تبليغاتX
بسوی فرداهای روشن

بسوی فرداهای روشن

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
استاد دکتر علی شریعتی

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی)

با اطمینان می گویم که با این جمله شریعتی دگرگون شدم!کافیست به عمق کلام این معجزه گر بیاندیشید....

سلام....حال غریبی دارم.تنها افتخارم اینه که سعی کردم...تاکید می کنم ...سعی کردم  مکتب و خط فکری دکتر رو داشته باشم.نوشتن از دکتر هم جسارت می خواد و هم علم و هم ایمان...من در عین اینکه هیچکداماز این موارد رو ندارم و با کسب اجازه از خانواده دکتر شریعتی....این چند خط رو به یاد وی می نویسم.سعی می کنم اطلاعاتم مستند باشه...

این پست رو تقدیم می کنم به خانوم شیلا سام که خوشحالم که خط فکری خودشون رو پیدا کردن و مسرورم که نقش کوچکی در این باب داشتم و نیز تقدیم می کنم به سر کار خانم فاطمه میرزایی...به امید فرداهایی روشنتر از همیشه....دوستتون دارم...برام دعا کنین....

علی شریعتی (۲ آذر ۱۳۱۲ - ۲۹ خرداد ۱۳۵۶) نویسنده و جامعه‌شناس و از روشنفکران دینی ایران است.

 

 

دکتر علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در کاهک، یک روستای سنتی کوچک، کنار کویر، در نزدیکی سبزوار دیده به جهان گشود. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون حقایق اسلامی و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب می‌شد. [۱]

در سال ۱۳۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۴۷ با پوران شریعت رضوی، یکی از همکلاسی‌هایش ازدواج کرد. [۲]

شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته ادبیات ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازم‌الاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.[۲]

از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر به زندگی مخفی روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی به بعد، متن سخنرانی‌های دکتر با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت.[۲]

شریعتی سپس در فروردین سال ۱۳۵۲ تحت شرایط ویژه‌ای آزاد شد که بر طبق آن اجازه تدریس، انتشار، و یا برپایی گردهمایی را چه به صورت خصوصی و چه عمومی نداشت. علاوه بر این، ساواک کلیه تحرکات او را به شدت زیر نظر داشت.

شریعتی این شرایط را نپذیرفت و تصمیم به هجرت از ایران گرفت. اما سه هفته بعد از ورود به سواتهمپتون انگلستان، به طرز مشکوکی از دنیا رفت. دلیل رسمی مرگ وی حمله قلبی اعلام شد. در ایران بسیاری از او با نام شهید یاد می‌کنند. شریعتی بر خلاف وصیت خود که خواسته بود بود وی را در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد دفن کنند، در حرم حضرت زینب(س)، خواهر امام حسین، در شهر دمشق به خاک سپرده شد.

شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و درعین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت . او به‌طور خاص، تشیع صفوی را مظهر سنت مسخ شده می‌داند و آن را توام با اسارت‌پذیری، خرافه، تقلید و جبرگرایی معرفی می‌کرد. [۳] وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد می‌کرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملت‌های شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیموده‌است. [۳] البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت.

 آثار

  • ابوذر
  • اسلام شناسی
  • امت وامامت
  • انسان
  • انسان بی‌خود
  • اومانیسم اسلامی
  • با مخاطب‌های آشنا
  • بازگشت به خویش، بازگشت به کدام خویش
  • تحلیلی از مناسک حج
  • توتم پرستی
  • جهاد و شهادت
  • جهان‌بینی و ایدئولوژی
  • جهت‌گیری‌های طبقاتی در اسلام
  • چه باید کرد؟
  • حج
  • حسین وارث آدم
  • خودسازی انقلابی
  • روش شناخت اسلام
  • زن در اسلام
  • علی انسان تمام
  • فلسفه تاریخ در اسلام
  • کویر (مجموعه مقالات)
  • ما و اقبال
  • میعاد با ابراهیم
  • نامه‌ها
  • نیازهای انسان امروز
  • نیایش
  • هجرت وتمدن
  • هنر
  • یک جلوش تا بینهایت صفرها
  • ویژگی‌های قرون جدید

 پانویس

  1. ۳٫۰ ۳٫۱ مسعود پدرام. «قدر شریعتی». ماهنامه ایران فردا. تیر ۱۳۷۶، شماره ۳۴،صفحه ۲۳. 

 منابع

با ز هم می گویم که این پست در قبال بزرگی و شکوه دکتر شریعتی هیچ است و هیچ است و هیچ

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
همه چیز درباره جایزه نوبل!

جایزه نوبل

جايزهٔ نوبل
جايزهٔ نوبل

جایزه نوبل بر اساس و صیت آلفرد نوبل به کسانی (و در مورد جایزه صلح، به موسساتی) داده می‌شود که تحقیقات برجسته‌ای کرده باشند، یا روش و وسیله‌ای ابداع و اختراع کرده باشند یا خدمت برجسته‌ای به جامعه کرده باشند. جایزه نوبل در رشته‌هائی که داده می‌شود، بالاترین تقدیر در جهان امروز به‌شمار می‌رود.

فهرست مندرجات

[] رشته‌ها

جایزه نوبل در پنج رشته داده می‌شود:

نقشه جهان بر حسب تعداد نوبلیست در هر کشور. کشور‌های با برنده بیشتر رنگ تیره تری دارند.
نقشه جهان بر حسب تعداد نوبلیست در هر کشور. کشور‌های با برنده بیشتر رنگ تیره تری دارند.

جایزه دیگری که از سوی بانک مرکزی سوئد در رشته اقتصاد داده می‌شود به جایزه نوبل اقتصاد معروف است، گرچه ارتباطی به بنیاد نوبل ندارد.

تا کنون ۷۷۰ جایزه داده شده، اگرچه برخی از برندگان از دریافت آن سر باز زده‌اند.

چهار هیئت مخصوص اعطاء جایزه که تحت اساسنامه بنیاد نوبل فعالیت می‌کنند عبارت‌اند از:

ضمناً پنج کمیته نوبل هم وجود دارد که هریک برای توزیع یکی از جوایز مطالعه می‏کنند (از جمله کمیته نروژی برای جایزه صلح). به‏علاوه چهار انستیتو یا مؤسسه نوبل هم وجود دارد که هریک برای یکی از چهار جایزه فوق‏الذکر فعالیت می‏کنند.

نمودار توزیع جوایز کل نوبل بر حسب کشورها تا سال ۲۰۰۸. تعداد جوایز و سهم تقریبی از کل جوایز اعطا شده برای هر کشور نیز قید گردیده.
نمودار توزیع جوایز کل نوبل بر حسب کشورها تا سال ۲۰۰۸. تعداد جوایز و سهم تقریبی از کل جوایز اعطا شده برای هر کشور نیز قید گردیده.

کمیته‏های پنجگانه نوبل هریک سه تا پنج عضو دارند که توسط هیئت مربوط تعیین می‏شوند. کسی نمی‏تواند خود را نامزد دریافت جایزه نوبل کند. کسانی‌که می‏توانند معرف نامزدهای جوائز نوبل باشند:

  • برندگان سابق جوائز نوبل (در رشته‏ مخصوص خود)
  • اعضاء هیئت اعطاء جوایز و اعضاء کمیته‏های نوبل (در رشته مخصوص خود)
  • استادان برجسته دانشگاه و آن‏هائی که توسط اعطاء کنندگان جوایز انتخاب می‏شوند.
  • ناشر اثر نامزد. (در مورد ادبیات)
  • اعضاء پاره‏ای از سازمانهای پارلمانی یا حقوقی‏ بین‏المللی (برای جایزه صلح)
  • اعضاء پارلمان‏ها و کابینه‏ها (برای جایزه صلح).

[] جشن‌های اهدای جوایز

سالن کنسرت استوکهولم که هر ساله جشن‌های اهدای جوایز نوبل در آن صورت میگیرد.
سالن کنسرت استوکهولم که هر ساله جشن‌های اهدای جوایز نوبل در آن صورت میگیرد.

کمیته‌ها و موئسساتی که جزو هیات انتخاب جوایز هستند اغلب نام برندگان را در ماه اکتبر اعلام می‌کنند. این جوایز در یک مراسم رسمی که در ۱۰ دسامبر یعنی سالگرد درگذشت آلفرد نوبل برگزار می‌شود به برندگان اهدا می‌شوند. مراسم جایزه صلح نوبل از ۱۹۰۵ تا ۱۹۴۶ در موسسه نوبل نروژ، پس از آن در "اولاً در دانشگاه اوسلو و از سال ۱۹۹۰ در عمارت شهرداری اوسلو برگزار شده‌است. سایر مراسم‌های اهدای جوایزاز سال ۲۰۰۵ در سالن کنسرت استوکهولم برگزار شده‌اند. هر سال هر یک از جوایز حداکثر به سه نفر اهدا می‌شود. هر جایزه عبارتست از یک مدال طلا، یک دیپلم افتخار و مبلغی پول. در حال حاضر مبلغ اهدایی در حدود ۱۰ میلیون کرونای سوئد (اندکی بیش از یک میلیون یورو یا ١/٣ میلیون دلار ایلات متحده) می‌باشد. اصولا اهدای این مبلغ با این هدف صورت گرفته‌است که برندگان نوبل، به دور از فشار تامین مخارج، به کار و تحقیق ادامه دهند. اما واقعیت اینست که بسیاری از برندگان، پیش از دریافت این مبلغ بازنشسته می‌شوند. اگر در یک گروه دو نفر برنده شوند، مبلغ مذکور بین دو نفر نصف می‌شود. اگر تعداد برندگان سه نفر باشد، کمیته اهدای جوایز مختار است که این مبلغ را بطور مساوی بین سه نفر تقسیم کرده یا اینکه به یک از برندگان یک‌دوم و به هر یک از دو نفر دیگر یک‌چهارم مبلغ مذکور را اهدا کند. معمولا دریافت‌کنندگان این مبلغ، آنرا برای اهداف علمی، فرهنگی یا انسان‌دوستانه، وقف می‌کنند.

از سال ۱۹۰۲، شاه سوئد، به‌جز جایزه صلح نوبل، رسما کلیه جوایز را در استوکهولم اهدا کرده‌است. پادشاه اسکار دوم در ابتدا با اهدای جوایز بزرگ ملی به خارجی‌ها مخالف بود، اما گفته می‌شود پس از آنکه به ارزش تبلیغاتی این جوایز برای کشورش پی برد نظرش عوض شد. اولین جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۰۱ توسط رییس مجلس نروژ اهدا شد تا اینکه در سال ۱۹۰۴ کمیته نوبل نروژ تشکیل شد. پنج عضو این کمیته توسط پارلمان نروژ (استورتینگت) منصوب می‌شوند و انجام امور مقدماتی مربوط به داوری و نیز اهدای جایزه صلح نوبل بر عهده این کمیته‌است. اعضای این کمیته مستقل هستند و به قانونگزاران پاسخگو نمی‌باشند. اعضای دولت نروژ حق عضویت در این کمیته را ندارند.

[] وصیت نوبل

آلفرد نوبل
آلفرد نوبل

پایه‌گذاری جوایز نوبل در پی وصیت آلفرد نوبل شیمیدان، صاحب صنعت سوئدی و مخترع دینامیت صورت گرفت. آلفرد نوبل در طول حیاتش چندین وصیت‌نامه نوشت. آخرین وصیت‌نامه وی در ۲۷ نوامبر سال ۱۸۹۵ اندکی بیش از یکسال قبل از مرگش نوشته شد. او در ۲۷ نوامبر سال ۱۸۹۵ وصیت‌نامه مذکور را در باشگاه سوئد-نروژ پاریس امضا کرد. اختراع نوبل مستقیما در ساخت مواد منفجره مورد استفاده قرار گرفت و او از استفاده نظامی از اختراعش به شدت ناراحت بود. گفته می‌شود درآن زمان، یک روزنامه فرانسوی به مناسبت مرگ لودویگ برادر نوبل، به اشتباه یک اعلامیه‌های درگذشت کودکان را به چاپ رساند و در آن آلفرد نوبل را «سوداگر مرگ» لقب داد؛ نوبل با خواندن این مطلب تصمیم گرفت که آخرین وصیت‌نامه خود را بنویسید. بر اساس این وصیت‌نامه، نوبل ۹۶ درصد از ثروت خود را به پایه‌گذاری مراسم اهدای پنج جایزه اختصاص داد:

کلیه دارایی‌های نقدشدنی اینجانب باید صرف امور زیر شود:

این سرمایه باید توسط مجریان وصیتنامه اینجانب، برای خرید اوراق بهادار مطمئن سرمایه‌گذاری شود تا از سود آن هر ساله به افرادی که در سالهای آینده به حال بشریت بهترین بهره‌ها را به ارمغان می‌آورند جوایزی اعطا شود. سود حاصل از سرمایه مذکور باید به پنج قسمت مساوی تقسیم شده و به پنج مورد زیر اختصاص یابد: یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا اختراع در زمینه فیزیک دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا پیشرفت در زمینه شیمی دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف در زمینه فیزیولوژی یا پزشکی دست زده باشد؛ یک قسمت به " شخصی که در عرصه ادبیات بارزترین اثر را با گرایشی ایده‌آلیستی خلق کرده باشد؛ و یک قسمت به شخصی که برای ایجاد برادری در میان ملت‌ها و انحلال یا کاهش نیروهای نظامی یا برگزاری یا حمایت از همایش‌های صلح‌طلبانه بزرگترین و بهترین کار را انجام می‌دهد.

جوایز فیزیک و شیمی باید توسط آکادمی علوم سوئد؛ جوایز فیزیولوژی و پزشکی توسط موسسه کارولین در استوکهلم؛ جوایز ادبیات توسط آکادمی استوکهلم و جوایز قهرمانان صلح توسط کمیته‌ای که توسط استورتینگ انتخاب شده اهدا شوند. خواسته آشکار من اینست که در اهدای این جوایز، ملیت شخص مورد توجه قرار نگیرد تا صرفنظر از آنکه او اهل اسکاندیناوی است یا نه، شایسته‌ترین فرد این جایزه را دریافت کند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
خدا رو شکر!

سلام.....خیلی وقت بود که سر نزده بودم....یک مقدار سرم شلوغ شده بود....نتونستم بیام...البته نظر ها و ایمیل هاتونو  دریافت کردم ولی نرسیدم جواب بدم....

قالب وبلاگمو موقتا عوض کردم...دکلمه ای که اول وبلاگم هست رو فقط به خاطر آهنگ زیبای مهسان کریم اوغلو گذاشتم....قصد دیگه ای نداشتم....البته گفته های جالی داره و این رو تقدیم می کنم به پارمیس عزیزم که به من تو این مدت خیلی لطف داشته و خیلی زحمت کشید برای اپلای یو سی ال ایم....امیدوارم خیلی زود همدیگرو ببینیم...مرسی که انقدر از من تعریف می کنی!

اول  مثل همیشه از دوستای مهربونم که لطف کردن نظر و ایمیل دادن ممنونم.....از خانوم ها:پارمیس و دوستشون نادیا.....از  سپیده و سایه عزیز...از سیامک....دکتر فرشاد مهربون....از شقایق که دیگه بیش از اندازه به من لطف داشته و داره.....از سعید و شهیاد عزیزم....از خانوم بیتا که نظر دادن و من هم بنا به سفارششون قالب وبلاگمو عوض کردم...از هادی عزیز...مهندس شجاعی که لطف و محبتش تازگی نداشته و ندارد....از همتون ممنونم......

از خانوم های محترم با اسمهای مستعار الف ب پ ت ث و .......خیلی به من لطف دارین...من شما رو نمیشناسم ولی اظهار محبت و عشق شما هر چند عجیب ولی قابل احترام هست.....سوالات زیادی از من میکنین در مورد سلیقه هام و اعتقاداتم....و اینکه چرا انقدر خشک و بی  روح به نظر میام...من  به نظر شما احترام میگذارم ولی حرفای شما دلیل عدم شناخت شماست.....

خدا رو شکر.....خدا رو شکر مثل سابق احساس قدرت و غرور می کنم....و این رو مدیون خدا می دونم....برای آیندم بی نهایت برنامه دارم....در مورد احساسم ....بار ها گفتم که دنبال بی سر و پاها دیگه نمی گردم.....کسی رو دوست دارم که دوستم داشته باشه و نشون بده و بگه.....من برای مرام و مسلک عاشقیم خیلی حرمت قایلم......لزومی نمی بینم تو وبلاگ توضیح بدم که کار زیاد جالبی نیست.....ولی آخه پرسیدن این سوال که چرا عاشق نمی شم...نمی دونم از چه تیپ دختری خوشم میاد معنی نداره....همه چیز نسبی هست....فقط خداون هست که مطلق می باشه.....چند روز پیش خانوم محترمی ایمل زده بود و یه سری حرفایی که...نمی دونم.....ولی به نظر خودت...عزیز من....معنی می ده؟...من به ابراز عشق کلامی و قلبی اعتقاد داشته و دارم....ولی بی نهایت سخت گیرم....الان خیلی خوب یک هوس و یک تمایل زودگذر به خاطر تیپ و قیافه یا به خاطر خونواده رو با عشق تشخیص می دم......

بی نهایت خداوند رو شاکرم که هر چی دارم از اوست.....هر چی....خوشحالم که خودم رو باور کرده و می کنم.....من اگه آ رامش داشته باشم قادر به انجام هر کاری هستم...هر کاری...پس آرامشم رو فدای احساسم نمی کنم...مگه اینکه صادق عاشق رو ببینم......

خیلی از خودم گفتم....ممکنه به نظر درست نیاد...ولی من تو ابراز عقایدم آزادم...همونطور که شما آزادید.....خط فکری من عشق فرازمینی  هست....خط فکری من تو عشق...مکتب شریعتی هست.....پول برای زن....مادیات برای زن...برای مرد...برای همسر آینده نیست....فدا شدن هست که همه رو در بر می گیره......پس قبول کنید با این مرام....باید سخت گیر باشم ولی در ادامه .....

بازم ممنونم....سعی می کنم باز هم بیام....مرسی از اینکه حوصله کردین.....آهان داشت یادم می رفت....خانوم شیلای عزیز از گوتنبرگ.....صفحه ۱۲۲ کتاب کویر شریعتی تفاوت بین عشق فرا زمینی و عشق زمینی رو به تفصیل شرح داده است......

شب خوش...

دوستون دارم...

علی

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |