹۵ که خواستار تسریع اجرای توافقنامههای تاریخی کنفرانس سوم جهانی زنان شد.
سالها و ایام بین المللی
سازمان ملل سالها را با نامهای بین المللی مشخص نموده و هماهنگیهایی را در این ارتباط انجام میدهد تا تمرکز جهانیان را معطوف مسایل مهم نماید. استفاده از نمادهای سازمان ملل که به صورت لوگو سال طراحی میشوند و استفاده از زیرساختارهای این سازمان برای هماهنگی در واکنش به موضوعات جهانی سبب میشوند تا رسیدگی به برخی مسایل مهم جای شتاب بیشتری بگیرد. از جمله این رویکردها میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
کنترل تسلیحات وخلع سلاح
منشور سازمان ملل در سال ۱۹۴۵ صراحتاً در پی نظام قانونمندی بود که اطمینان دهد بخش بسیار ناچیزی از درآمدها و منابع اقتصادی کشورهای جنگ زده صرف تولید تسلیحات نظامی میشود. ابداع سلاحهای هستهای چند هفته پس از امضای منشور و طرح موضوع کنترل تسلیحات و خلع سلاح واقع گردید. در واقع اولین قطعنامه سازمان ملل در اولین نشست مجمع عمومی در ۲۴ ژانویه ۱۹۴۶ با عنوان تاسیس کمیسیون ویژه کشف انرژی اتمی بود که خواستار ارائه راهکار جهت مقابله با توسعه سلاحهای هستهای و کلیه جنگافزارهای کشتار جمعی شد.
سازمان ملل جلسات متعددی را با هدف رسیدگی به موضوعات خلع سلاح چند جانبه ترتیب دادهاست. مهمترین آنها شامل کمیته اول مجمع عمومی و کمیسیون خلع سلاح میباشند. مسایل مورد نظر در این کمیسیونها بررسی معاهده منع آزمایش سلاحهای کشتار جمعی ،معاهده فضای بیرونی زمین ، معاهده منع تولیدسلاحهای شیمیایی، خلع سلاح هستهای و سلاحهای متعارف ، ایجاد مناطق عاری از سلاح هستهای ، کاهش بودجه نظامیکشورها و تقویت امنیت بین الملل بودند.
کنفرانس خلع سلاح در جامعه بین المللی برای مذاکره بر سر توافقات چند جانبه کنترل و خلع سلاح طراحی و اجرا شد. در این کنفرانس نمایندگان ۶۶ کشور از سراسر دنیا از جمله پنج کشور دارای سلاحهای هستهای یعنی (چین ، روسیه ، فرانسه ، انگلستان و آمریکا) حضور داشتند. این کنفرانس رسما زیر نظر سازمان ملل نبود ولی از آنجا که دبیر کل در آن حضور داشت به نوعی به سازمان ملل مرتبط گردید. دبیر کل سازمان ملل ریاست کنفرانس را نیز بر عهده داشت. قطعنامههای مجمع عمومی اغلب خواستار بررسی مسائل خلع سلاح بودند و کنفرانس نیز همه ساله گزارش تحقیقات خود را به مجمع ارائه میکرد.
سلام![]()
خیلی وقت بود نتونسته بودم باهاتون حرف بزنم....معذرت می خوام....قبل از هر چیز ممنونم از لطف و محبت همتون.....مرسی از اینکه دلگرمم می کنین.....با اینکه ازتون خواستم بیشتر تو وبلاگ نظر بدین ولی بازم اکثرا ایمل زدین.....می خواستم یه بحثی رو شروع کنم ولی یک سوء تفاهم هایی بوجود امده که فکر می کنم بایستی توضیح بدم....
.بنابراین این پست رو به این امر اختصاص می دم و بعد از اون در پست های آینده بر می گردیم به روال قبلیمون......باشه؟......پس شروع می کنم......![]()
اولین حرف و حدیث ها از پست ارنستو چگوارا شروع شد...بر خلاف صحبت های تعدادی از دوستان من کاملا با خط فکری و نظری و سیاسی دکتر چگوارا اشنایی دارم...
.گفته بودم که مطالعه سیاسیت و ادبیات و تاریخ و جغرافیای کشورهای آمریکای جنوبی و لاتین از سرگرمی های مورد علاقه ام هست....خیلی خوب می دونم که کدوم یک از روسای جمهور و مبارزان انقلابی این کشور ها ،عقاید چپی داشته و کدامیک کمونیست بوده و ......علت اصلی وبلاگ نویسی من یه جور دعوت به مطالعه و عمیق اندیشی بوده و هست....و سعی می کنم و خواهم کرد که بنا بر درخواست شما مطلب بگذارم.....بعضی وقتا می خوام دعوتتون کنم به شناسایی اشخاص.....چرا؟.....توضیح می دم ....چرا چگوارا رو انتخاب کردم....من خیلی از این مبارز خوندم....خیلی زیاد....بیشتر اینترنتی...ممنونم از اینکه تعدادی از شما به من انگ چپی بودن چسبوندین و در عین حال متاسف شدم که علی رغم سفارشاتم هنوز هم سطحی فکر می کنین...
.کسی که از سلمان رشدی می نویسه طرفدار خط سلمان رشدی نبوده و نیست.......کسی که درباره لنین می نویسه لزوما پیرو کمونیسم نیست..ببین مخاطبان وبلاگ من چند دسته هستن....اول اونایی که جدا از لطف های همیشگی و بعضا غیر متعارفشون ،اهل مطالعه مباحثه هستند....لطف می کنن و تو ایمل برام مفصل می نویسن و من هم استفاده می کنم و این کمک به بنیان خط فکریم می کنه.....از نظر من کسانی که بدنبال خط فکر ثابت هستند به همراه اون دارای باور و ایدئولوژی می شن و بندبال اون کاملا هدف خاصی رو دنبال می کنن....ممکنه این هدف از نظر بعضی ها جالب نیاد....فارغ از همه تعلقات مادی گرایی.....مثل خط فکری شهید چمران که تازه دارم کتاب هاشو می خونم.....
.ولی عقیده من اینه که برای اینکه دچار سردرگمی نشم و بتونم تو زندگیم یک خط فکری رو دنبال کنم....چون عقیده دارم هدف و کمال رو اندیشه می سازه...
.کافیه یه نگاهی به دور و بر بندازین.....چه سیاسیون....چه رهبران مختلف....و چه افراد دور و نزدیک و فامیل و غیر فامیل....همه ادعا می کنن که ما می دونیم و می فهمیم ولی کافیه یک اتفاق ساده بیافته....چنان حرفهای عجیب غریبی اتفاق میافته که نشون از عمق بی محتوایی این جماعتی می رسونه که معیار شناسایی افرادشون فقط بر اساس صفر های حساب بانکی هست...
.به عنوان بزرگتر به این جماعت که تعدادشون هم متاسفانه زیاده احترام می گذارم ولی به هیچ عنوان نمی تونم با افرادی که محتوا ندارن صحبت کنم....شاید فکر کنین برای گذران زندگی احتیاج به شوخی و صحبت های غیر از بحث های خدا شناسی و ... هست....اره عزیزم...هست....منم معلم اخلاق نیستم که بشینم تو یه جمع و بگم چون فلانی ها از خدا و پیغمبر و ...نمی گن پس بی محتوا هستن....نه عزیزم....به نظر من در همه چیز اعتدال لازمه....ولی برای منی که سعی می کنم آیندمو بسازم و دنبال خط فکری هستم معاشرت با جماعت خاله زنک افراطی سم هست.....
.من دنبال این نبودم و نیستم که همه رو بد نشون بدم و فقط کسانی که از من تعریف می کنن رو خوب جلوه بدم که اون هم مضحکه....صمیمیترین دوستان من در حال حاضر منتقدان صریح من حتی در نحوه راه رفتنم هستند.....ولی قبول کنین من حرکت رو به جلو رو دوست دارم...زندگی رو نه فدای آینده می کنم و نه غرق در گذشته می شم.....با حال حرکت می کنم و نیم نگاهی به آینده دارم....بنابراین فکر می کنم که همینجوری نمیشه گفت که سلمان رشدی بده و فلانی خوبه...برای اینکه نسل من همه اهل کتاب نیستن.....من سعی کردم اول این شخص رو معرفی کنم...بعد خط فکریشو....بعد دلایل خودم در رد این فرد و قصد داشتم در آینده دلایل حکم امام خمینی رو هم توضیح بدم ولی عجیب بود که دوستان با وجود توضیحات من مبنی بر اینکه من وابسته به هیچ فرقه ای غیر اسلامی نیستم انگ مرتجع بودن به من چسبوندن...![]()
![]()
.من برای اثبات حرفام ایمیلی به سایت دفتر رهبری زدم و از اونها سوال کردم و اونها در جواب من گفتن اگه اطلاع رسانی باشه اشکال نداره ولی اگه جانب دارانه باشه تحت پیگیری قرار می گیره...من هم مطلب های پست چگوارا و سلمان رشدی رو براشون فرستادم و تایید شد....پس دوستان عزیزم...باز هم خواهش می کنم عمیق تر فکر کنین....من هیچ کاری رو بدون دلیل و بدون هدف انجام نمی دم...مثلا اگه از سوفیا لورن گفتم نخواستم وبلاگم با عکساش قشنگ شه و امار بازدید وبلاگمو بالا تر ببرم ....من خواستم درست فیلم دیدن رو بهتون اموزش بدم....متاسفانه امروزه همه برای فروش بیشتر فیلم هاشون در تیزر هاشون و حتی در تبلیغات سایت هاشون از مطالبی مانند :پشت صحنه های بی سانسور از هدیه تهرانی....عکس های گلشیفته فراهانی در آغوش دی کاپریو....
.و ....استفاده می کنن...این فاجعه هست که سکس رو بدین شکل به یک الگو تبدیل کنیم....چند روز پیش دیدم سایتی تبلیغ کرده بود مجموعه کاملی از فیلم های سکسی جنیفر لوپز و در توضیحات اون هم کلیه جزئیات رو توضیح داده بود!!!!!!! من هدفم این بود که شما رو دعوت کنم با دیدن فیلم های سوفیا لورن و درک این مورد که سکس در قدیم به فراوانی الان نبود یک هنرپیشه ایتالیایی متهم با طرفداری از فاشیسم چجوری از زبان انگلیسی استفاده می کنه و خودشو می کشونه بالا....بهتره سناریوی فیلم هاشو از اینترنت بگیرین....نگران نباشین....ایتالیایی نیست همه انگلیسی هست.....و بعد بیینین چجوری می شه که فیلم السید رو به این زیبایی می سازن و ما در ساختن سریال حضرت یوسف فقط تکیه می کنیم به متن ها و دیالوگ ها....شاید نبود امکانات رو بهونه کنید ولی عزیزم صنعت سینما الان به سمت جلوه های ویژه و هزینه های گزاف کشیده شده....در گذشته بیشتر اتکا به فن بیان بوده....اتکا به نوع بازی بوده....سکس بود ولی افراط نبود....در ایران چند نفر هنرپیشه مرد داریم که اینجور باشند....در میان زنده ها واقعا بعد از پرویز پرستویی ها ،عزت الله انتظامی ها،رضا کیانیان ه
ا.....چه کسی داریم.....یه نگاه به سر در سینما ها بندازین.....هنرپیشه نما هایی مثل محمد رضا گلزار....نیوشا ضیغمی.....الناز شاکر دوست.....و .....اشتباه نکنین....من با کسی مشکل ندارم....می خوام بگم حتی انقدر بی مسئولیت هستن هنرپیشه ها که علی رغم بی محتوا بودن فیلم ها حتی حاظر به اجرای نقش متفاوت هم نیستند.....این همون حکایت حرف اول من هست که گفتم برای همه افراد فامیل و غیر فامیل احترام قایلم ولی نمی تونمم حضمشون کنم....کسی که بازی مهتاب نصیر پور رو در بنام پدر دیده باشه هیچ وقت جذب الناز شاکر دوست نمی شه.....شاید فکر کنین برای گذران وقته....ما با شخص کار نداریم....منم در ظاهر ندارم...تا دلتون هم بخواد به اجبار فیلم های چیپ دیدم...
.گاهی وقتا دیدن این فیلم ها برای تقویت خط فکری خیلی خوبه...ولی نه همیشه.....به من گفتن گلزار در فیلم اتش بس غوغا کرده...
.ببینین.....واقعیت بازی در فیلم کمدی ،کمدین بودن هست یا حداقل تلاش برای خلق فضای فانتزی و شادی اور......من چیزی در فیلم آتش بس ندیدم.....بعد گفتند که شاهکار گلزار گریه ای بود که اخر فیلم انجام شد......گریه در پایان یک فیلم کمدی که پیام هم نداره شاهکاره...؟بیخیال ...اینجا نیومدم که نقد فیلم کنم.....خلاصه حرفام خواستم دست از فردین بازی و پیروی کردن خط فکری فردینی بردارین....اگه برای گذران روز و دور هم بودن گاهی فیلم می بینین خوبه ولی اینکه جذب ستاره ها بشین خیلی خطرناکه.....البته این نظر منه و حکم نیست...من مستبد نیستم فقط رو هوا هر چیزیو قبول نمی کنم به این بهونه که بابا مگه چند روز زنده ایم بذار حال کنیم...
.متاسفانه جهل مرکب همیشه در نزدیک ماست و ما یا ساده نگاه می کنیم.....یا اصلا نگاه نمی کنیم.....صحبت من با اهل تفکر بوده وگرنه کسانی که تعقل رو به سخره می گیرن که حتی لایق صحبتم نیستند.....
و اما نظر خواهی من![]()
مرسی از ایمیل ها میسج ها و نظریات متفاوتتون.....ممنونم....شاید باید کمی صبر می کردم تا پیام ها تموم می شد چون هنوز هم میاد.....من خیلی سریع می گم....نظریات جالبی بود....اونچه که بیشتر برداشت کردم صداقت غرور و عاطفه بود...
.خوشحالم که تا حدودی تونستم خودمو بشناسونم...
.در این بین نظر شیلا
خیلی به دلم نشست....اونجا که منو دعوت به رعایت اعتدال در غرور کرد.....و همچنین نظر صدف و اناهیتای عزیز که به من گوشزذ کردن کسانی که بازی با کلمات رو نمی دونن الزاما بی شعور نیستن و فاقد حرف....عزیزای گلم....منم جسارت نکردم....
.من اعتقاد دارم نمی تونی تا اخر عمر بگی من بلد نیستم چی بگم....اونم تو سال 2008 ...خنده دار تر اینه که بعضی ها میگن ما اهل حرف نیستیمو و منو متهم به زیاده گویی و خیال بافی می کنن.....عزیزای دلم.....منظور من از حرف کلامه.....همونطور که منظور من از عشق هم موردی فراتر از حد تصور کوچیک تو هست....فرق کلام با حرف در اینه که پشت هر کلام یک باور و اندیشه هست..
.ولی پشت هر حرف هیچی نیست...هیچی...برای همین بعد از اکثر دعواهای خاله زنکی مثلا طلاق میبینین هیچی نیست.....وقتی کسی با تو از عشق حرف می زنه ،پشتوانه اش تفکر شریعتی و دورتراز ان، نثر صریح قرآن کریم هست و این هیچ وقت نمی تونه رد بشه......خوب...پس
حرفای این جماعت مثل اینه که تو این زمونه بیان بگن ما کامیوتر بلد نیستیم....خوب این خیلی خوبه که ضعفتو فهمیدی و می گی....ولی قراره تا کی معلق باشی..
.تازه مضحک تر هم اینه که خیلیا در جهت پز دادن اینکه چی بلدیم و همچنین به موازات راحت طلبی خودشون ،اپراتوری یاد می گیرن و فکر می کنن نیاز به کامپیوتر یعنی همین که از عهده خودت بر بیای..
.حالا در پست های آینده حتما مفصل توضیح می دم..
.نشد که باهاتون درد و دل کنم و تشکر ویژه از همه اونایی که به من لطف داشتن.....چه با انتقاداشون و چه با ابراز عشق های غریب و نه عجیبشون.....اهان...یکی پرسیده بود چرا می گم غریب و نه عجیب.....به اسم خانوم ف.شادمانیان اگه اشتباه نکرده باشم...عزیزم می گم نه عجیب برای اینکه بار اولم نیست که می شنوم و گفتم غریب به معنای ناشناخته.....
حرفهای من در جهت لگد مال کردن غرور کسی نیست.....
کسانی که منو میشناسن می دونن که شماره یک اصول اخلاقی من رعایت ادب و سن و ساله......اگه بعضی حرفام بوی تندی می ده عزیزم فکر کنم سرما خوردی...ولی جدای شوخی این یه بحثه نه دعوا و جدل....اصل اول در مباحثه .....رک گفتن مواردی هست که بر اونها اعتقاد داری نه اینکه تو خیالتن.....پس عمیقا برای جماعتی که کج فکر می کنن متاسفم...
.هر چند نگاه دیگری به لحاظ فکری و اخلاقی بهشون داشتم ولی متاسفانه خیلی زود وارد لیست سیاهم شدن.....
.بحث رنجیدن نیست....از موجودات(نه انسان که شان انسان انقدر بالاست که روزگاری پیغمبر بوده و به قول استاد:رسد آدمی به حایی که به جز خدا مبیمد) سطحی سبک واقعا بدم میاد..
.هرچند بدلیل رعایت اصل ادب مجبور به تحمل هستم.....این اجبار از طرف کسی نیست...از طرف یک اندیشه هست...
.اندیشه اشخاصی مثل استاد دکتر شریعتی که همه حتی مخالفان تنگ نظرشو تحمل می کرد...البته راه درازی برای رعایت کامل این اصل در پیش دارم....ولی خوشحالم که خدا رو دارم و کمکم می کنه که سریعتر از قبل به آینده فکر کنم.....![]()
مرسی ازینکه حوصله کردین......من خیلی خوشحالم که دوستانی منتقد مثل شما دارم و این کمک میکنه که بهتر خودمو بشناسم و سریعتر اصلاح کنم....برای این پست نظر خواهی رو حذف کردم...
.پست آیده می بینمت...حتما و خیلی زود...خدا رو شکر همه کارها رو رواله.....خدا رو هزار مرتبه شکر......
مثل همیشه آرزو مند آرزوهاتونم.....![]()
برام دعا کنین![]()
علی




