تبليغاتX
بسوی فرداهای روشن

بسوی فرداهای روشن

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
من علی فدایی....بخش سوم

سلام...اول از همه معذرت می خوام بابت تاخیرم که به خاطر بی نظمی های رایج در تمامی سیستم های اداری مملکتمونه....مطابق همیشه از همه دوستان مهربون و عزیزی که لطف کردن و نظر و ایمل و مسیج دادن ممنونم ....خیلی خیلی محبت دارین...ممنونم از مهسا و ماندانای عزیز....بابت مسیج های قشنگشون.....شما لطف دارین و منم خوشحالم که مورد توجه شما هستم....مرسی از شیلای عزیزم.....خانوم دکتر  مهربون من که از روز اول آشناییمون لطف داشته و داره.....من خیلی خوشحالم  که تونستم کمکت کنم و منتظر خبرهای خوب از موفقیت های آیندت هستم...ممنونم از فرشاد عزیز که امیدوارم امسال تخصص قبول بشه طبق قولی که بهم داده و خوشحالم که برادری مهربون و منتقد مثل تو دارم....ممنونم از سپیده عزیز.....بابات همه لطفی که بمن داشته و داره.....منم تو و سایه و مادر مهربونتونو دوست دارم...امیدوارم بتونم جبران همه خوبیهاتونو بکنم....گفته بودی مادر مشغول خوندن کتاب های دکتر شریعتی هستن.....عزیزم...کتابای دکتر شریعتی رمان نیستن که برای سرگرمی بخونی....برای همینه که خودتم فهمیدی زیاد کشش نداری...چون دکتر سبک نمی نوشتن....عزیزم امثال دکتر شریعتی و استاد مطهری  کتابهاشون بیشتر برای ذهن های کنجکاو و جستجو گر هست......برای پاسخ به سوالاتتون باید رجع کنین ...واضحه کسی که کتاب کویر رو می خونه برای اینکه ببینه چیه که بعد به همه بگه من کویر رو خوندم هیچی ازش نمی فهمه......ولی همین میل به خوندن و پرسیدن خودش قدم مثبتی هست عزیزم.....ممنونم از پارمیس عزیزم.....همیشه به فکرتم...مرسی از عکسای قشنگت.....مثل همیشه زیبا شدی ...امیدوارم همیشه زیبا بمونی و زیبا فکر کنی...من همه کارهایی که گفته بودی لازمه انجام دادم....برای گرین کارت هم زحمت پیگیریش به عهده تو....چون اینجا خیلی شایعه هست که این مراکز اینترنتی کارشون کلاه برداریه...من شماره ثبت اطلاعاتم رو برات فرستادم....می خوام بدونم اگه اینایی که دادم ثبت نشده تو مهلت باقیمونده برات بفرستم که رجیسترش با تو باشه...از پدر هم برای شعر زیبایی که برام فرستادن تشکر کن....همیشه همراهم هست......خوشحالم که عزیزانی مثل شما دارم......دوستون دارم و ممنونتونم......ممنونم از اناهیتای عزیز....راست میگی...ماهیو هر وقت از آب بگیری تازه است....به شرط اینکه ماهی بگیری نه لجن،به شرط اینکه از آب بگیری نه فاضلاب و به شرط اینکه خودت بگیری نه برات بگیرن...من هر سوالی که داشته باشی در خدمتم...یه سری تقاضاهای غیر متعارف داشتی که از دستت ناراحت نمی شم چون منو نمی شناسی ولی لطف کن پروفایل کلوپ که لینکشو تو وبلاگم گذاشتم و نوشته های قبلی منو بخون....بازم ممنونم از عکسایی که فرستادی...من به عشق زمینی هیچ اعتقادی ندارم.....اینجور که از خودت نوشته بودی فکر کنم لازمه اول کتاب دنیای سوفی رو بخونی.....به نظرم مشکل اصلی تو بر خلاف گفته هات ،عدم اعتقاد به خدا و ...نیست....تو کم مطالعه کردی و جواب سوالاتتو در مقیاس فهم و سواد خودت می سنجی عزیزم.....درمان افرادی مثل تو فقط با خوندن ملایم فلسفه هست....به شرطه اینکه غرق نشی....این کتاب دنیای سوفی مفاهیم فلسفه رو خیلی ملایم توضیح داده.....                                                                                      

خیلی خیلی ممنونم از خانوم ها ش.ه ، ه. الف ،م،ق و ....مرسی از لطفتون....من زیاد تو فکر فرانسه نیستم....خیلی  کشورشودوست دارم..خیلی زبانشو دوست دارم ولی خوب یادگرفتنش وقت گیر هست...مطمئنا به عنوان زبان دوم پیگیرش خواهم بود...ولی الان نه......خانوم فاطیما از رم......مرسی از لطفتون...منم واقعا ایتالیا رو دوست دارم...خیلی دلم می خواد در اولین فرصت شهر های فلورانس،میلان،رم و البته ونیز که جز برنامه های اصلیم هست رو ببینم.....مرسی از اظهار محبتتون که خیلی برام عجیب ولی قابل احترام هست.....من الان وقت آزاد اونطور که بتونم مسافرت برم رو ندارم ولی به زودی.....حتما...ممنونم،.آدرستونم به دستم رسید....مرسی.....باز هم ممنونم از آیدای عزیز...خانوم دکتر خوشگل من....خودش می دونه که خیلی دوسش دارم و چقدر (بر خلاف ظاهرم) بهش تعصب دارم....همیشه تو هر شرایطی مثل یک خواهر بزرگتر،یه مشاور و یه سنگ صبور واقعی بوده.....آیدا جون....خوشگلم....هیچ کس به اندازه تو برام  با ارزش ُقابل اطمینان و محرم نیست...امیدوارم روز به روز بالا رفتنتو ببینم و می دونی که همیشه می تونی رو من حساب کنی..... بدون کسانی که من قلبا دوسشون دارم به اندازه انگشتان یک دست هم نیست....لیاقت خیلی بالاتر اینها رو دارن...برای همین برای آیندشون و بهتر شدنشون خیلی وسواس دارم و خیلی نگرانم...                                                           

                 دوست دارم آیدا .....                                                             

خوب...تو عمرم انقدر از همه تشکر نکرده بودم.....اگه کرده بودم تا حالا وزیر شده بودم.....یادته تو بخش دوم گفتم این گفته که اول ازدواج کنین بعد عاشق شین و یا اصلا عاشق نشین که عشق های آتشین همیشه سرد می شن از پایه غلطه...حالا یک مقدار از این باب صحبت می کنم و یکم از خودم می گم و ان شا الله برنامه های اینده رو دوباره بصورت شخصی-اطلاع رسانی  دنبال می کنم......                                                       

خوب....شروع می کنیم.....ببین می دونی عرف چیه؟......عرف یه جور تعبیر شخصی از شرایط فرهنگی،سیاسی،اجتماعی و .....جامعه هست.....عرف یه نظریه هست ...فرضیه و قانون نیست...فرضیه از اسمش معلومه که فرضه و حکم نیست.....اگه براش دلیل باشه و مصداق عینی می شه نظریه....و اگه در تمام امور اثبات باشه می شه قانون.....سنگین گفتم؟....بذار یه جور دیگه بگم.....ببین....یه زمانی در ایران می گفتن زنا باید تو خونه بمونن ...به بچه برسن...به شوهر و ....رو حرف شوهر حرف نزنن......این فرضیه بوده که تمکین کردن از شوهر در هر شرایطی جواب مثبت می ده...بعد دیدن آمار طلاق هم در گذشته خیلی خیلی پایین بوده...پس مصداق عینی و اثباتی هم براش پیدا کردن......چرا که هیچ زنی از اینکه شوهرش نذاره که  پنجشنبه ها بره با دوستای زنش شام بخوره،ازش طلاق نمی خواسته......پس این نظریه ظاهرا خیلی موفقم بوده......و می تونسته تبدیل به یک عرف بشه....عرفی که اون زمان بوده...اصلی که تو آن زمان بوده:.تمکین بی چون و چرای زن از شوهر و به همین ترتیب چسبیدن مرد به زندگی و کارش تحت هر شرایطی بوده.....این عرف بوده.....قدیمیا می گن که ما تجربه داریم...زن باید صبور باشه و ....هر چند این گفتشون درسته ولی دلیلش غلطه و این باعث میشه اولین سوالی که تو ذهن یه دختر بیاد این باشه که تا کی....مگه مردا چی بیشتر دارن....یه سریال ماه رمضون نشون داد...داداشیو خواهر برادراش.....نسل ما وقتی این فیلمو می دید می خندید که مگه هنوز خونه حوض دار،آب خوردن تو کاسه،سمنو پزون،صورت شستن با آب حوض،دختر همیشه منتظر شوهر،مرد خشن و .....وجود داره.؟...چرا؟......مگه ایینا اون موقع جواب نداده...مگه نه اینکه آمار طلاق پایین بوده......پس چرا به این سرعت اکثر نظریه های قدیم(موسوم به تجربه) به این سرعت باطل اعلام شدن.....جوری که وقتی می خوایم بریم مهمونی....پدر به پسر میگه  قحطی شوهره....خودتو محکم و بی اعتنا نشون بده...دخترا التماست می کنن.....به دخترم می گن سنگین باش،پسرا حالشونو با دختر لوند می کنن ولی زن عاقل می گیرن..استنادشونم به تجربه هایی مثل موارد بالاست که ما یه چی می دونیم...بعد پسر می ره تو مهمونی....همون کارا رو می کنی بعد می گه من همه کارای پدرمو کردم ولی هیچ دختری طرف من نیومد....کجا قحطی شوهره.....؟...همه دوست دختر داشتن فقط من تنها موندم....دختر هم میگه همه هم سن و سالای من که از من پایین تر بودنو یه چیزیشونم میشد شوهر کردن و من عاقل با وقار خانوم موندم تو خونه......(دارم سعی می کنم خیلی عامیانه و ساده بگم که بفهمی...باور کن ازین ساده تر نمی تونم بگم).....این باعث میشه در طی یک زمان، پسر و دختر با یک رویه که ناشی از شکست در رویه قبلی و تلاش برای فرار از تنهایی و ....(که حتما بعدا میگم)  زندگی کنن و چون بدون مطالعه بوده به سرعت شکست می خوره.......                                                               

چرا این حرف ها رو زدم؟......این مثال رو زدم که بگم عرف رو خودمون بوجود میاریم....عرف یک نظریه هست....اصل نیست.....اینکه اول ازدواج کنین بعد عاشق شین یا عبارت های مضحکی مثل اینکه سعی کنین  عاشق بکنین ولی عاشق نشین ...مگه اینهمه ادم که زنده هستند و زندگی می کنن همه عاشقند و فلانی که این همه همدیگرو دوست داشن جدا شدن یک نظریه است......من جواب موارد بالا و اینکه چرا این جماعت جاهل از این همه حس بچه گونه و افزایش فعالیت های هورمونی و ضعف در مسایل عاطفی و ..(که حتما توضیح خواهم داد) را با باور(نه فقط کلمه) عشق اشتباه می گیرن رو قبلا دادم و باز هم خواهم نوشت..مرادم اینه که از نظر من البته تنها راه رسیدن به خوشبختی باور خوشبختی هست.....من خوشبختی رو نه در رد کردن سنت ها و عرف ها می دونم و نه در سنتی شدن...من چشم باز رو توصیه می کنم......علت رد نظریه فوق کاملا معلومه....چرا که الان تو نسل ما جواب نمی ده یا کمتر می ده...من قبلا هم گفتم میشه گفت حالا کی از عشق حرف زد...حوصله داری....هزارتا بدبختی هست حالا با یه بچه بیام تمرین عاشق شدن هم بکنم....من جواب این موارد رو تو پست های قبلی دادم.....ولی همیشه می گم مراد من از این حرفها بهتر زندگی کردن و به کمال رسیدن هست...من از دختران ترسو که حاضر به پذیرفتن تغیرات نیستن...از پسرانی که تو جهنم بی اطلاعی گیر کردن همیشه بدم اومده و میاد.....من به قدرت عشق و مرام عاشقی ایمان دارم....سختی زیاد داره ولی  خواهی دید که می ارزه.....ببین می خوام بحثمو جمع کنم.....نظر من این هست....تو خدا رو دوست داری....می خوای خیلی فوری بهش برسی....می خوای یه دفعه شروع کنی ولی ناگهان به خودت میگی ای بابا اینهمه بنده خوب...قبل از من کار کردن...من تا بیام خودم خوب شم که هزار سال طول می کشه و .....و برمی گردی به نظر اولت...تو این موارد من جای تو باشم مطالعه می کنم تلاش می کنم اول خدا رو بشناسم....این شناخت مطمئنن علاقه و نه عشق رو در بر می گیره...خواهد گرفت.....حالا تلاشم رو می کنم که خدا به من مثل بنده های خوبش توجه کنه....اگه نکرد هم جا نمی زنم.....از راه دیگه ادامه می دم چون با چشم باز تشخیص دادم که اون همه چیزه....نعوذ بالله اصلا منظورم این نبود که خدا فرق می ذاره.....نه....خواستم بالاترین مثال رو درباره بهترین معبود بزنم....حالا بیا تو بحث خودم.....تو دختر یا پسری رو میبینی.....در نگاه اول به دلت میشینه....اول مطالعه می کنی راجع به روانشناسی رفتار و کردار یک پسر یا دختر خوب....بعد بررسی می کنی چقدر مطابق مطالعتت(و البته توقعات منطقی مطابق با اوضاع و احوال حال جامعه) هست...اگه نبود که هیچی....چراکه زندگی و حتی دوستی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود....تولد بچه همیشه زیباست و باید بمونه نه زمان به دنیا اومدن......شب ازدواج آغاز و تولد عشق هست...پس نباید فقط سی دی بشه.....بگذریم....اگه مطالعه کردی و دیدی متناسبه حالا سعی می کنی به اون نزدیک شی...نه با شماره دادن!!!!نه با سیریش شدن...نه با مسیج بارون کردن و زبون ریختن...هرچند متاسفانه امروزه خیلی خوب جواب می ده و خوشبختانه زود هم تموم می شه و باز هم بدبختانه کسی درس عبرت نمی گیره......داشتم می گفتم.....باید اینطور فکر کنی که اینی که من دیدم و تا حدودی(نه دیگه عین توقعت...چون به هر حال هم تو باید از توقعاتت یکم عدول کنی هم اون)،تا حدودی اونی که من می خوام پس حتما آدم خاصیه و راهی که می ره درسته.....پس دنبال اون راه می رم....با چشم باز....مطئنن علاقه و ارتباط بوجود میاد......مثلا می گم، مگه میشه تو با یه کسی(نه هر کس مثل بالا) راجع به یه موضوعی بحث کنید (نه جدل و دعوا) و علاقه بوجود نیاد..؟....علاقه...نه عشق....اگه حالا یاد گرفتی......بابا علاقه یعنی یه حس دو طرفه....افتاد؟....شوخی می کنم جدی نگیر...من از تحقیر دیگرون اصلا خوشم نمیاد..... این رابطه ادامه پیدا می کنه و آرام آرام ریشه می دونه.....مثل یک رودی که تنها می گذره...بعد شاخه رود دیگه بهش می رسه....قاعدتا باید رودی پرتوانی باشه که تونسته مثل تو مسیر رو خوب بیاد...کمااینکه بچه رود های زیادی مسیر رو اشتباه اومدن و خشک و نابود شدن(می گیری که چی میگم...برو تو جامعه خودمون)...رسیدن تو به رود دیگه نتیجه تلاش و به اصطلاح مطالعه تو بوده.....پس داری به کمال نزدیک می شی.....کمال ،دریای زیبا هست که در جلوی روی شماست....حالا فکر کن یه اتفاقی بیافته.....کسی جلوی رود تو سد بذاره......رود تو به طور ناگهانی مسیرشو عوض کنه......مشخصا اولش سرعت تو کم میشه....ولی بالاخره به دریایی میرسی که پر از رودهایی مثل تو و با خط فکری تو هست......به نظر خودت اونوقط چیزی رو از دست دادی؟....نه.....معلومه که نه....حالا این مثال ساده رو بیار او رابطه های خودت.....حتما متوجه شدی چی میگم عزیزم.....                                                     

باز هم میام پیشتون....چند روز دیگه....من عقاید خاص خودم رو دارم...ادعا نمی کنم...هیچ وقت ادعا نکردم که همه چیز رو می دونم و کامل هستم ولی سخت گیرم بر خلاف ظاهرم.....چون بیخودی بخشی از عمرمو(رفاقت و عشق ظاهری) هدر دادم....کم بود ولی به هر حال عمر بود.......برای همین هر کسی رو تو حریم خودم راه نمی دم.....مطئنا این رویه من به مذاق خیلیا  جالب و شرین !نمیاد...چه بسا ،بچه گونه و ناشیانه توصیه به اصلاح من هم بکنن.....ولی این فقط دیوار بین من و این جماعت جاهل و سطحی نگر زنده به حال،رو بلند تر و قطور تر می کنه...من خوشجالم که کسانی رو دارم چه اینترنتی و غیره که منتقد و دلسوز و راهنمای من هستند....این کمکم می کنه به هدفم برسم.....جواب غرض ورزان رو دیگه نمی دم...هرچند که یه زمانی قسمت اعظم اعصاب و احساسمو صرف این موارد خال زنکی کردم.....به این نتیجه رسیدم این جماعت اصلاح نمی شن.....بنابراین  وقتم و احساسم و عشقم رو صرف کسانی  می کنم که استعداد و لیافتشو دارن....                                                    

متاسفانه یه مرود دیگه هم اشتباه کردم که خدا رو شکر قبل از اینکه اتفاقی بیافته ،خودشو نشون داد....این هم از لطف خداست......بنابراین  با کسی هستم که دوسش دارم قلبا و می دونم ندونستن اون از بی تجربگیشه نه از طینتش...منظور م شخص خاصی نیست......کمکش می کنم که اون هم بالا تر بیاد و بیاد  تو راه رسیدن به دریا....

مرسی از اینکه حوصله کردین.....ممنونم....سعی می کنم بازم بیام.....خیلی زود....علت اینکه از نظریاتم گفتم به خاطر خواست خودتون بود ولی فکر کنم زیادیش کلیشه می شه و باید یه تنوعی بهش بدم....پس ازین به بعد هم از خودم می گم هم اطلاع رسانی می کنم.....                                                                  .

دوستون دارم....برام دعا کنین....                                                                    

آرزومند آرزوهاتون                                                                              

علی                                                                                          

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
عصبانیم.....بهتر شدم ولی هنوز عصبانیم

سلام...شدیدا عصبانیم....بعد از مدت ها اومدم بخش سوم علی فدایی رو بنویسم....حدود ۱۲۰ خط نوشتم به جای اینکه  ثبت وبلاگ بزنم پاکش کردم...انقدر عصبانی شدم  که حالم از خودم به هم خورد.....ولی بی خیال ....برای اینکه آرامش بگیرم یه آهنگ از خواننده مورد علاقم ....سلین دیون رو گذاشتم.....براتون از اون می گم...منو ببخشین که با هاتون حرف نمی زنم و تشکر نمی کنم....چون شدیدا صداشو دوست دارم...دراز کشیدم و دارم گوش می دم...پس یه معذرت خواهی طلب همه و امیدوارم خوشتون بیاد...کارتون دیو و دلبر رو که حتما یادتون هست...می دونستین که یکی از زیبا ترین کارهای سلین هست...؟.مطمئن باشین در اولین فرصت و خیلی زود  پست اصلیم که درباره خودم هست رو براتون می ذارم...بازم ازتون معذرت می خوام...میبینمتون...خیلی زود....دوستون دارم...

علی

 

Celine Dion

سلین دیون

سلین دیون در ۳۰ مارس سال ۱۹۶۸ دیده به جهان گشود.او که کوچکترین عضو خانواده ۱۶ نفری دیون ها بود.درروستای کوچک شارلمان واقع در سواحل شمالی رودخانه سنت لورنس در شرق مونترال کانادا در خانواده ای روستایی و البته اهل هنر بزرگ شد.نام او برگرفته از ترانه ای به نام سلین بود که مادرش در زمان بارداری او به آن بسیار علاقه مند بود و همیشه آن را می خواند.

   او بهمراه دیگر خواهران و برادرانش در کافه ای که متعلق به والدینش بود کار می کرد و سلین کوچولو در همین کافه برای مشتریان کنسرت اجرا می کرد.پدر او نوازنده آکاردئون بود و مادرش نیز نوازنده ویلن و بچه های این خانواده در فضایی آکنده از موسیقی به رشد و شکوفایی استعدادهای خود در این زمینه مشغول بودند.شاید اولین باری که سلین چشم حاضرین را به خود خیره کرد در مراسم جشن عروسی برادرش،میشل بود که ترانه ای را خواند و مورد تشویق حاضرین قرار گرفت.

 

 

    وی در حالیکه ۱۲ سال داشت(یعنی در سال ۱۹۸۰)با کمک مادرش ترانه ای را با نام ?آن تنها یک رویا بود?را بر روی نواری از رمو خواننده معروف فرانسوی ضبط کرد و آن نوار را به آدرسی که پشت آن نوار بود،فرستاد؛ آدرس متعلق به ?رنه آنژیل?بود، کسی که در سالهای بعد همسر سلین شد.رنه بعد از شنیدن آن آهنگ از سلین که نوجوانی ترکه ای و لاغر اندام بود دعوت بعمل آورد تا این آهنگ را بطور زنده در دفتر او اجرا کند.هنگامی که سلین این آهنگ را زنده اجرا کرد،رنه آنچنان تحت تاثیر قرار گرفت که در حضور سلین گریه کرد.همین امر باعث شد رنه که شخصی معروف در ایالت کِبک بشمار می رفت برای تولید دو آلبوم که ?صدای خدا?و?سلین سرود کریسمس می خواند?به تکاپو بیفتد و زمینه را برای تولید اولین آلبومهای سلین فراهم کند.این امر آنچنان ذهن رنه را به خود مشغول کرد که او برای تولید این دو آلبوم،خانه خود را به رهن گذاشت تا هزینه تولید این دو آلبوم فراهم شود.

   سلین در بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ چندین آلبوم را انتشار داد که تمامی آنها به زبان مادری او یعنی فرانسوی بودند و ابته برنده چندین جایزه نه چندان مهم شدند.

   اما در سال ۱۹۹۰ او اولین آلبوم انگلیسی خود را تولید کرد که تفاهم نام داشت.این آلبوم فروش خوبی کرد و رکوردی را در کانادا بر جای گذاشت،چرا که این آلبوم به فروش ۰۰۰/۶۰۰ نسخه ای در کانادا رسید و البته ۰۰۰/۲۰۰ نسخه نیز در دیگر کشورها فروش کرد و این موفقیتی بزرگ برای او بود، زیرا به اولین رکورد طلایی خود که بیش از ۰۰۰/۵۰۰نسخه بود،رسید.

   در سال ۱۹۹۱ با ?استیون اسپیلبرگ?، کارگردان سرشناس آمریکایی بر سر خواندن ترانه ای برای فیلم او وارد مذاکره شد، اما این آهنگ هرگز توسط او خوانده نشد و خواننده دیگری آن را خواند ولی این زمینه ای رابرای اجرای آهنگ کارتون ?دیو و دلبر? ساخت ?والت دیزنی? شد،او این آهنگ را در مراسم اسکار با ?پابلو برایسون? به اجرا گذاشت و موفق شد در روز تولد ۲۴ سالگی اش جایزه اسکار را از آن خود کند. در اکتبرهمین سال،کنسرتی بسیار باشکوه در شهر تورنتو و در حضور زوج جنجال برانگیز دربار انگلیس یعنی ?پرنس چارلز? و ?پرنس دایانا? به اجرا گذاشت و مورد تشویق و لطف آنها قرار گرفت.

   در ۳۱ مارس ۱۹۹۲ شروع به تولید دومین آلبوم انگلیسی خود با نام ?سلین دیون? کرد و با انتشار این آلبوم موفق شد،دومین رکورد طلایی خود را بدست آورد.بعد تز این آلبوم کنسرتهای مختلفی در اروپا،استرالیا،آسیا و آمریکا برگزار کرد که مهمترین آنها کنسرتی بود که در حمایت از کودکان مبتلا به ایدز در لس آنجلس برگزار کرد و آن را ?برای کودکانمان? نام نهاد تا عواید حاصل از این کنسرت را به کودکان تعلق دهد.

 

 

   از دیگر کنسرتهای او می توان به کنسرتی که در جشن ?جوان? آمریکا در حضور ?بیل کلینتون?،رئیس جمهور وقت آمریکا و همسرش ملاری کلینتون به اجرا گذاشت و با آهنگ ?عشق کوهها را تکان می دهد? بر بانوی شماره یک آمریکا تاثیر بسیار گذاشت و او برای این آهنگ از سلین دیو تشکر و قدردانی بسیار با شکوهی به عمل آورد.

   خانم سلین در سال ۱۹۹۳ آلبوم ?رنگ عشق من? را وارد بازار کرد.این آلبوم نیز فروش بالای داشت و سروصدای زیادی بر پا کرد بخصوص آهنگ ?قدرت عشق? که تا چهار هفته در صدر جدول بهترین آهنگها در اکثر کشور بود.این آلبوم نه تنها در آمریکا و اروپا پر سروصدا بود ،بلکه در آسیا بخصوص،ژاپن به فروش بالایی دست یافت.این آلبوم بالغ بر ۰۰۰/۰۰۰/۱ نسخه در کانادا فروش کرد و این رکوردی الماسین برای او بشمار می رفت،زیرا اولین خواننده کِبک بود که به چنین فروشی رسیده بود.بزرگترین رویداد زندگی او در ۱۷ دسامبر ۱۹۹۴ روی داد،چرا که او با رنه آنژیل که از کودکی او را میشناخت و ۲۶ سال از او بزگتر بود(رنه آنژیل ۲۶ سال از خانم سلین بزگتر بود) در مونترال ازدواج کرد.این یکی از ازدواجهای بزگ در کانادا بود.

   در سال ۱۹۹۵ سلین یک آلبوم فرانسوی را وارد بازار کرد.این آلبوم که شعر و آهنگش از ژان ژاکوس یکی از بزرگترین آهنگسازان و ترانه سرایان بزرگ فرانسه بود به موفقیت بزرگی دست یافت زیرا این آلبوم در طول یک روز ۰۰۰/۵۷ نسخه در فرانسه فروش کرد و در مدتی کمتر از هفت ماه به پر فروش ترین آلبوم فرانسوی مبدل شد.

   وی به رکورد دیگری دست یافت، زیرا در طول همین سال اولین کسی شد که هم پرفروش ترین آلبوم فرانسوی و هم پرفروش ترین آلبوم انگلیسی زبان را وارد بازار کرد. سلین دیون در طی سالیان متمادی آلبوم های بسیاری را اجرا نمود که ذیلا به مهمترین آنها اشاره می کنیم:

 Dion Chante Plamondon 

  1. Oxygene
  2. Le Monde Est Stone
  3. Des Mots Qui SonnetLe Fils De Superman
  4. J'ai Besoin D'un Chum
  5. L'amour Existe Encore
  6. Je Danse Dans Me Tete
  7. Le Blues Du Businessman
  8. Les Uns Contres Les Autres
  9. Uu Garcon Pas Comme Les Autres
  10. Quel Qu'un Que J'aime, Quelqu'un Qui M'aime

 


آلبوم Celine Dion

  1. If I Were You
  2. With This TearLittle Bit Of LoveHeavenIf You Aaked Me To
  3. I Love You,Goodbye
  4. Show Some EmotionWater From The Moon
  5. BEAUTY AND THE BEAST
  6. If You Could See Me Now
  7. Did You Give Enough Love
  8. Nothing Broken But My Heart

آلبوم The Color Of My Love

The Colour of My Love

Release Date: 1993

  1. Misled
  2. Think Twice
  3. Loving Proof
  4. Real Emotion
  5. Remember L.A
  6. Only One Road Next Plane Out
  7. Just Walk Away
  8. Refuse To Dance
  9. The Power Of Love
  10. When I Fall In Love
  11. Love Doesnt Ask Why
  12. The Color Of My Love
  13. BEAUTY AND THE BEAST
  14. No Living Withou Loving You
  15. Every Bodys Talking My Baby

آلبوم  D'eux For You

  1. Vole
  2. Destin
  3. Je Sais Pas
  4. Preire Painne
  5. Regarde-Moti
  6. Cherche Encorev

 


آلبوم Falling In To You

Falling into You

Release Date: 1996

 

  1. Fly
  2. Seduces Me
  3. I Love You
  4. I Dont Know
  5. Call The Man
  6. All By Myself
  7. Make You Happy
  8. Falling In To You
  9. Dreaming Of You
  10. Decleration Of Love
  11. If Thats What It Takes
  12. Because You Loveed Me

 


آلبوم All the Way A Decade of Song

 

All The Way...A Decade of Song

Release Date: 1999

 

  1. Live
  2. Immortality
  3. All The Way
  4. I'm Your Angel
  5. With This Tear
  6. To Llve You More
  7. If Walls Could Talk
  8. Then You Look At Me
  9. Beauty And The Beast
  10. Because You Loved Me
  11. I Want You To Need Me
  12. It's All Comming Back To Me Now The First Time Ever I Saw Your Face

 


آلبوم Miracle 

Miracle

Release Date: 2004

 

  1. Miracle
  2. If I Could
  3. Come to Me
  4. Sleep Tight
  5. Beautiful Boy
  6. My Precious One
  7. Brahms' Lullaby
  8. A Mother's Prayer
  9. In Some Small Way
  10. Baby Close Your Eyes
  11. What A Wonderful World Le Loup, La Biche et le Chevalier
  12. The First Time Ever I Saw Your Face

     اینم چند تا از آهنگاش که خیلی دوست دارم!

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |