تبليغاتX
بسوی فرداهای روشن

بسوی فرداهای روشن

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
سیاووش قمیشی....صداش هنوزم محرم دلتنگیام هست!
 

چی بگم؟....فقط بگم تنها کسی که با صداش خوندم...با صداش اشک ریختم...با صداش عاشق شدم ....با صداش از زمین بلند شدم...با صداش رو پام ایستادم و با صداش زندگی می کنم....آدم خرافاتی نبوده و نیستم....تو مقطعی بیش از اندازه از احساساتم مایه گذاشتم ولی بطور ناگهانی زمانی که فکر می کردم به پوچی رسیدم دوباره با آهنگ و شعراش باور کردم عاشقی بهترین مرام دنیاست!و یاد گرفتم که یادم بمونه  قداست و حرمت عشق رو نثار هر بی سر پایی نکنم....یاد گرفتم که سکوتی باشم که هرگز شکسته نشوم....یاد گرفتم خدا رو باور کنم....و خدا رو شکر می کنم که هنوز با خدا رفیقم ....رفقای عزیزم ....هیچ وقت یادتون نره...رفیق خوب  همه چیشو پای رفاقت میده....خدا آخر رفاقت...آخر مرام...آخر مردونگی هست....باهاش باشین!سعی کردم خودمونی منظورمو بگم که قشنگ لمسش کنین!

 

 

 

 

سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.

سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی ? مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است.

سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران.

اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما ? نسل بعد از انقلاب ? در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است.

موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب باد.

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
به نظر من...!

شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها!

مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند!

پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!

بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!

موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!

فحش خواهر و مادر می دیم! به همدیگه! به دين و مذهب!  و  عربها و غيره! اما تا يه مشكلي پيش مياد ميگيم يا فلان امام!!  و در لوس آنجلس هم بيشتر سفره حضرت عباس باز ميکنيم تا توی تهران.

ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تک تکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می دیم! سه تا که ميشيم پنج نظر متفاوت داريم و هممون خيال ميکنيم حق داريم.

ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش و اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم!

ما امام زاده می سازیم! بعد پول می ندازیم و از امام زاده می خوایم که مشکلاتمون رو حل کنه!

ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم!

ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!

ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده، موتورسوار  های آدمخور  .... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه !

ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه!

ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ  صد درصد غلط !

ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه امون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم!البته دوستان خیلی اصرار می کنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد.

ما توی خیابون زل می زنیم به سینه زن ها! کوچیک یا بزرگ مهم نیست! مهم اینه که وقتی خانومه نزدیک شد حتماً یه متلک آبدار نثارش کنیم ........ ما از اینکارا خیلی می کنیم!


به آذری ها متلک ميگيم، اونارو مسخره ميکنيم  و براشون جوک ميسازيم ولی بهترين و مفيدترين دوستامون آذری هستن!


 


اما سه چیز برای ما خیلی مهمه:

یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد که روی هیچ نقشه ای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه!

دو: حواسمون هست که هرجا اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها رو اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم!

سه: دولت کشورمون بايد مثل دولت سوئد و نروژ باشه. دموکرات / عشقی / مهربان. با يک شرط:

ما همون 'آدم' هايی که در بالا گفتيم بمونيم!!!

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
زندگینامه اندی...به هیچ عنوان از سبک آهنگاش و شعرای چیپش خوشم نمیاد فقط با هاش خاطره دارم!
 

در روز بیست و یکم اپریل یا اول اردیبهشت یکی از سالها پسری در مجیدیه تهران و در یک خانواده ارمنی و اهل موسیقی به دنیا اومد. 3 خواهر و 4 برادر داشت و نامش رو آندرانیک گذاشتن، آندرانیک مددیان. از همون بچگی نبوغ موسیقی در این کودک بازیگوش نمایان شد. پدر او همواره در مسافرت بود و خانواده رو با خودش میبرد، به همین دلیل او اکثر شهرهای ایران رو دیده. مانند پدر علاقمند به موسیقی بود و برای خودش رویای زیبایی ساخته بود. بالاخره هم به آرزویش رسید و اولین گیتارش را در 14 سالگی با چوب ساخت. به گفته خودش صداهای عجیب و غریب از آن در می آمد. او موفق شد تحصیلات دبیرستان رو در رشته ریاضی تموم کنه و دیپلم گرفت. پسر خاله هاش یک گروه موسیقی تشکیل داده بودند و از آندرانیک هم دعوت کردند با آنها همکاری کند. او در آن گروه شروع به گیتار زدن کرد. بعضی وقتها هم قطعاتی رو به زبان انگلیسی اجرا میکرد. آنقدر در کارش پیشرفت کرده بود که قطعاتی را در محضر شاه اجرا کرد. مدتی هم در گروه کورش یغمائی گیتار میزد. روزها گذشت و او تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به آمریکا برود و وارد کالج موسیقی شد، رشته ای که آرزویش را داشت و بعد از مدتی کارش را در کاباره تهران لس آنجلس شروع کرد. فردی که در زندگی او تاثیر زیادی گذاشت و در حقیقت راه را برای او باز کرد و دستش را گرفت، شهرام شب پره بود. او استعداد آندرانیک را دیده بود و از او دعوت کرده بود تا به عنوان صدای دوم برای او بخونه. دوران دانشگاه سختترین دوران زندگیش بود، تا حدی که فقط برای یک وعده غذا پول داشت. ولی او همه چیز را تحمل کرد. روزی به او گفتند یک خواننده هست که سبکش به کار تو خیلی می خوره و میتونید یک گروه موسیقی خوب دو نفره تشکیل بدین. او کورس بود که بعدها با هم بهترین گروه دو نفره را تشکیل دادند. به کورس هم همین را گفته بودند و دست روزگار این دو را با هم آشنا کرد و پرطرفدارترین و جنجالی ترین گروه موسیقی دو نفره بعد از انقلاب را تشکیل دادند. اولین آلبومی که از این دو به جا مانده خواستگاری است، با شعری زیبا و قوی از ژاکلین دختر ویگن به نام خواستگاری. این اولین کار آنها با ژاکلین بود که با استقبالی بی نظیر روبرو شد. دیگر آهنگ زیبای این آلبوم مادر هستش. در یکی از کنسرتهای آنها دختری بود که آندرانیک را خیلی دوست داشت و شب کنسرت او را اندی صدا زد و این شد که دیگر همه او را با نام اندی صدا میزدن. دومین آلبوم آنها پرواز بود و باز هم با شعرهای زیبای ژاکلین. آهنگهای تپلی، بوسه، ما همه ایرونی هستیم و نیلوفر به قدری گل کرد که همه اونا رو زمزمه میکردن و روز به روز بر محبوبیت آن دو افزوده میشد. آهنگ انگلیسی این آلبوم که توسط اندی خونده شده بود یعنی Restless در متن یک فیلم هالیوودی به نام Hollywood Cop قرار گرفت. در این آلبوم اندی و کوروس با فردی آشنا شدند که در زندگی هنری آن دو و به خصوص اندی تآثیر فراوانی گذاشت. او علیرضا امیر قاسمی بود و به قول خود اندی: "علی گوش سوم منه." امیرقاسمی مانند یک برادر همراه اندی بود و او را در انتخاب آهنگ کمک می کرد. ویدئوی زیبای چی میشد اگه میشد هنوز هم در خاطره ها هست. بدنبال موفقیت آلبوم پرواز و سر و صدای زیاد این دو خواننده تازه نفس، محبوبیت آن دو بیش از پیش شد و آنها کنسرتی برای طرفداران اجرا کردند. تمام بلیطها فروخته شده بود و سالن دیگه گنجایش نداشت. عده فراوانی پشت درهای بسته مونده بودن. هفته بعد اندی و کوروس برای بچه ها و تمام کسانی که برنامه رو ندیده بودن کنسرت مجانی اجرا کردن و با مردم سرود ما همه ایرونی هستیم رو سر دادند. بعد از اجرای موفقیت آمیز کنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه کردند: بلا، که جهشی فوق العاده در کار آن دو بود. ترانه های خوب این آلبوم بلا، شیطون بلا، نگاه، نمیای، لیلا و خدای آسمونها بودند. موفقیت آن دو هر روز بیشتر از روز پیش بود و کنسرتها با استقبال زیادی مواجه می شد. یکی از طرفداران این دو، دختری حدودا 14 ساله بود که بیماری سرطان داشت و در بیمارستان به انتظار مرگ نشسته بود. وقتی اندی و کورس این ماجرا را شنیدند همراه یک هدیه که یک دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند و به گفته خود آن دختر: "آن روز آنقدر اندی و کورس به من امید به آینده را دادند و اینکه باید خوب شوم و به کنسرت آن دو بروم که من تا حدودی روحیه خودم رو به دست آوردم." چون سرطان عمیقا در وجود او ریشه نکرده بود آن دختر سلامتی خود را به دست آورد و جالب اینکه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصیل رشته پزشکی هست و اندی در جشن فارغ التحصیلی او هم شرکت کرد و در تمام این سالها از زندگی این دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند. بعد از آلبوم بلا اندی و کوروس احساس کردند که دوست دارند هر کدام جدا به فعالیت هنری خود ادامه بدهند و قرار شد آخرین آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه کنند: آلبومی به نام خداحافظ. در این آلبوم با شاعری آشنا شدند که باز هم در زندگی هنری اندی و کوروس و مخصوصا اندی تاثیر بسزایی گذاشت: پاکسیما زکی پور. این شاعر استثنایی و جوان با آن شعرهای زیبا و قوی در محبوبیت اندی صد در صد تاثیر گذاشته است. این شاعر هنوز هم با اندی همکاری می کند و جزو دوستان صمیمی اندی هست. پاکسیما کار هنری خود را با اندی آغاز کرد. آلبوم خداحافظ با آهنگهای زیبای دختر آتیش پاره، آمنه، کویر و عشق مسموم، باز هم جزو پر فروشترین آلبومها شد. بعد از فروش این آلبوم و اجرای کنسرتها، اندی و کوروس اعلام کردند که میخواهند رسما از هم جدا شوند. در آن زمان از هر کسی میپرسیدند چه کوچک و چه بزرگ که نظر شما راجع به جدایی این دو چیست، همه میگفتند: "ما به این دو با هم عادت کردیم، حیف است که از هم جدا شوند." شایعاتی هم ورد زبانها افتاد. ولی اندی و کوروس در تلویزیون آمدند و اعلام کردند که هیچ مشکلی با هم ندارند و فقط از نظر کاری با هم اختلاف عقیده دارند. در نهایت اندی و کوروس این گروه محبوب و جنجالی از هم جدا شدند و دوره 8 ساله کاری آنها به پایان رسید

بعد از جدایی هر کدام جدا به فعالیت خود ادامه دادند و به جرات میتوان گفت که اندی گوی سبقت را از کوروس ربود. کوروس چند ماه بعد ازدواج کرد، ولی اندی تمام زندگیش را روی کار هنری خود گذاشت. بعد از جدایی آنها، اندی اولین آلبوم خود رو از طرف شرکت کلتکس وارد بازار کرد: آلبوم بیقرار. این آلبوم یک استثنا در زندگی اندی بود که یک شبه ره صد ساله را طی کرد. در این آلبوم 10 ترانه هست که یکی از یکی قشنگتر هستش و به گفته خود اندی: "بیقرار قصه زندگی منه. قصه روزهای پر عطش عشق و شبهای سرد تنهایی. قصه تلخیها و شیرینیهای زندگی. قصه پیروزیها و ناکامیهای من در عشق و امیدی برای فردایی روشن و عشقی واقعی. هنوزم بیقرارم..." ترانه های زیبای این آلبوم دختر ایرونی، شیطنت، پری شهر قصه، اگه عشق همینه، بیقرار، شبگرد و قصر کاغذی هستن. اندی روی اون یک سال و نیم زحمت کشید و این آلبوم خلاصه ای از زندگی خودشه. آلبوم بیقرار پر فروشترین آلبوم دهه نود شد. شعرها از پاکسیما بودند و آهنگ عشق اول از سیاوش قمیشی و آهنگ بیقرار از هانی با آن ملودی زیبا. کنسرت اندی برای آلبوم بیقرار با موفقیت تمام اجرا شد و آن شب جای خالی پیدا نمیشد و عده ای هم پشت در بودند تا بتوانند وارد سالن شوند. در این آلبوم فرخ آهی هم یار همیشگی اندی بود و به او کمک فراوانی کرد و اندی این آلبوم و تمام آلبومهای خود را در استدیو فرخ آهی ضبط کرده است. در این آلبوم بود که مردم با دختری آشنا شدند که همیشه با اندی بود و اندی از او به عنوان صدای دوم استفاده میکرد. او شینی ریگزبی (Shani Rigsbey) بود. دختری امریکایی و علاقمند به فرهنگ ایرانی و زبان فارسی. شینی در حال حاضر خود خواننده شده ولی هر چه دارد از اندی است. از آن زمان به بعد این دو همه جا با هم بودند و خود اندی هم در جایی اعلام کرد که شینی دوست دختر اوست. اندی همه جا از گروهش تعریف کرده و عنوان کرده: "من بدون گروهم هیچ هستم." بعد از موفقیت بی سابقه این آلبوم، اندی آلبوم لیلی را وارد بازارکرد با ترانه های زیبایی مثل لیلی، عید شما مبارک و یه روزی تنگ غروب آسمون، باز هم از شرکت کلتکس که با دو هنرمند دیگر هم همکاری کرد: بیژن مرتضوی و حسن شماعی زاده. با آن عبارت زیبا در اول آهنگ لیلی: "هر کس در زندگی یک لیلی دارد و این لیلی من است." تمام اینها نشان میدهد که اندی در تمام این سالها عاشق بوده، عاشق چه کسی این را هیچکس نمیداند. در کنار اندی علیرضا امیر قاسمی هم برای او ویدئوهای زیبا میساخت. بعد از این آلبوم، اندی آلبوم تنهایی را از شرکت کلتکس به بازار ارائه داد: شعرها از پاکسیما، ویدئو از کوجی زادوری و امیر قاسمی، ضبط از فرخ آهی و گروه اندی باز هم او را یاری میدادن. آهنگهای زیبای تنهایی، ناز ناز، خوشگل محلمون، سوگلی، جاده احساس، چشمای ناز و مادر بقدری گل کردند که ورد زبان همه شده بودند. هر پسری که میخواست با دختری دوست شود، آهنگ ناز ناز رو براش میخوند. دخترها برای کنسرتهای اندی سر و دست میشکوندند و اندی مثل همیشه میگفت: "خدا زیادشون کنه." در اینجا باید بگم آلبومهای اندی همه بیشتر از ده آهنگ دارند، برعکس تمام خواننده ها که این هزینه زیادتری میخواهد. در آلبوم تنهایی اندی آهنگ مادر را بازسازی کرد که آن را برای مادرش ساخته بود. زمانی که مادرش ایران بوده و اندی امریکا، مادرش دچار عارضه مغزی میشود و اندی در آن حال شعر این آهنگ را مینویسد و آن را در بدترین شرایط اجرا میکند. خوشختانه حال مادرش خوب میشود و بعدها مادرش عازم امریکا میشود و تمام کارهای اندی را دنبال میکند. او هفته ای 2 بار باید با مادرش غذا بخورد، بهرحال او پسر خانواده است. بعد از آلبوم تنهایی، اندی آلبوم سرسپرده را به مردم عرضه کرد. آلبومی عاشقانه از کمپانی ترانه. شعرها طبق معمول از پاکسیما و آهنگها از اندی، منوچهر چشم آذر و توحید. در این آلبوم اندی از شاعران جوان هم استفاده کرد. بهترین ترانه های این آلبوم دختر بندر، یکدونه دختر، گلی جان، سرسپرده، من و تو، خاک و ریشه، امروز که من عاشقم و تولد هستن. گل این آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است که پاکسیما شعر آن را گفت و اندی در یک نصفه روز آهنگ آن را ساخت و به گفته خودش این آهنگ یک هدیه از طرف خدا برای او بود. آهنگ تولد به این شکل ساخته شد که پاکسیما روی جلد کادوی تولد اندی شعر تولد را نوشت و چون اندی خوشش آمد، روی آن آهنگ گذاشت. آهنگ من و تو و بقیه آهنگها به قدری گل کردند که اندی مجبور شد در سالن زیبای پلیس (Palace) لس آنجلس کنسرت بزرگی اجرا کند که از چند روز قبل تمام بلیتها فروخته شده بود. در این کنسرت تمام چهره های هنری حضور داشتن و وارطان آواناسیان مدیر شرکت ترانه و کوجی زادوری موفقیت اندی را تبریک گفتند. کوجی و امیر قاسمی ویدئوهای این آلبوم را تهیه کردند. بخصوص ویدئوی زیبای سرسپرده. در این بین باید گفت اندی جزو تیم فوتبال هنرمندان هم هست و تا بحال چندین گل هم زده، آرزویش هم اینست که در استادیوم آزادی بازی کند. بعد از آلبوم سرسپرده نوبت به جاده ابریشم رسید. آلبومی عاشقانه تر از آلبوم قبلی. اندی خود راجع به این آلبوم حرفهای زیادی زده. میشه گفت تمام ترانه های این آلبوم زیبا و دوست داشتنی هستن: به کسی نگو، کتاب آفرینش، یار سبزه، گل ناز، تو که رفتی، شب من و ای ایران. آهنگها از خود اندی با همکاری حسن شماعی زاده، منوچهر چشم آذر، توحید و فریبرز حاج نبی و شعرها اکثرا از پاکسیما هستند. آهنگ شب من به گفته خود اندی در شرایط بدی اجرا شد. دوست دختر او برای بار دوم او را رها کرد و اندی در بدترین شرایط روحی این آهنگ را ضبط کرد. این آهنگ بعدها در فیلم هالیوودی پرنسس و سرباز (Princess And The Marine) در قسمتی از فیلم گذاشته شد. اندی خودش این آهنگ را به دوست دخترش تقدیم کرد. آهنگ فوق العاده تو که رفتی به قدری سرو صدا کرد که همه آن را تکرار می کردند. ترانه Close To Your Heart را شینی شعرش رو گفت و اندی آهنگ آن را ساخت. اندی یک آهنگ ارمنی به نام Orera Seero هم در این آلبوم دارد. اندی در زمان ساخت این آلبوم به ارمنستان سفر کرد، به همین دلیل اسم آن را جاده ابریشم گذاشت. این آلبوم نشان میدهد که اندی سال عاشقانه و سختی را پشت سر گذاشته، چون او به پاکسیما میگه: "من امسال مثلا عاشقم، آهنگ عاشقانه برام بگو، سال دیگه همه چی خوبه ما با همیم. آهنگی برام بگو که همه چیز را نشان دهد." تا یادم نرفته بگم که اندی بعد از صعود تاریخی تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی 98 آهنگ قهرمانان وطن رو با داریوش و لیلا و بعد از پیروزی تیم ملی بر آمریکا آهنگ ملی پوشها رو خوند که دومی در همین آلبوم جاده ابریشم قرار گرفت. اگر توجه کرده باشید تمام آهنگهای اندی به جز چند تا که انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش: "من حرف دیگری به جز دختر و پسر ندارم که بزنم". بعد از این آلبوم اندی یک آلبوم دو آهنگه وارد بازار کرد به نام نونه، که بازسازی آهنگ زیبای چرا عاشق شدم و آهنگ ارمنی نونه بود. بعد از این آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار کرد که به 7 زبان زنده دنیا در آن آهنگ خونده. این آلبوم از طرف کمپانی آونگ و یک کمپانی امریکایی به نام Tower Records به بازار عرضه شد. اندی یواش یواش خودش رو وارد ماکت امریکایی میکرد. او میگه: "این آلبوم جای خاصی در قلب من داره به همین دلیل اسم اون رو و قلب من گذاشتم." روزنامه ها آن را رمانتیک ترین آلبوم اندی معرفی کردند. آهنگها یکی از دیگری قشنگتر بود: آهنگ عربی یالا با صدای اندی و راغب علامه خواننده معروف عرب که هم شعرش را با هم گفته بودند و هم آهنگش را با هم ساخته بودند، آهنگ زیابی نیلوفر بهار، ترانه ریحان با شعر پاکسیما و آهنگ اندی، آهنگ 8و6 یادم میاد، آهنگهای زیبای تب تو، شب عاشقی و رویا، آهنگ عاشقانه تو نباشی، آهنگ انگلیسیYou're The Reason که شعرش را شینی گفت و اندی آهنگش را ساخت و یک آهنگ هندی انگلیسی به نام In My Mind با یک دختر هندی و آهنگ اسپانیولی Soosi که بر وزن نونه ساخته شده بود. بعد از این آلبوم بود که روزنامه های امریکا از اندی به عنوان الویس شرق، ریکی مارتین ایران و شاهزاده پاپ فارسی نام بردند و محبوبیت اندی در جامعه امریکایی چند برابر شد. با گروههای بزرگی در سالنهای مجلل کنسرت گذاشت. با گروه آلابینا در سالن زیبای گریک تیتر (Greek Theatre) کنسرت داشت و به تنهای 6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع کرد و شبی فراموش نشدنی برای همه بود. به مناسبت این آلبوم کنسرت افتخاری در تاور رکوردز گلندل، محله ارمنی نشین کالیفرنیا اجرا کرد و جازیست گروه پلیس هم آنجا حضور داشت و همکاری آنها از این به بعد آغاز شد. از همین آلبوم هم یک نمونه وارد مارکت امریکایی کرد، با چند آهنگ اضافه تر که آهنگ هتل کالیفرنیای معروف هم در آن بود که همه میگفتند از اصلش هم قشنگتر شده. آهنگ تو نباشی به گفته خود اندی غم انگیزترین صدای نی در ارمنستانه. اندی برای سومین سال پیاپی برنده جایزه بهترین خواننده ارامنه شد. استینگ مدیر گروه پلیس هم فعالیت خود را با اندی آغاز کرد. اندی با مهارت خاصی به زبان انگلیسی موسیقی ایران را به امریکاییها معرفی کرد و تبدیل به یک خواننده بین المللی شد و مصاحبه ها در CNN، NBC و CBS و موفقیت در کنسرتها او را بیش از پیش محبوب کرد. او حالا به آرزوی دیرینه خود رسیده بود. با روزی 16 ساعت کار کردن با گروه و دوستان خوب او، این موفقیت دور از دسترس نبود. بعد از این موفقیت او با دو خواننده بزرگ دیگر عرب آشنا شد: خالد و حکیم و قرار بود توری بزرگ ترتیب دهند، برای اجرای کنسرت در سالن زیبای گریک تیتر. ولی این برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزینه و زحمتی که برای این برنامه کشیده شده بود اندی این برنامه را لغو کرد و اعلام کرد که مردم امریکا را مانند ایرانیان دوست دارد و خود جزو شهروندان امریکایی هست و به دلیل احترام کنسرت را لغو کرد. جالب اینجاست که شینی میهمان افتخاری تمام کنسرتهای اندی است و همراه او برنامه اجرا میکند. اندی در این بین یک آلبوم وارد بازار کرد با همکاری پاکسیما، حمید و پیروز، که در حقیقت آلبوم پاکسیما بود با شعرهای او که از دوستان خود دعوت کرده بود با او همکاری کنند. واقعا اندی در این آلبوم برای پاکسیما سنگ تمام گذاشت. آلبومی به نام یاران، با آهنگهای فوق العاده قصه باران و تصویر من و سرسپرده از اندی که با شعرهای فوق العاده پاکسیما توسط اندی اجرا شد و پاکسیما هم در آنها دکلمه میکرد. آلبوم بعدی اندی، خلوت من نام گرفت. اندی در مصاحبه ای اعلام کرد: "من دوست دارم مردم بدانند در خلوت من چه میگذرد." این آلبوم هم جزو عاشقانه ترین آلبومهای اندی قرار گرفت. از کمپانی آونگ و تاور ریکوردز. اندی در این آلبوم نشان داد هنوز هم شور عشق در او هست. آهنگ چه خوشگل شدی به قدری بین مردم طرفدار پیدا کرد که احتیاج به توضیح من نیست. هنوز هم وقتی تو خیابون راه میرین اگه خوب به دور و بر گوش کنین، این آهنگ رو میشنوین. آهنگهای نگاه اول، برگرد، از یادم نرفته، شقایق، عشق و ایثار، 4 نوع میکس آهنگ ریحان، آهنگ تغییر داده شده تپلی به زبان ارمنی به نام مارال، آهنگ تغییر داده شده یالا به زبان اسپانیولی به نام بایلا و در نهایت آهنگی متفاوت با سبک کار اندی به نام برو. تمام کارهای او نشان میدهد که همه چی خوب است: "من با دوست دختر خوبم مشکلی ندارم." ولی هیچ وقت در آهنگهای اندی این نبوده که به کسی بگوید: "برو دیگه نمیخوامت." البته ویدئوی این آهنگ ریشه هایی از سیاسی بودن رو نشان داد، اما اندی همیشه خود را از سیاست جدا کرده. تمام شعرها از پاکسیما و آهنگها از اندی، منوچهر چشم آذر، محمد مقدم و ... هستند. بعد از این آلبوم اندی همراه با شینی و منصور کنسرتی بزرگ و فراموش نشدنی در سالن بزرگ و زیبای گریک تیتر اجرا کردند. اندی در این کنسرت پر نشاطتر و پر انرژی تر از قبل برای مردم برنامه اجرا کرد. زندگی عاشقانه اندی با حضور دوست دختر زیبای او سپری میشود. او هنوز هم عاشق است. او کنسرت دیگری با امید در پارک ارواین (Ervine) اجرا کرد که آن هم با استقبال بی نظیر مردم روبرو شد.  آلبوم دیگراندی هم در ماه سپتامبر عرضه شد که یک آلبوم ارمنی بود و آخرین آلبوم اندی هم با نام پلاتینیوم به بازارآمد که آهنگهاش خیلی توپه اندی همیشه برای جوانها نصیحتی داشته: "دوری از مواد مخدر، احترام به بزرگترها و درس خواندن" و به تمام دخترها و پسرها همیشه و همیشه گفته: "با اونی که دوستش دارین تا آخر بمونید. به هم وفادار باشین." اندی احساس دوست داشتن رو اینگونه توصیف کرده: "صبح که از خواب بلند میشی احساس میکنی دنیا مال توست. دوست داری با کسی که دوستش داری بری پارک، پیکنیک، به خاطر اون دختری که دوستش داری حاضری همه دنیا رو به اون ببخشی و شب که میخوای بخوابی خوشحال از این احساسی که دادی و گرفتی." اندی همیشه از زندگیش راضی بوده و هست و همیشه به گفته خودش نیمه پر لیوان را نگاه میکند. اندی با خواننده های دیگر هم کنسرت گذاشته، مثل داریوش، ابی، شهرام کاشانی و ... و به خیلیا در این راه کمک کرده تا آنها هم وارد دنیای هنر بشن، مثل شینی، مکابیز و مهران.

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
چند نکته و نتیجه اخلاقی !
درس اول :
يه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند
يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه
جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم
منشی می پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!
 من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم !
پوووف! منشی ناپديد ميشه ...
! بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من
 من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...
 پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه
بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه
مدير ميگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!
نتيجه : اخلاقی اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه !
درس دوم :
يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش
راهبه سوار ميشه و راه ميفتن
چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه
راهبه ميگه: پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار !
کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه...
 چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس ميده !
راهبه باز ميگه: پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!!!
کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه
بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته: به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی !!!
نتيجه اخلاقی اينکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی!!!
 درس سوم :
بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد
همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد
زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه
همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود
تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازی زمين!
بعد از چند لحظه ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره !
زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و برگشت
پيتر پرسيد: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود
پيتر گفت: خوبه چيزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!!
نتيجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتی باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيری کنيد !!!
 درس چهارم :
 من خيلی خوشحال بودم !
من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم  والدينم خيلی کمکم کردند   دوستانم خيلی تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود
فقط يه چيز من رو يه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود!
اون دختر باحال ، زيبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم
يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوين عروسی !
سوار ماشينم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :
اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو …………… .!
من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم
اون گفت: من ميرم توی اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستی بيا پيشم
وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم !
يهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!
پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدی!
ما خيلی خوشحاليم که چنين دامادی داريم  و هيچکس بهتر از تو نمی تونستيم برای دخترمون پيدا کنيم به خانوادهء ما خوش اومدی !!!
نتيجه اخلاقی: هميشه کيف پولتون رو توی داشبورد ماشينتون بذاريد !!!  
درس پنجم :
 يه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه!
صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكی از دوستهای صميميش (مونث) بمونه...
شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمی ترين دوستهای زنش زنگ ميزنه ولی هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!
يه شب آقای خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتی مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكی از دوستهای صميميش (مذكر) بمونه...
خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمی ترين دوستهای شوهرش زنگ ميزنه : ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تای ديگه حتی ميگن كه آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست !!!
نتيجه اخلاقی: يادتون باشه كه مردها دوستهای بهتری هستند !
ادامه مطلب
+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
برای شیوای عزیز

شیوا جان...عزیزم....سوالی کا از من کردی...من منبع موثق و قابل اعتمادی رو براش پیدا نکردم...برای همین نمی تونم با اطمینان جواب بدم ولی این چند خط فکر کنم به دردت بخوره عزیزم...مراقب خودت باش ...دوست دارم موفقیتتو ببینم....!

1. براي مهاجرت يا اقامت دائم به استراليا به چه مدارکی احتياج داريم .در اين زمينه چه کارهايي نياز است که انجام دهيم ؟
قدم اول خواندن مجموعه ارزيابي مدارک تحصيلي در سايت job1.ir www.است .تا به اين طريق تشخيص دهيدکه کدام مسيربراي اقدام شما بهتر ميباشد.
در مرحله دوم تکميل فرم مشحصات وارسال آن به کاريابي بين المللي نرجس مي باشد. توجه داشته باشيد که در ارزيابي اوليه دو مورد زير حائز اهميت است :
1.1. مدرک تحصيلي دانشگاهي
1.2. تجارب و مهارتهاي کاري مرتبط با رشته تحصيلي
TOP
2. من تجربه محدودي دررابطه با مهندسي دارم . آيا من هم مي توانم براي ارزيابي مدارک تحصيلي اقدام کنم؟
درصورتيکه شما بتوانيد 4-3 سال تجربه مهندسي ارائه دهيد و مهارتهاي خود را در سه گروه اصلي زير تعريف نماييد ، امکان ارزيابي مدارک شما وجود دارد :
2.1- مدرک ليسانس مهندسي حرفه اي
2.2- پروژه و مهارتهاي کار
2.3-مواد درسي مطالعه شده در دانشگاه
TOP
3.براي ارزيابي مدارک مهندسي آيا نيازي هست که امتحان IELTS را طي کنيم ؟
همه متقاضياني که مي خواهند مهارتهاي آنها توسط موسسه مهندسي استرالياارزيابي گردد بايد مدارکي که گوياي مهارت آنها در زبان انگليسي نيز مي باشد را تهيه کنند .
متقاضيان بايد حداقل نمره 6 رادرهر 4 مهارت خواندن ، نوشتن ، صحبت کردن ، شنيد ن به صورت جنرال يا آکادميک IELTS بدست آورند. اطلاعات بيشتر در رابطه با IELTS را مي توانيد در مجموعه يا سايت www.ielts.org بيابيد .
توجه داشته باشيد که موسسه مهندسين استراليا حق اين را دارد که درصورت لزوم نتايج IELTS را ارزيابي کند.
TOP
4.آيا مي توانم فرم تقاضاي خود را ازطريق فكس يا ايميل بفرستم. چگونه مي توانم از نتيجه ي تقاضايم باخبر شوم ؟
خیر ، شما میتوانید فرم تقاضارادر سایت کاریابی بین المللی نرجس به آدرس www. Job1.ir پر کنید. این فرمها توسط کارشناسان مربوطه بررسی می شود . بعداز پرکردن فرم تقاضا از طریق سایت به ایمیل شما یک password وusername فرستاده می شود که با وارد کردن آن در سایت، می توانید از گردش کار خود در هر مرحله آگاه گردید.
TOP
5.آيا موسسه اي در استراليا وجود دارد كه بتواند در پيداكردن شغل به ماكمك كند ؟
باتوجه به اینکه استرالیا یک کشور پیشرفته است وسطح فعالیتهاو مهارتهای شغلی آن باکشورایران فرق می کند،بنابراین درابتدا برای افراد متخصص نمی توان شغل تخصصی ومورد نیاز را انتخاب کرد.لذا ضرورت دارد که متقاضیان اشتغال، مهارتهاو تخصصهای خودشان را در محل به کارفرمای مربوطه عرضه کنند.
ازآنجایی که کارفرمایان بسیاری در استرالیا وجوددارند که به افراد متخصص نیازمند می باشند امکان پیداکردن شغل باتوجه به تمهیداتی که در این خصوص کاریابی در نظر گرفته است میتوانید شغل اولیه پیدا کنید .
TOP
6.آيا مدارک تحصيلي ارزشيابي شده توسط NOOSR بايد مجدداً توسط موسسه مربوطه ارزيابي شود؟
بله ، اگر داراي مدرک تحصيلي دانشگاهي هستيد و مي خواهيد اين مدارک دراستراليا بصورت معادل برسميت شناخته شود بايد براي داشتن مدارک تحصيلي و تجارب کسب شده، توسط موسسه مربوطه در استراليا اقدام کنيد.
NOOSR ، تنها مدارک تحصيلي راجهت استخدام عمومي ارزيابي مي کند واين به معناي پذيرش مدرک تحصيلي فرد براي در حرفه تخصصي دراستراليا نمي باشد.
TOP
7. مدرک ليسانس من از کشور ايران مي باشد ولي مدرک فوق ليسانس خود را از استراليا اخذ کرده ام . آيا مي توانم از مدرک فوق ليسانس خود به عنوان مبنابراي تقاضاي ارزشيابي مدارک تحصيلي استفاده کنم ؟
اصولا ارزيابي در استراليا برپايه مدرک ليسانس و مهارتهاي ارائه شده انجام مي گيرد . مدرک فوق ليسانس تنهاکمک مي کند تا مهارتهاي شما در نظر گرفته شود وبه تنهايي نمي تواند به عنوان مدرک مورد نيازاستراليا لحاظ گردد و مدرک فوق هيچ نوع ارجحيتي در ارزيابي يا اولويت بندي ايجاد نمي کند.
TOP
8. من قبلا مدارک خودرابراي ارزيابي به موسسه مهندسي استراليا فرستاده ام ، ليکن ارزيابي مدارک من صورت نگرفته است . آيا درچنين شرائطي شما مجددا مي توانيد درخواست من را پيگیري نماييد ؟
متقاضياني که خواستار چنين پيگيري قانوني مي باشند ، بايد در ابتدا از طریق کاریابی بین المللی نرجس ،يک وکيل مبرز انتصاب نمايند تا پس از آن موضوع پرونده شان مورد بررسي وپيگيري قانوني قرارگيرد.
TOP
9. گزارش عرضه ي مهارتي به 3 بخش كاري وشرح مختصري از مدارك به عنوان ويژگي مهارتي نياز دارد . آيا ميتوان تحليل مهارتي را به صورت يك سند جداگانه ارائه داد ؟
خير، تحليل مهارتي روندي است که برروي خلاصه ي اظهارات مربوط به ويژگيهاي مهارتي الصا ق مي گردد. درنتيجه،اين تحليل يک سند مجزا نيست.
TOP
10. چگونه مي توانم تاييديه ها ومعرفي نامه هاي شغلي و تحصيلي تهيه نمايم ؟
مشخصات فردي که براي تاييد مدارک مورد قبول مي باشدعبارتست از:
نام ونام خانوادگي ، شغل معرف ، آدرس معرف بانضمام جزئيات مربوط به فعاليتهاي انجام شده توسط متقاضي که بايد در هر صفحه مدارک به طور واضح آورده شود. همچنين در صورت امکان بهتراست تاييديه ها داراي مهر اداري باشند.
TOP
11. من تا كنون شماره تماسي از شمادريافت نکرده ام ؟
با توجه به تعداد بسيار زياد متقاضيان ،کاريابي بين المللي نرجس شماره تماسي براي متقاضيان اعلام نمينمايد مگر اينکه فرم تقاضا آنها تکميل و ارسال گردد . در اين صورت، متقاضيان شماره تماس تلفني این کاریابی رااز طريق E- Mail دريافت مي نمايند .
TOP
12. برتری استرالیا بر دیگر کشورهای مهاجر پذیر چیست؟
در کشور استرالیا، هزینه ها پایین و درآمد ها بالاست. شش شهر از شهرهای استرالیا، در لیست سالانه ای که از سوی سازمان ملل منتشر می شود ، در ردیف ده شهر برتر دنیا می با شند در صورتی که شهرهایی مانند لندن و پاریس در ردیف های پایین تر قرار دارند . این برتری شامل: امنیت، رفاه عمومی، بیمه، تحصیل و قوانین حقوقی و اجتماعی کشور استرالیا می شود.
TOP
13. آیا ویزای کار قابل تبدیل به سایر ویزاها می باشد؟
تبديل ويزاي كار به ويزاي مهاجرتي 4 ساله ؛يكي از آخرين دستآوردهاي شركت مهاجرتي كيش در پايان سال 2005 ميلادي مي باشد.
بنابراين بيشتر كسانيكه با ويزاي كار به استراليا اعزام شده اند مي توانند پس از گذشت 9 ماه با داشتن شرايط اوليه ، نسبت به انعقاد قرار داد ويزاي مهاجرتي با شركت مهاجرتي كيش اقدام نمايند.
از طرف ديگر ،لازم است كسانيكه مايل به اخذ ويزاي كار مي باشند ، نسبت به داشتن شرايط مطلوب تبديل ويزا كار به ويزاي مهاجرتي 4 ساله قبل از اعزام به استراليا اقدام كنند.
TOP
14.آیا افراد متاهل که متقاضی ویزای کار هستند، می توانند همسر خود را به استرالیا ببرند؟
همسر افرادی که متاهل هستند، می توانند با ویزای توریستی ، در مدت زمان محدودی در کشور استرالیا ساکن شوند و یا در صورتی که شرایط ویزای کار را داشته باشند، به طور مستقل جهت اخذ ویزای کاراقدام نمایند.
TOP
15.آیا افرادی که ویزای کار دارند، محدودیتی برای ورود و خروج از کشوراسترالیا خواهند داشت؟
خیر، این افراد هیچ محدودیتی برای ورود و یا خروج ازاسترالیا ندارند.
TOP
16.تسهیلاتی که کاریابی بین المللی نرجس می تواند برای من پس از ورود به استرالیا فراهم کند، چیست؟
کاریابی بین المللی نرجس ، امکانات و تسهیلات متنوعی را در اختیار متقاضیان قرار می دهد. امکان اشتغال، اسکان موقت، انتقال از فرودگاه سیدنی، ملبورن، بریزین به محل اسکان در هر ساعت از شبانه روز،ضمانت کارجویان جهت اجاره خانه مسکونی ، کارت اعتباری ، موبایل و نیز ضمانت کارجویان جهت استخدام در شرکت های معتبر استرالیایی.
TOP
17.آیا پزشکان و دندانپزشکان متقاضی ویزای کار، می توانند به عنوان پزشک و یا دندانپزشک در استرالیا مشغول به کار شوند؟
در صورت طی دوره های تکمیلی در استرالیا ، پزشکان و دندانپزشکان می توانند در جامعه پزشکان و دندانپزشکان این کشور به رسمیت شناخته شده و کار کنند.
TOP
18.آیا با ویزای کار، می توان در کشور استرالیا ادامه تحصیل داد؟
بله، با این ویزا می توان به مدت سه ماه از شرکت در دوره های آموزشی بهره مند شد و در صورت تمایل به ادامه تحصیل ، این ویزا قابل تبدیل به ویزای دانشجویی نیز می باشد.
TOP
19.من در حال انجام خدمت سربازی هستم و قصد دارم ضمن انجام خدمت، در دوره های آموزشی که بتواند به من در یافتن کار مناسب در استرالیا کمک کند، شرکت کنم. شما چه دوره هایی راپیشنهاد می کنید؟
دوره های آموزشی کامپیوتر،IT و تخصص های فنی حرفه ای
TOP
20.مزایای ویزای PR (اقامت دائم) چیست؟
اقامت نا محدود در استرالیا، برخورداری از مزایای شهروندی کامل در استرالیا، تخفیف در پرداخت شهریه دانشگاهی تا 90% و دریافت کمک هزینه تحصیلی ، معافیت از پرداخت مالیات بر در آمد تا سقف 6000 دلار ، برخورداری از بیمه درمان رایگان، استفاده از حقوق بیکاری و بازنشستگی به میزان 15000دلار در سال پس از 2 سال کار، امکان تحصیل و سرمایه گذاری، بهره مندی خانواده از مزایای این ویزا.
TOP
21.چه مدت طول می کشد تا ویزای کار من آماده گردد؟
پس ازانعقاد قرارداد و تکمیل مدارک( با توجه به مقدمات اخذ ویزا)، یک ماه
TOP
22. برتری استرالیا بر دیگر کشورهای مهاجر پذیر چیست؟
در کشور استرالیا، هزینه ها پایین و درآمد ها بالاست. شش شهر از شهرهای استرالیا، در لیست سالانه ای که از سوی سازمان ملل منتشر می شود ، در ردیف ده شهر برتر دنیا قرار دارد، در صورتی که شهرهایی مانند لندن و پاریس در ردیف های پایین تر می باشند . علت این برتری امنیت، رفاه عمومی، بیمه، تحصیل و قوانین حقوقی و اجتماعی کشور استرالیا می با شد.
TOP
23. آیا ویزای کار قابل تبدیل به سایر ویزاها می باشد؟
بله
TOP
24.آیا افراد متاهل که متقاضی ویزای کار هستند، می توانند همسر خود را به استرالیا ببرند؟
همسر افرادی که متاهل هستند، با ویزای توریستی می توانند، در مدت زمان محدودی به کشور استرالیا سفر نمایند و در صورتی که شرایط ویزای کار را داشته باشند، به طور مستقل جهت اخذ ویزای کاراقدام نمایند.
TOP
25.آیا افرادی که ویزای کار دارند، محدودیتی برای ورود و خروج از کشوراسترالیا خواهند داشت؟
خیر، این افراد هیچ محدودیتی برای ورود و یا خروج ازاسترالیا ندارند.
TOP
26.تسهیلاتی که کاریابی بین المللی نرجس می تواند برای دارندگان ویزا پس از ورود به استرالیا فراهم کند، چیست؟
کاریابی بین المللی نرجس ، امکانات و تسهیلات متنوعی را در اختیار متقاضیان قرار می دهد. امکان اشتغال، اسکان موقت، انتقال از فرودگاه سیدنی، ملبورن، بریزین به محل اسکان در هر ساعت از شبانه روز،ضمانت کارجویان جهت اجاره خانه مسکونی ، کارت اعتباری ، موبایل و نیز ضمانت کارجویان جهت استخدام در شرکت های معتبر استرالیایی.
TOP
27.آیا پزشکان و دندانپزشکان متقاضی ویزای کار، می توانند به عنوان پزشک و یا دندانپزشک در استرالیا مشغول به کار شوند؟
در صورت طی دوره های تکمیلی در استرالیا ، پزشکان و دندانپزشکان می توانند در جامعه پزشکان و دندانپزشکان این کشور به رسمیت شناخته شده و کار کنند.
TOP
28.آیا با ویزای کار، می توان در کشور استرالیا ادامه تحصیل داد؟
با این ویزا می توان به مدت سه ماه از دوره های آموزشی بهره مند شد و در صورت تمایل به ادامه تحصیل ، این ویزا قابل تبدیل به ویزای دانشجویی نیز می باشد.
TOP
29.من در حال انجام خدمت سربازی هستم و قصد دارم ضمن انجام خدمت، در دوره های آموزشی که بتواند به من در یافتن کار مناسب در استرالیا کمک کند، شرکت کنم. شما چه دوره هایی راپیشنهاد می کنید؟
دوره های آموزشی کامپیوتر،IT و تخصص های فنی - حرفه ای
TOP
30.مزایای ویزای PR (اقامت دائم) چیست؟
اقامت نا محدود در استرالیا، برخورداری از مزایای شهروندی کامل در استرالیا، تخفیف در پرداخت شهریه دانشگاهی تا 90% و دریافت کمک هزینه تحصیلی ، معافیت از پرداخت مالیات بر در آمد تا سقف 6000 دلار ، برخورداری از بیمه درمان رایگان، استفاده از حقوق بیکاری و بازنشستگی به میزان 15000دلار در سال پس از 2 سال کار، امکان تحصیل و سرمایه گذاری، بهره مندی خانواده از مزایای این ویزا.
TOP
31.چه مدت طول می کشد تا ویزای کار متقاضیان این نوع ویزا آماده گردد؟
اخذ ویزای کار( (WHپس ازانعقاد قرارداد و تکمیل مدارک، یک ماه به طول می انجامد.
TOP
32.آیا قوانین مهاجرت دراسترالیا ثابت است؟
خیر،احتمال تغییر در قوانین مهاجرتی این کشوربسیار زیاد است .
TOP
33.انعقاد قرارداد میان دولتین ایران و استرالیا برای ارائه ویزای کار به ایرانیان ،تا چه زمانی اعتبار دارد؟
موافقتنامه میان دو کشور ایران و استرالیا برای ویزای کار، به مدت 4 سال، از سال 2003 تا سال 2007 میلادی اعتبار دارد. با توجه به اینکه این قرارداد به صورت موافقتنامه ای میان دو کشور امضاء گردیده، از لحاظ حقوق بین الملل، هر زمان که دو طرف موافقت نمایند، قابل فسخ می باشد.
TOP
34.آیا افراد بلافاصله پس از ورود به استرالیا، به جایگاه شغلی ایده آل خود دست می یابند؟
انتظار اینکه افراد بلافاصله پس از ورود به استرالیا، به جایگاه شغلی ایده آل خود دست یابند،
اندکی دور از ذهن و واقعیت است. به هر حال تلاش برای عرضه توانمندی ها و باوراندن این توانمندیها به کارفرمایان استرالیایی، می تواند در جهت ارتقاء کارجویان و دستیابی آنها به مشاغل ایده آل تأثیر بسزایی داشته باشد.
TOP
35.آیا مدارک پزشکان و دندانپزشکان ایرانی، در کشور استرالیا مورد قبول است؟
مدارک پزشکان، دندانپزشکان و فارغ التحصیلان رشته های پزشکی، تنها پس از موفقیت در آزمونهای تخصصی و گذراندن دوره های تکمیلی ( مصاحبه وانترنشیپی و آزمونهای تئوری، عملی) مورد پذیرش قرار خواهد گرفت.
TOP
36.آیا می توان در مدت زمانی کوتاه تراز9 ماه ، موفق به اخذ ویزای اقامت دائم شد؟
وکلای کاریابی بین المللی نرجس، برای اخذ تاییدیه، ارزیابی مدارک تحصیلی و به ثبت رساندن نام متقاضی، با سازمان ها و مراکز گوناگونی دراسترالیا ارتباط دارند . از این رو، طی چنین پروسه ای در مدت زمانی کوتاهتر از نه ماه امکانپذیر نمی باشد.
TOP
37. من 43 ساله ، متاهل و دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته مهندسی مکانیک می باشم. آیا می توانم برای ویزای PR اقدام کنم ؟
مواردی که می تواند امتیاز افراد را برای بدست آوردن ویزای اقامت دائم افزایش دهد، عبارتند از:
داشتن حداکثر سن :34 سال ، عضویت در سازمانهایی مانند سازمان نظام مهندسی یا سازمان مامائی و پرستاری ایران، داشتن اقوام درجه یک و دو در استرالیا، کسب حد اقل یک عنوان جهانی.
در صورتی که شما و یا همسرتان بتوانید امتیاز لازم را با توجه به موارد فوق الذکر بدست آورید، ویزای اقامت دائم به شما و همسرتان تعلق خواهد گرفت.
TOP
38. آیا کسب حد نصاب نمره 6 در امتحان IELTS برای اخذ ویزای PR ، درهر چهار مهارت این آزمون الزامی است؟
بدست آوردن نمره 6 جنرال برای اخذ ویزای PR ، در هر چهار مهارت : خواندن ، نوشتن ، صحبت کردن و شنیدن الزامی است.
TOP
39.آیا فارغ التحصیلان رشته زبان و ادبیات انگلیسی، مانند رشته مترجمی زبان انگلیسی، می توانند برای ویزای اقامت دائم اقدام نمایند؟
رشته ادبیات و زبان انگلیسی، در ردیف رشته های مورد نیاز کشور استرالیا نمی باشد. علی ای حال ، تشخیص موفقیت و یا عدم موفقیت این گروه برای اخذ ویزای اقامت دائم، بستگی به نظر وکلای مهاجرتی این کاریابی در استرالیا دارد.
TOP
40.اگر فرزند من شرایط ویزای PR را داشته باشد، آیا می توانم از طریق فرزندم برای اخذ ویزای PR اقدام نمایم؟
با توجه به اینکه ویزای PR شامل همسر، فرزندان و پدر و مادرنیز می شود ، شما هم می توانید از مزایای ویزای فرزندتان بهره مند شوید.
TOP
41.من 27 سال دارم ، در امتحان IELTS موفق به کسب نمره 7 جنرال شده ام و دارای مدرک کارشناسی در رشته علوم تربیتی نیز می باشم . آیا می توانم برای ویزای PR اقدام کنم ؟
رشته علوم تربیتی، در شمار رشته های مورد نیاز کشور استرالیا نمی باشد.از این رو، تشخیص موفقیت و یا عدم موفقیت این گروه برای اخذ ویزای اقامت دائم ، بستگی به نظر وکلای مهاجرتی این کاریابی در استرالیا دارد.
TOP
42.آیا برای اخذ ویزای PR ، داشتن 4 سال سابقه کار مرتبط با رشته تحصیلی الزامی است ؟
برای اخذ ویزای PR، برخلاف ویزای کار، داشتن سوابق کاری مرتبط با رشته تحصیلی الزامی است.
TOP
43.من دارای مدرک فوق دیپلم مکانیک هستم ویک سال سابقه کار غیر مرتبط با رشته تحصیلی ام دارم. آیا ویزای کار به من تعلق می گیرد؟
خیر،برای اخذ ویزای کار، داشتن حداقل 2 سال سابقه کار الزامی است.

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |
دختر نابغه 19 ساله ايراني ، جوان ترين استاد دانشگاه در جهان

 

عاليه صبور, دختر ايراني- آمريکايي در سن ۱۹ سالگي موفق به کسب کرسي استادي دانشگاه شد و بدين ترتيب نام خود را در کتاب رکوردهاي گينس ثبت کرد . اين عنوان از ۳۰۰ سال پيش تاکنون در اختيار کولين مک لورين، شاگرد فيزيکدان مشهور ايزاک (اسحاق) نيوتن بوده است. بيانيه مطبوعاتي کتاب رکوردهاي گينس حاکي است عاليه صبور، جوانترين استاد تمام وقت دانشگاه است که تاريخ تاکنون به خود ديده است. گفتني است شگفتي هاي اين نابغه جوان تنها به رکورد جوانترين استاد دانشگاه ختم نمي شود. شايد عاليه صبور و گستره نبوغ او را بايد مصداق عيني اين گفته يوهان ولفگانگ گوته، شاعر و انديشمند آلماني دانست: دانايي به تنهايي کافي نيست. بايد دانش را به کار بست. عاليه صبور در مصاحبه اي گفت: دانايي، توانايي است بويژه هنگامي که دانسته هاي خود را با ديگران شريک مي شوي… و همين چند کلمه پرمغز کافي بود تا بيش از پيش تحسين عمومي را برانگيزد. عاليه صبور در سن ۱۰ سالگي وارد دانشگاه شد و در سن ۱۴ سالگي ليسانس خود را با درجه ممتاز در رشته رياضيات کاربردي از دانشگاه ايالتي استوني بروک(در نيويورک) اخذ کرد. با اين وصف او نخستين زن در تاريخ ايالات متحده است که چنين افتخاراتي را کسب کرده است. صبور، تحصيلات خود را در مقاطع کارشناسي ارشد و PHD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسي متالورژي و مواد به پايان رسنيد.

+نوشته شده در ساعتتوسط علی فدایی |