سلام دوباره..
.روزای تعطیلیه و منم فرصتم زیاد تره...مرسی از همه گلهایی که باز هم منو شرمنده کردن...از آیدای عزیزم..
.خوشگلم ..
.تو بی نظیری....ممنونم از فرشاد بابات همه لطفی که کرد....مرسی از ایلیا...ماندانا مهسا عزیز که واقعا دلگرمم می کنن و ممنونم از شیلای عزیزم.....خوشحالم که مورد توجهت قرار گرفته...جواب ایمل محبت آمیزتم دادم..ممنونم....عزیزم من در ظاهر وبلاگ می نویسم ولی کار خیلی می کنم....ولی خودت می دونی دلیلی نداره همه کارهامو بگم..
.بذار همه فکر کنن از بی کاریه و دنبال جلب توجهم...من تو پست های قبلیم توضیح دادم و متاسفم
برای فامیل و غیر فامیل که هنوز با خودشون مشکل دارن......اشکال نداره....خوب می شن....
.پارمیس من
.....عزیزم ...
مرسی از لطفت عزیز دلم...ممنونم و سلام منو به پدر برسون......برات ایمل زدم....خیلی از گذشته من سوال می کنی...چون دوست دارم یه ذره برات نوشتم.....باز هم ممنونم از خانوم های هنوز بی نامو نشان ....لطف دارین به من و لی ممنون می شم اگه منطقی تر باشین و منطقی تر فکر کنین....لطفا پست علی فدایی بخش دوم رو بخونین کمکتون می کنه که هم منو بشناسین ....فقط اینو بگم از دخترای سطحی بدم میاد...خیلی زیاد...در مورد سختگیریم هم خیلی گفتم..
.بعضی ها شوخ طبعی و زود جوشی رو می بینن فکر می کنن همه چیز حله و بعضیا غرورمو می بینن فکر می کنن جولو نریم بهتره...ولی شناختن من...عقایدم....و نوع سختگیریم انقدر ها هم سخت نیست...امروز کلا همین دو پست رو می نویسم...ان شا الله پست علی فدایی بخش سوم رو هم بزودی خواهم نوشت...مرسی از دلگرمیتون....آهان داشت یادم می رفت...یه تشکر ویژه از سپیده عزیز دارم....مرسی که کارای تهرانو درست کردی...ممنونم....خیلی خوشحالم با تو و خونواده ماهت آشنا شدم..
.مرسی....آرزومند آرزوهاتون هستم و پست فرغ رو تقدیم می کنم به خواهرم
هانیه
که همه زندگی من هست و البته به شیلای عزیز
...مهری عزیز
که زنده ام به زنده بودنش و همه دوستداران شعر نو و طرفداران فروغ فرخزاد.....دوستون دارم....علی![]()
![]()
فروغ فرخزاد (۱۵ دی، ۱۳۱۳ - ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ در سانحه تصادف) شاعر معاصر ایرانی است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از بهترین نمونههای شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل بدرود حیات گفت.
فروغ با مجموعه های «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعه «تولدی دیگر» تحسین گسترده ای را برانگیخت، سپس مجموعه «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت نماید.
بعد از نیما یوشیج فروغ در کنار احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث از پیشگامان شعر معاصر فارسی است. نمونههای برجسته و اوج شعر نوی فارسی در آثار فروغ و شاملو پدیدار گردید.
فهرست مندرجات |
زندگینامه
فروغ در ظهر ۱۴ دیماه در خیابان معزالسلطنه[۱] کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانیتبار به دنیا آمد.
اما پوران فرخزاد خواهر بزرگتر فروغ چندی پيش اعلام کرد فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقيق خواست تا اين اشتباه را تصحيح کنند.[۲]
فروغ فرزند چهارم توران وزيری تبار و سرهنگ محمد فرخزاد است. از دیگر اعضای خانواده او میتوان برادرش، فریدون فرخزاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخزاد را نام برد.
سرودن اولین شعر
فروغ ۱۲ سال پيش از مرگش، اولين شعر خود را به مجله روشنفکر سپرد و همان هفته بود که صدها هزار نفر با خواندن شعر بی پروای او با نام شاعری تازه آشنا شدند که چندی بعد به اوج شهرت رسيد و آثارش هواخواهان بسيار يافت؛ و در همان روزها بود که يکی از شاعران معروف، او را در بی پروایی و دريدن پرده رياکران با حافظ تشبيه کرد و نوشت: «که اگر در قدرت کلام هم به پای لسان الغيب برسد حافظ ديگری خواهيم داشت.» فروغ با مجموعه های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد.
ازدواج با پرویز شاپور
فروغ در سالهای ۱۳۳۰ در ۱۶ سالگی[۳] با پرویز شاپور نویسنده ایرانی که ظاهراً پسرخاله ی مادر وی بود، ازدواج کرد. این ازدواج در سال ۱۳34 به جدایی انجامید. حاصل این ازدواج، پسری به نام کامیار بود. پرویز شاپور و فروغ فرخزاد، در نامهها و نوشتههای خویش از کامیار، با نام ”كامی” یاد میکردند. فروغ پیش از ازدواج با شاپور، با وی نامهنگاریهای عاشقانهای داشت. این نامهها به همراه نامههای فروغ در زمان ازدواج این دو و همچنین نامههای وی به شاپور پس از جدایی از وی بعدها توسط کامیار شاپور و عمران صلاحی منتشر گردید.[۴]
سفر به ایتالیا
پس از جدایی از شاپور، فروغ فرخزاد، براي گريز از هياهوی روزمرگی، زندگی بسته و يکنواخت روابط شخصی و محفلی، به سفر رفت. او در اين سير و سفر، کوشيد تا با فرهنگ غنی اروپا آشنا شود. با آنکه زندگی روزانهاش به سختی میگذشت، به تأتر و اپرا و موزه میرفت. وی د ر این دوره زبان ايتاليايی و همچنین فرانسه و آلماني را آموخت. سفرهای فروغ به اروپا، آشنايیاش با فرهنگ هنری و ادبی اروپايی، ذهن او را باز کرد و زمينهای برای دگرگونی فکری را در او فراهم کرد.
آشنایی با ابراهیم گلستان و کارهای سینمایی فروغ
آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تغییر فضای اجتماعی و درنتیجه تحول فکری و ادبی در فروغ شد.
در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب میکند. و در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا میشود و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر میدهد. و چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه است را در آسایشگاه جذامیان تبریز میسازند. و در سال ۱۳۴۲ در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده بازی چشمگیری از خود نشان میدهد. در زمستان همان سال خبر میرسد که فیلم خانه سیاه است برنده جایزه نخست جشنواره اوبر هاوزن شده و باز در همان سال مجموعه تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مروارید منتشر کرد. در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر میکند. سال بعد در دومین جشنواره سینمای مولف در پزارو شرکت میکند که تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد میدهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش میشوند. پس از این دوره، وی مجموعه تولدی دیگر را منتشر کرد. اشعار وی در این کتاب تحسین گستردهای را برانگیخت؛ پس از آن مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر نمود.
پایان زندگی
آخرین مجموعه شعری که فروغ فرخزاد، خود، آن را به چاپ رساند مجموعه تولدی دیگر است. این مجموعه شامل ۳۱ قطعه شعر است که بین سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شدهاند. به قولی دیگر آخرین اثر او «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» است که پس از مرگ او منتشر شد.
فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی با اتوموبیل جیپ شخصیاش، بر اثر تصادف در جاده دروس-قلهک در تهران جان باخت. جسد او، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
آثار
-
۱۳۵۲ - تولدی دیگر، شامل ۳۵ شعر
-
۱۳۴۲ - ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، شامل ۷ شعر
فروغ در آثار دیگران
در سال ۱۳۸۱، ناصر صفاریان سه فیلم مستند با نامهای جام جان، اوج موج و سرد سبز[۵] درباره فروغ ساخت که در آن با افراد زیادی همچون کاوه گلستان فرزند ابراهیم گلستان، بهرام بیضایی کارگردان سینما، فریدون مشیری شاعر، مادر و خواهر فروغ فرخزاد و کسان دیگری گفتگو شده است. همچنین در این فیلم عکسهای منتشر نشده بسیاری از فروغ به نمایش گذاشته شده است.
پانویس
-
↑ فرخزاد ۵۹۹
-
↑ فروغ بی پايان. لادن پارسی (بر گرفته از بی بی فارسی). بازدید در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۰۸.
-
↑ فروغ بی پايان. لادن پارسی (بر گرفته از بی بی فارسی). بازدید در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۰۸.
پانویس
-
فرخزاد، پوران. کارنمای زنان کارای ایران (از دیروز تا امروز). تهران: نشر قطره، ۱۳۸۱، ISBN 964-341-116-8.
-
ویژهنامه «فروغ فرخزاد» مجله «شعر در هنر نویسش»
| ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ | |||
فانتزي پولدار شدن راههاي زيادي براي پولدار شدن وجود دارد. بعضي از اين روشها اخلاقي و انساني هستند و برخي ديگر كاملا غيرانساني! اما در اين بين محققان متوجه شدهاند برخي خصوصيات فردي هم در پولدار شدن افراد تاثير دارد. نمونهاش دو تحقيق جديد است كه نشان ميدهد بعضي چيزها كه ظاهرا بيربط بهنظر ميرسند، ميتوانند به هم ربط داشته باشند. اگرچه ظاهرا اين مطالعات فانتزي بهنظر ميرسند اما از تحقيقاتي اين چنين، حداقل ميتوان به نگاه جديدي درباره پيچيدگيهاي وجود انسان دست يافت. اگر قد بلندي داريد، مطمئن باشيد كه دير يا زود صاحب ثروت زيادي خواهيد شد. لابد ميپرسيد قد چه ربطي به ثروت دارد؟ ربطش همين تحقيقي است كه اخيرا محققان آمريكايي نتايجش را منتشر كردهاند؛ منظور همان بررسي Gallup-Healthways Well-Being Index است. آنها ميگويند: افراد بلند قد بهطور متوسط از افراد كوتاه قد خوشحالتر هستند چراكه به ازاي هر اينچ (حدود 5/2 سانتي متر) بلندي قد، ميزان درآمدشان هم تا 4 درصد بيشتر است. به همين علت هم افراد بلند قد، بيشتر از ديگران شادي و لذت را تجربه كرده و كمتر دچار عصبانيت، ناراحتي و فشار روحي ميشوند. در ضمن اين افراد درد جسمي كمتري را هم تجربه ميكنند. جالب است بدانيد اين محققان متوجه شدهاند مرداني كه قدشان بالاتر از ميانگين جامعه است نسبت به گروهي كه قدشان كمتر از ميانگين است، 29درصد افزايش در آمد داشته و به همين نسبت هم از زندگي خود رضايت بيشتري دارند. بهخودتان نمره بدهيد آنها در اين بررسي از مردان و زنان خواستند ميزان رضايت خود از زندگيشان را از صفر تا 10 نمره بدهند. جالب است بدانيد مرداني كه قد بلندتري نسبت به ميانگين جامعه داشتند، بهخودشان حدود يك هفتم درجه، بالاتر از افراد كوتاه قد نمره دادند. اما اين اختلاف در زنان حدود يك دهم درجه بود. البته مسلما مردان و زنان قد كوتاهي هم هستند كه بسيار از زندگي خود راضي بوده و بر عكس زنان و مردان قد بلندي هم هستند كه از زندگي خود ناراضي باشند، اما اين اختلاف در اغلب كساني كه به پرسشنامه پاسخ داده بودند وجود داشت. اگر چه در آمد نقش مهمي در رضايت از زندگي افراد بازي ميكند اما احتمالا عوامل ديگري هم غير از درآمد افراد وجود دارد كه بر رضايت آنها از زندگي و شاديشان تاثير بگذارد. يكي از اين عوامل تحصيلات است. بررسيها نشان داده مرداني كه دبيرستان را تمام نكردهاند قدشان دست كم 5/2 سانتي متر كمتر از ميانگين جامعه و 5 سانتي متر كمتر از دانشگاه رفتههاي جامعه است. البته در مورد خانمها هم اين تفاوت در حد خيلي كمتري وجود دارد. نسل جديد، قد بلندتر است! يكي از نكات جالبي كه در اين قضيه وجود دارد اين است كه افراد بلند قد معمولا جوانتر از بقيه هستند چرا كه در جامعه آمريكا كه اين بررسي در آنجا انجام شده، نسل جديد، قدبلندتري نسبت به گذشته دارند. در اين بررسي حتي وضعيت ازدواج افراد هم در نظر گرفته شد. اگر چه با در نظرگرفتن اين قضيه از ارتباط قد و رضايت زندگي كم شد اما با اين حال مشخص شد كه افراد بلند قد حتي زندگي خانوادگي بهتري نسبت به بقيه دارند و شايد همين قضيه هم در رضايت آنها از زندگي بيتاثير نباشد. در واقع بلندي قد بدون اثرش بر درآمد، تحصيلات و زندگي خانوادگي؛ يك جو هم ارزش ندارد!( اين هم براي دلخوشي كوتاه قدها!) محققان ميگويند علت بهتر بودن وضع قد بلندها در جامعه اين است كه نه تنها درآمد بيشتري دارند بلكه تحصيلات بهتر، كار و شغل بهتر و احتمالا زندگي خانوادگي شادتري دارند. البته لازم است بررسيهاي بيشتري انجام شود تا معلوم شود چرا بلند قدها بيشتر از بقيه افراد ميتوانند از قواي شناختي خود استفاده كرده و عملكرد بهتري داشته باشند. ژنتيك سرنوشت را نميسازد متخصصان دانشگاه پرينستون معتقدند كه اين امر به دوران كودكي افراد بلند قد برميگردد. اگر در كودكي تغذيه بچهها خوب باشد، از شر بيماريهاي دوران كودكي در امان مانده و رشد بهتري خواهند داشت. به همين ترتيب خواهند توانست از تواناييهاي خود تا حدي كه ژنتيك آنها اجازه ميدهد، كمال استفاده را ببرند. بلندي و كوتاهي ژنتيك به تنهايي قادر نيست تاثيري بر سرنوشت افراد و خانواده آنها بگذارد بلكه در واقع قد معياري است كه نشان ميدهد سلامت فرد در چه حد و اندازهاي بوده است. اگر تغذيه و بيماريها بر قد افراد اثر خوبي گذاشته باشد، يعني فرد سالمتر باشد در بزرگسالي هم زندگي مرفه و بهتري خواهد داشت و بالعكس اگر تاثيرات محيط مانند بيماري و سوء تغذيه باعث كوتاهي قد و اختلال در سلامت كسي شود، احتمالا نخواهد توانست از حداكثر قواي شناختي خود در زندگي استفاده كند و زندگي مرفه و شادي هم در انتظار او نخواهد بود! خوب بخور تا پولدار شوي! اگر در كودكي تغذيه خوبي داشتهايد طالع شما روشن است و در آينده نزديك ثروتمند خواهيد شد. اشتباه نكنيد قصد ما فالگيري و كف بيني نيست. اين هم نتيجه تحقيقي است كه چندي پيش در مجله لانست به چاپ رسيد. اين تحقيق نشان داده كه تغذيه كودكان با غذاهاي مقوي ميتواند ميزان درآمد آنها را در سنين بزرگسالي بهطور قابل توجهي افزايش دهد. شواهد نشان ميدهد بچههاي خانوادههاي ثروتمند در بزرگسالي قويتر و متمولتر از همسالان خود در خانوادههاي فقيرتر هستند، اما علت اين روند هنوز مبهم است. تغذيه، تحصيل، محيط اقتصادي و خدمات اجتماعي كه دولت ارائه ميكند؛ همگي ميتوانند در اين قضيه نقش داشته باشند اما چيزي كه در درازمدت در مطالعهاي ميان روستاييان گواتمالا به دست آمد، نشان داد كه تغذيه تنها متغيري است كه در خانوادههاي مختلف متفاوت است. اين مطالعه كه توسط مؤسسه بينالمللي تحقيقات خطمشي غذايي، در طول 3 دهه ميان پسر بچههاي گواتمالايي انجام شد، نشان داد كودكاني كه پس از تولد تغذيه خوبي داشتند، در بزرگسالي درآمد بيشتري نسبت به سايرين – كه تغذيه مناسبي نداشتند- كسب ميكردند. جالب است بدانيد تفاوت درآمد آنها چيزي حدود دو برابر بود! با مداخله و دادن مكملهاي غذايي خيلي قوي به گروهي از كودكان( از 1969 تا 1977)، هم نتايج تاييد شد؛ يعني بعد از 3 دهه مشاهده شد كساني كه بهترين تغذيه را تا سن 3سالگي ( و نه بعد از آن) داشتند، بهطور متوسط ساعتي 50درصد بيش از ساير كودكان روستا درآمد داشتند. بنابر اين مطالعه، بهبود تغذيه كودكان تا 3سالگي ميتواند يك سرمايهگذاري مطمئن براي رشد اقتصادي خانواده در آينده باشد. گول پولتان را نخوريد! با تمام بررسيهايي كه در اين مورد انجام شده هنوز هم هيچ آدم عاقلي وجود ندارد كه بگويد پول شادي و خوشبختي ميآورد. پول در كنار سلامت، تفاهم در زندگي خانوادگي و رضايت شغلي ميتواند افراد را خوشحال و خوشبخت كند، نه به تنهايي. يكي از محققان دانشگاه پرينستون به نام دانيل كاهنمان كه در سال 2002 جايزه نوبل را براي بهكارگيري اصول روانشناسي در اقتصاد به او دادند، معتقد است كه «قطعا اين يك توهم است كه فكر كنيم پول شادي ميآورد.» ممكن است تصور شود هر كه در آمد بيشتري دارد بيشتر براي تفريح و ورزش وقت ميگذارد، اما اين چنين نيست و متأسفانه كسانيكه در آمد بيشتري دارند فكر ميكنند بيشتر بايد براي كار و سفر وقت بگذارند و به همين علت كمتر براي تفريح وقت گذارده و شادي كمتري را تجربه ميكنند. علاوه بر اين برخي تحقيقات هم نشان داده كه هرچه افراد ثروت بيشتري داشته باشند، تحت فشار افكار منفي و نگراني بيشتري هستند و نميتوانند به همين راحتي بيخيال و شاد باشند. اينجاست كه بايد به ياد توصيههاي بزرگان افتاد: پول شادي نميآورد اما قناعت چرا! | |||
| ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نقش برخی مسكن ها در پیشگیری از سرطان سینه پژوهشگران از سودمندی آسپرین و برخی داروهای مسكن در پیشگیری از سرطان سینه خبر می دهند. به نوشته جدیدترین شماره نشریه پزشكی انستیتو ملی سرطان ، مصرف برخی انواع داروهای مسكن كه به طور رایج برای تخفیف درد تجویز می شوند، احتمال ابتلا به سرطان سینه را در زنان كاهش می دهد. پژوهشگران با بررسی اطلاعات به دست آمده از 7/2 میلیون زن متوجه شدند مصرف آسپرین خطر بروز سرطان سینه را 13 درصد و مصرف ایبوپروفن این خطر را تا یك پنجم كاهش می دهد. البته محققان هشدار می دهند ، نتیجه این تحقیق به معنای مصرف خودسرانه داروهای مسكن نیست. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نشانههای آلرژی به دارو ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ داروهاي ضد افسردگي به توان توليد مثلي مردان آسيب ميرساند ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بيشتر معتادان به موبايل از اعتماد به نفس پاييني برخوردارند ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
افزايش خطر ابتلا به افسردگي در دختران غربي كه فعاليت جنسي كنترل نشده دارند
به گزارش سلامت نیوز به نقل از هلت دی نیوز، محققان با بررسی زنانی که مبتلا به سرطانهای رحم و دهانه رحم بودند دریافتند این گروه برای مدت طولانی تحت تاثیر فشار روحی شدید و مشکلات زیادی بوده اند. محققان با بررسی 105 نفر از زنانی که بیش از مدت یک ماه تحت استرس فراوان بوده اند و علت آن نیز جدایی و طلاق و یا مرگ یکی از نزدیکان بوده است دریافتند که 78 مورد از آزمایشات پاپ اسمیر آنها به منظور تشخیص زودهنگام سرطان مثبت بوده است. محققان دریافتند که سیستم ایمنی زنان در مواجهه با استرسهای روزانه بسیار شدیدتر از مردان تحت تاثیر قرار گرفته و ضعیف می شود که همین امر زمینه را برای بروز سرطان فراهم می کند. از طرف دیگر بررسی ها نشان داد حتی در مورد زنانی که مدتی تحت استرس روحی شدید بوده اند اما نتایج آزمایش آنان طبیعی بود بر میزان عفونتهای بدنی و بیماریهای ویروسی افزوده شده بود که این خود دلیل دیگری مبنی بر ضعف سیستم ایمنی در این گروه بوده است. کارشناسان هشدار می دهند که استرس موجب سرکوب سیستم ایمنی و مستعد شدن بدن برای ابتلا به انواع بیماریهای مزمن می شود و این تاثیر در زنان به مراتب شدیدتر از مردان است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سلام...
.دوبار برگشتم.مطابق معمول تشکر میکنم از همه دوستای عزیزم که منو تنها نذاشتن....از آیدای عزیز
که ثابت کرده هنوز هم میشه باور کرد فرشته ها فقط در آسمانها پیدا نمیشن.....از سعید صادقی عزیز...مهندس گل که بالاخره زیارتشون کردیم.....سعید جان خیلی لطف کردی....از احسان عزیز که دلم براش خیلی تنگ شده...
.امیدوارم به مراد دلش هرچه زودتر برسه......از مهدی...مهندس رباطی عزیز که لطف کرده ونظر داد....از دوستای جدید...مهسا و ماندانا....ممنونم از حس نظرتون.....شماره موبایلمو براتون ایمیل کردم
.از شیلای عزیز...خانوم دکتر عزیزم.....خیلی خوشحالم که دیگه کاملا روشن و امیدوار شدی...عزیزم....راست میگی شرایط و آدمای اطراف خیلی مهم هستند.منم دوست دارم......
از فرشاد عزیز...دکتر مهربان...حس میکنم خدا خیلی دوستم داره که در کناره این همه موجودات خاله زنک...دوستایی مثل شما رو سر راهم قرار داده......از سپیده عزیزم.....ممنونم....خیلی خیلی لطف داری....عزیز دلم نیازی به پست چیزی نیست...من همین روزا میام تهران.....
.به من خیلی لطف داری....ولی باور کن زیاده روی میکنی در تعریف ازمن......و....میرسیم به پارمیسم.....پارمیس جون تو رو خیلی دوست دارم...
.به جرات می گم با حرفات دلگرم می شم عزیزم....و واقعا از صمیم قلب دوست دارم....
.خوشحالم که تورو دارم و واقعا از کمکات ممنونم......منم دلم میخواد هر چه زودتر ببینمت....عزیزم برای اینکه زن ذلیلیمو
ثابت کنم موهامم کوتاه کردم
.....خوبه؟.....ولی مرسی که گفتی کوتاه کن.....راحت شدم.....بازم ازت ممنونم.....من راجع به باز کردن حساب ارزی برای گرفتن کریدیت کارت حتما مزاحمت میشم......از پدر هم تشکرکن و بهشون بگوحیف که تختم خوب نیست وگرنه مارسشون میکردم.....![]()
خوب.....بگذریم.....باور من در عشق ....نگه داشتن حرمت ها توام با مهربانی هست.....از نظر استاد من عشق یعنی فدا شدن......ببین تا حالا فکر کردی چرا در احادیث ما مرتب گفته میشه آه پدر گریبان ما رو میگیره ولی آه مادر نه......تا حالا دیدی وقتی به کسی نذری میدی...به کسی لباس نو میدی...وقتی چهره معصومش رو میبینی که خوشحال شده با اینکه میدونی کاری دستش نداری و شاید دیگه همدیگرو نبینین دقت کردی چه حسی میشی؟......
.تا حالا شده که تو بدترین شرایط گیرکنی...مثلا یکدفعه کیف پولتو گمکنی بعد ببینی تو تاکسی جا گذاشتی و اونم برات نگه داشته......![]()
میدونی چرا این سوالاتو پرسیدم ....؟خواستم وارد بحثت بکنم.....چرا مرام عاشقی دوست دارم.....مرام عاشقی با صوفیگری با درویشی و حتی با عرفان هم فرق داره عزیزم.....شاید فکر کنی کسیکه مشکلات اقتصادی درسی خونوادگی داره دیگه وقتی برای عاشق شدن نداره.....ولی عزیزم....برگرد به عقب...به زمانی که هنوز مشکلی پیش نیومده....عشق...تعهد میاره...مسئولیت میاره....عشق محبت میاره...آدم عاشق هیچوقت به معشوقش خیانت نمیکنه......آدم عاشق هیچوقت از معشوقش سیر نمیشه...
.حالا دو نمونه حرف مطرح میشه:
۱-اول اینکه همه میگن آدمایی که اول زود داغند و عاشقند زود سرد میشن...
.این نظریه از پایه غلطه......چون اولن عشق یه مرام الهی هست که هر کسی لیاقتشو نداره.....این همه میگن همه میگن.....عوامند که میگن...چون فرق بین حوس زودگذر جنسی و یا یک میل وکشش ظاهری به خاطر ظاهر و اندام و خونواده و ترس از بی شوهری و بی زنی و ضایع شدن جولوی بقیه رو با عشق نمی دونن....
.عشق یکشبه نیست...یکروزه نیست...عشق ریشه میدوونه...در کتاب کویر استاد شریعتی خیلی واضح فرق بین عشاق و ادمایی که فقط دنبال ارضای کنجکاویهای ظاهری دنیوی وجنسیشون هستند رو میگه...گوش کنین:![]()
استاد می فرمایند علت تقدس کویر به این خاطره که در کویر آدم در مواجه با گرمای سوزان روز و تنهایی شب بیشتر یاد خداوند می افتد....به همین علت اکثر پیامبران ما و بخصوص حضرات نوح ابراهیم موسی عیسی ومحمد در کویر به نبوت رسیده اند.چرا خانه کعبه در کویر هست...مثلا در کوهای آلپ نیست؟...
میبینین به قول منوچهر آذر(میرزا)تو فیلم اخراجی ها فاصله بین خریت و حریت همش یی نقطه هست
.حالا فکر کنین کسی با این عنوان که من عاشق خدا هستم...میاد توکویر......تازه جا میزنه....میگه من شب کویرو دوست دارم...روزش گرمه...شباش ستاره داره...غافل از اینکه به عدد ستاره های شب کویر....راه برای رسیدن به خدا در روز کویر هست.....من نمیخوام به کسی درس عرفان و خداشناسی بدم ..
.میخوام بگم رسیدن به هر معبود ومعشوقی ریاضت میخواد......ریاضت درونی....ریاضت درونی تلفن زدن و سیریش شدن نیست....کوچیک کردن شخصیت نیست....التماس و تمنای محبت نیست...گدایی توجه نیست....بلکه خودسازی شخصیتیست..
.یعنی اول باورمیکنی که با مرام عاشقی جولو میری....بعد شروع میکنی به مطالعه و گرفتن جواب سوالات احتمالیت.....حالا وقت تابعیت از اصوله....یعنی چی؟...یعنی اینکه اگه احیانا دیدی زن یا شوهرت به لحاظ مادی وحتی جنسی ارضات نمیکنه....به فکرتنوع نمی افتی...به فکر دیگری نیستی..
.به فکر ساختنی...ممکنه بگی خوب همه اینجورین...همه تا دعوا میکنن زود آشتی میکنن....ولی عزیزم...
..این به خاطر دوام زندگیشون نیست...به خاطر محبت نیست...به خاطر این نیست که بهتر بشن و بهتر باشن...اگه زنی میترسی که تنها بمونی و سایه کسی بالا سرت نباشه و برات حرف در بیارن...اگه مرد باشی به خاطر اینه که دلت تنها میشه.....و کسی رو برای ارضای غرایز جنسی ومادی نداری....تا کی با زنان ومردان هرزه می تونی باشی...بالاخره به پوچی میرسی....
.الته خیلی ها هستن خارج از این حیطه هستند...یعنی خیانت میکنن...حال دنیا رو هم میکنن و ککشونم نمیگذه...ظاهر هم همه چیز خوبه...ولی داخل......![]()
برای همینه آمار طلاق بالا میره...بعد چند تا خونواده ساده می گن عاقبت عشق و عاشقی همین بود که دیدیم....پس اول ازدواج کنین بعد عاشق شین.....اصلا تا می تونین نشین....جواب این نظریه فوق العاده غلط و سطحی و خطرناک که ریشه در بیسوادی و عدم مطالعه و تداوم تبعیت کورکورانه از نسل قدیم تحت عنوان تجربه رو در پست بعدی میدم....
.فقط یادتون باشه.....جز دسته ای نباشی که فکر میکنن خیلی بلدن...متاسفانه این فلسفه در دخترا بیشتر هست.....عباراتی تحت عنوان آنتی بوی....ضد پسر...نمیدونم من می دونم چه جوری بارش بیارم.....پسرا همه حیوونن تا یکه دیگه رو میبینن میرن دنبال اون......نمی دونم فقط دنبال سکس و بی آبروکردن ودروغ...هستن.
..وپسرا هم میگن دخترا سرنگ یه بار مصرف هستن به اسم لاو میان جولو کلی مچلت میکنن عاشقت می کنن تیغت میزنن بعد هم میرن دنبال یه نفر تازه....به همه حال میدن...همه رو دور میزنن...موقع شوهرشونم میگن با هیچ کس نبودن و ....
.
راست میگین تا حدودی....رشته تخصصی من میگه هر بنایی احتیاج به دستشویی داره و سیستم فاضلاب مناسب....متاسفانه در بین جامعه دختر پسرای اکثرا سطحی امروزی(به اصطلاح خودشون بنای پست مدرن) همیشه دستشویی هست بدون سیستم فاضلاب...جوری که گندش در میاد...
.ومتاسفانه به جای تعمیرشم...مسئولان دنبال اینن که یه بنای دیگه بسازن یا در دستشویی رو ببندن و با خشونت پلمپ کنن...
.البته این یه بحث جامعه شناسی هست که مفصلا بعد ها توضیح میدم......فقط یادتون باشه....استفاده کردن از خط به اصطلاح فکری که باید گربه رو دمه حجله کشت خیلی وقته پوسیده شده...مفصل توضیح خواهم داد.![]()
۲-دومین حالت اینه که یکی زود متوجه میشه و میگه خوب من میدونم یکیم ایراد دارم...ولی خوب ذاتم سرده...تودارم....به هرکسی اعتماد ندارم که بخوام عاشق بشم یا جواب محبتو با محبت بدم...اگه هم بخوام بدم تصنعی میشه....طرف میفهمه من اینکاره نیستم...تازه خودمم از فیلم بازی کردن بدم میاد...نمیدونم میترسم بگمولی طرفمنو لوبده بره به همه بگه که من چه جوریم..ببینین...
.بذارین یه مساله رو روشن کنم...من نیومدم بگم عاشق شین....کار و زندگیتونو ول کنین.....نیومدم بگم من بی مشکلم و از روی شکم سیری این حرفا رو میزنم....نیومدم بگم همه خوبن....همه چیز عالیه....بابا بیخیال شین حال کنین.....
.نه....من اومدم بگم....ایستا نباشین...درجا نزنین...به صرف اینکه سرد هستین و تودار نگین من اینکاره نیستم و کسی طرف من نمیاد....نه....مطالعه کنین....نه از هر مرجعی....سوال کنین بهتون میگم....روانشناسی مرد و زن رو بخونین......ببینین زندگی فقط ازدواج...بچه داری...مهمونی...پارتی نیست.....زندگی هنره....بذارین لذت مادر شدن پدر شدن و بودنونو تا ابد داشته باشین نه فقط زمان تولد و شیرین بازی های بچتون..بذارین زیبایی و لذت لحظه ازدواجتون همیشه باشه نه فقط قاب عکس بسه یا سی دی.
.بذارین حس قشنگی که که بعد از نذری گرفتن دارین همیشه داشته باشی......اگه تو دار هستی...سعی کن با مطالعه و شناختن طرفت....ذره ذره ریشه عشق رو بصورت طبیعی در دلاتون بدوونین...قرار نیست اسراف محبت کنین حداقل به شوهر یا زنتون...برای دوام واقعی یه زندگی ن ظاهری و مکانیکی....فکرنکن اگه اینکارو رو نکنی.....مثلا تنبلیت بشه بگی نه حوصله دارم...نه وقتشو که بخوام بخونم...
.بعدم برای خودت علاف باشی تا زمان زندگیت که بعد ببینی باید یا به حرف مامانت گوش کنی و تجربه های سنتی...یا به حرف بابات و مرام مردسالاری یا احیانا زن ذلیلی...
.یا دوستای دوروبرت که خطرناک ترن....باز پدر ومادرت عاشقتند ولی دوست حسود همه جا هست......هیچ اتفاقی نمیفته...
تو ازدواج میکنی به شیوه سنتی....بچه دار میشی به شیوه سنتی....پیرمیشی به شیوه سنتی و بعد به شیوه مدرن دفن میشی
و بعد هم خداحافظ....مرده پرستی ما زبان زد همه هست!....پس با حیوون چه فرقی داری......عزیزم....محدودکردن زن ومرد تحت عنوان اینکه من میدونم چه طور بارش بیارم...من کاری میکنم همیشه آویزونم باشه...مثلا مردا کاری میکنن که زنا از نظر مادی مستقل نباشن.....مثلا با کارشون قبل از ازدواج موافقند بعدش نه که همیشه زن به خاطر پول آویزون باشه و هر چیم شوهر گفت بگه چشم اگه هم نخواست به درک طلاق!!!!!...
.زن هم ببینه شوهر و کلا مردا از نظر عاطفی وقتی وابسته میشن ضعیف میشن....شل کن سفت کن بره جلو....مثلا برای یه غریزه جنسی انقدر مرد رو عذاب بده....غافل از ایکه این باید یه نیاز دو طرفه باشه.......که مرد به خاطر یه محبت ساده...یه همآغوشی مختصر تمام ظرف ها رو بشوره....
.مثلا.....ببینین....تنوع طلبی ما ایرونیا فقط وقتی اتفاق میافته که بدون منطق محدود بشیم...چون ذاتا به ارزشهای انسانی معتقدیم...از بچه گی یادمون دادن خلاف نکنیم.....فاسد نشیم...ولی وقتی بدون منطق و بزور به مانتوی کوتاه گیر میدن اونوقت مینی ژوپ میپوشن......وقتی تو ادارات بدون دلیل به ریش نداشتن گیر میدن اونوقت موها سیخ میشه...وقتی بدون منطق قوی مرد وزن محدود میشن ....مرد پاک و سالم و ساده با زن هرزه میگرده...بینین...اینایی که میگم....تخیل نیست....واقعیت هایی هست که دیدم..زنایی رو دیدک که میگن از زندگیم راضیم شوهرم سرش به کارشه همه فامیل هم میگن جراح قلبه مثلا و اصلا نمیتونه فرق زن ومرد رو بدونه ولی من می دونمو دیدم که به چه روزی افتاده....انقدر از زنش سیر هست که حاظره به لمس تن نظافت چی بیمارستان اکتفا کنه...تازه نه سکس و لی خونه نیاد و ریخت زنشو نبینه....حالا من مردم اینا رو میدونم ولی حتما زن ها هم اینجوری داریم.....اونایی که منو میشناسنمی دونن بودن دلیل ومدرک حرف نمی زنم...مستند حرف می زنم.....
متاسفم!.....برای دیده هام ومتاسفم برای اونایی که فکر میکنن همه چیز رو بلدن....ناز برای زنه برای مرد نیست نتیجش میشه این...کسی که روانشناسی مرد رو ندونه وندونه مرد همیشه دنبال اینهکه قهرمان زنش باشه و زنش همیشه بهش بگه دوسش داره به جای ابراز محبت بگه چه خبره...پررو میشه یا نمیدونم من بیشتر بلد نیستم آخروعاقبتش .....سعی می کنم خلاصه در پست های بعدی راجع به روانشناسی مرد و زن بر اساس دانسته ها داشته ها و معلومات خودم بصورت ساده بگم...ولی یادتون باشه هیچ چیز جای کتاب رو نمیگیره..
خسته شدم..
.واقعا تایپ فارسی نه سخت بلکه خسته کننده است....
.امیدوارم خط فکریمو تونسته باشم توضیح بدم.....باز هم میگم...هیچ کس مجبور به قبول نظریه ها و فلسفه ها نبوده ونیست....فقط خواهش میکنم سعی کنین جوری زندگی کنین که در آینده حسرت نخورین....خوشی بوجودمیاد....مهمونی همیشه هست.....همیشه....ولی عمر دیگه برنمیگرده...
..خدا رو شکر میکنم...که دوستای خوبی دارم....که محکم ایستادم...سختگیر شدم واین به مزاق خیلیا خوش نمیاد و از اون برداشت بداخلاقی و تندی میکنن....ولی اونایی که منو میشناسن می دونن که من آدم تند و بداخلاقی نیستم...فقط به اصولم پایبندم مغرورم ولی از خود راضی نه دلم میخواد همه خوب باشیم و همه به مراد دلمون برسیم.موقعیت هایی پیش میاد که آدم صبرش تموم میشه ولی خدا روشکر خیلی زود به مطالعه برگشتم.....یادتون نره....بدون این حرفا هم زندگی جاریست ولی چه زندگیی؟.......
.
باز هم میام پیشتون......مرسی از اینکه حوصله کردین...برام دعا کنین....منهم به یادتون هستم....
آرزومند همه آرزوهایتان![]()
علی![]()


